هماوردی ایران و آمریکا فعلاً از فاز درگیری مستقیم نظامی فاصله گرفته و وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را مسابقه تاب‌آوری نامید؛ رقابتی که در آن هر طرف تلاش می‌کند هزینه‌های ادامه تقابل را برای طرف مقابل افزایش دهد.

تهران با بستن تنگه هرمز، بازار انرژی جهان و ذخایر نفت را تحت فشار قرار داده و واشنگتن نیز با فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی تلاش می‌کند اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد. دونالد ترامپ هم اخیراً از ترجیح فشار اقتصادی به بازگشت به حملات نظامی سخن گفته است؛ هم‌زمان، مقام‌های آمریکایی از اقدامات اقتصادی جدید علیه ایران خبر داده‌اند.

اما ادامه این وضعیت برای آمریکا نیز بدون هزینه نیست. ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن با حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار دریایی، نزدیک به ۹ ماه در شرایط عملیاتی و بدون وقفه در دریا حضور داشته است؛ وضعیتی که گزارش‌هایی درباره فرسودگی نیروها، مشکلات روانی، کمبود اقلام ضروری و افزایش حوادث ایمنی به همراه داشته است. سنتکام تنها یک مورد تلاش برای خودکشی را تأیید کرده، هرچند گزارش‌های دیگری نیز منتشر شده است.

از طرف دیگر، فشار فقط متوجه نیروی انسانی نیست. ناوهای هواپیمابر برای حفظ آمادگی عملیاتی به تعمیرات و پشتیبانی مستمر نیاز دارند و آسیب دیدن مراکز پشتیبانی آمریکا در بحرین و فجیره، دسترسی به این خدمات را دشوارتر کرده است. انتقال بخشی از پشتیبانی به دیگو گارسیا نیز به دلیل فاصله زیاد با منطقه، هزینه و پیچیدگی عملیات را افزایش می‌دهد.

در مقابل، ایران هم هزینه سنگینی می‌پردازد؛ از کاهش درآمدهای نفتی و دشواری صادرات گرفته تا اختلال در واردات کالا.

حالا پرسش اصلی این است: کدام طرف زودتر از ادامه این مسابقه خسته می‌شود و آیا این رقابت در نهایت به عقب‌نشینی، ادامه تقابل یا بازگشت دوباره به میز مذاکره ختم خواهد شد؟