به گزارش اکوایران، به نظر میرسد حضور آمریکا در بعضی از کشورهای منطقه نتوانسته آنها را آنگونه که باید در جریان جنگ ایران مصون نگاه دارد. اکنون به نظر میرسد آنها امیدوارند گفتوگوی مستقیم با ایران بتواند در این زمینه کمککننده باشد.
دیپلماسی مستقیم با تهران؛ جایگزین پایگاههای آمریکا؟
به گزارش نشریه نیویورکتایمز، کشورهای عرب خلیج فارس سالهاست برای امنیت خود به پایگاههای نظامی آمریکا که در خاک آنها مستقر هستند، متکی بودهاند؛ اما پس از شش ماه جنگ، حملات مکرر موشکی و پهپادی ایران به این کشورها، محدودیتهای تضمینهای امنیتی آمریکا را بهوضوح آشکار کرده است.
ایران و متحدانش برخی از پایگاههای آمریکا را تقریباً بهطور کامل تخریب کردهاند، هتلهای لوکس را به آتش کشیده شده و اخیراً نیز یکی از مهمترین زیرساختهای انرژی جهان از کار افتاده است: یک خط لوله نفت که سراسر عربستان سعودی امتداد دارد.
مقامهای کشورهای عرب خلیج فارس که خود را در تنگنا میبینند، اکنون تلاش میکنند راههای مختلفی برای جلوگیری از حملات ایران و متحدانش پیدا کنند؛ از جمله دیپلماسی مستقیم با تهران؛ اگر چه این گزینه نیز با چالشهایی روبهروست. نشستی که قرار بود روز دوشنبه میان ایران و کشورهای عرب خلیج فارس برگزار شود، یکشنبه شب بهطور ناگهانی به تعویق افتاد. به گفته یک مقام ارشد خلیج فارس، این تأخیر پس از آن رخ داد که عربستان سعودی و ایران در مذاکرات درباره تنگه هرمز به بنبست رسیدند.
سندرم اتکا به محافظ خارجی
تحلیلگران میگویند سران منطقه پس از آنکه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران آسیبپذیریهای کشورهای عرب خلیج فارس را آشکار و تهران را جسورتر کرد، چارهای جز جستوجوی گزینههای امنیتی متفاوت ندارند. به گفته بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت: «ما در موقعیتی گرفتار شدهایم که باید درحالیکه بخشی از ساختارهای قدیمی را حفظ میکنیم، چیزی نو بسازیم. باید از این سندرم اتکا به محافظ خارجی بیرون بیاییم.»
دود از یک پالایشگاه نفت در بحرین پس از حمله ایران در ماه مارس به آسمان برخاست/عکس از رویترز
برای مثال، کشور جزیرهای بحرین چندین دهه میزبان یک پایگاه بزرگ نیروی دریایی آمریکا بوده است، به این امید که این پایگاه از آن در برابر ایران محافظت کند؛ اما مانند دیگر کشورهای خلیج فارس، خود این پایگاه نیز به هدف حملات تبدیل شد. این پایگاه در ماه فوریه، در نخستین روز حملات تلافیجویانه ایران در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل، تقریباً بهطور کامل تخریب شد. به گفته یک مقام نظامی آمریکایی، بیشتر ملوانان مستقر در آنجا به فلوریدا منتقل شدند و تنها یک نیروی حداقلی در پایگاه باقی ماند.
دریادار داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا، در یک نشست عمومی اخیر گفت برخی از ملوانان مستقر در بحرین آنقدر سریع تخلیه شدند که نیروی دریایی آمریکا هنوز در تلاش است آنها را دوباره به وسایل شخصیشان برساند. او گفت مشخص نیست چه زمانی آنها بازخواهند گشت.
به گفته کریستیان الکساندر، پژوهشگر ارشد مؤسسه امنیت و دفاع ربدان، یک نهاد پژوهشی مرتبط با دولت امارات متحده عربی، این جنگ ثابت کرد سامانههای دفاعی پیشرفته خلیج فارس «نفوذناپذیر» نیستند و ایران میتواند با استفاده از تعداد زیادی پهپاد نسبتاً ارزان، «هزینههای سنگینی را بر این کشورها تحمیل کند». او افزود آمریکا در مواجهه با ضدحملات شدید ایران، «حفاظت از نیروهای خود و دفاع از اسرائیل را در اولویت قرار داد. این اولویتها همیشه با نیازهای کشورهای خلیج فارس برای حفاظت از فرودگاهها، بنادر و تأسیسات آبشیرینکن آنها همخوان نبود».
جایگزینی وجود ندارد؟
بااینهمه، بحرین و دیگر کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و کویت، جایگزین روشن و واحدی برای آمریکا بهعنوان تضمینکننده امنیت خود ندارند. ارتشهای این کشورها، با وجود صرف صدها میلیارد دلار برای خرید تسلیحات پیشرفته در دهههای اخیر، از جمله جنگندههای اف-۱۵ آمریکایی و سامانههای دفاع موشکی پاتریوت، کوچکتر از ارتش ایران هستند.
تصویر ماهوارهای که خسارات واردشده به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی را پس از حمله روز جمعه نشان میدهد/عکس از ماهواره وانتور از طریق رویترز
چین و روسیه نیز با وجود روابط نزدیک با بسیاری از این کشورها، برای دفاع از کشورهای خلیج فارس وارد عمل نشدهاند. بسیاری از مقامهای خلیج فارس خواستار خودکفایی بیشتر منطقه در حوزه دفاعی هستند. اما تلاشها برای تقویت امنیت منطقهای، مانند پیمان دفاعی جدید میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، هنوز آزموده نشدهاند. همچنان مشخص نیست آیا هر یک از این کشورها حاضر و قادر خواهند بود در صورت حمله به دیگری به کمک آن بشتابند یا خیر.
به گفته یاسمین فاروق، مدیر پروژه خلیج فارس و شبهجزیره عربستان در گروه بحران بینالمللی، گزینه احتمالی کشورهای خلیج فارس این است که مشارکتهای دفاعیای ایجاد کنند که «به جای جایگزین کردن چتر امنیتی آمریکا، آن را تکمیل کنند». تحلیلگران و مقامهای خلیج فارس میگویند بدون کمک آمریکا و تسلیحات آمریکایی، از جمله سامانههای دفاع هوایی، خسارت واردشده به کشورهای خلیج فارس بسیار بیشتر میبود. در حملات زمان جنگ دهها نفر کشته شدند، نه صدها یا هزاران نفر. پروازهای حامل گردشگران و فعالان اقتصادی لغو یا با تأخیر مواجه شدند، اما اکنون روند ازسرگیری آنها آغاز شده است.
دولتهای منطقه در پی ایجاد ساختار امنیت مشترک با ایران
کارزار ایران اقتصادهای ثروتمند و متکی بر انرژی کشورهای خلیج فارس را بهشدت مختل کرده و تصویر آنها بهعنوان پناهگاههای امن در منطقهای بیثبات را خدشهدار کرده است. کمبود جهانی موشکهای رهگیر آمریکایی نیز در هفتههای نخست جنگ برای کشورهای عرب خلیج فارس چالش ایجاد کرد و آنها تلاش کردهاند این کمبود را با روی آوردن به اوکراین و دیگر کشورهای اروپایی جبران کنند؛ اما حتی تقویت دفاع هوایی در برابر پهپادهای نسبتاً ارزان ایران نیز نمیتواند حفاظت کاملی فراهم کند.
تماشای یک ارائه درباره تنگه هرمز در یک مجمع در ابوظبی، امارات، در این ماه/عکس از خبرگزاری فرانسه
بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در مقالهای که در ماه ژوئیه در روزنامه فرانسوی لوموند منتشر کرد، خواستار یک ترتیبات چندجانبه جدید شد که کشورهای عرب خلیج فارس را همراه با ایران و عراق گرد هم آورد تا مسئولیت امنیت منطقه را بهطور مشترک بر عهده بگیرند. این وزیر نوشت که چنین اقدامی مستلزم «بررسی روشن روابط با شرکای اصلی مانند آمریکا» و ایجاد توازن دوباره در ائتلافهای منطقه است.
در واقع، چندین کشور خلیج فارس سالها پیش از آغاز جنگ نیز به دنبال نزدیک شدن به ایران بودند و امیدوار بودند کاهش تنشها از آنها محافظت کند. جنگ در ابتدا این تلاش را از مسیر خارج کرد؛ اما چند ماه بعد، امارات، عربستان سعودی و قطر، به دلیل نداشتن گزینه بهتر، بار دیگر به دیپلماسی روی آوردهاند، با این هدف که بهتدریج اعتماد را با ایران بازسازی کنند و منافع اقتصادی مشترکی ایجاد کنند که سرنوشت آنها را به یکدیگر گره بزند.
انور قرقاش، مقام ارشد اماراتی، در کنفرانسی در اوایل ماه جاری اذعان کرد که فارغ از آنچه رخ داده است، رویکرد دیپلماتیک اجتنابناپذیر است. او گفت: «ایران همچنان همسایه ماست و در مقطعی باید راهی برای بازگرداندن آنچه قابل بازگرداندن است پیدا کنیم. جغرافیا هیچ جایگزینی برای تعامل در اختیار ما نمیگذارد.»
آیا «دروازه اشکها» ابزار تازه فشار تهران میشود؟
در رابطه با موقعیت امنیت پدیدآمده در جنوب شبهجزیره عربستان، برت مکگورک، نماینده دولت جو بایدن در امور خاورمیانه در سیانان نوشت: درگیری جاری با ایران توجهها را به تنگه هرمز و وابستگی جهان به انتقال انرژی از این مسیر معطوف کرده است. ایران برای افزایش فشار بر واشنگتن بهمنظور پایان دادن به جنگ و پذیرش صلح، به کشتیها در هرمز حمله کرده است. این تاکتیکی است که سالها پیش در بابالمندب آزموده شده بود و اکنون پس از تهاجم جدید نیروهای همسو با ایران در یمن در هفته گذشته، قابل تکرار است.
یک شناور تجاری در سواحل یمن در بابالمندب، در تنگهای که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز
بابالمندب در ترجمه تحتاللفظی به معنای «دروازه اشکها» است. برخی افسانهها این نام را به زلزلهها و سیلابهای باستانی نسبت میدهند که آفریقا را از عربستان جدا کردند و هزاران نفر را به کام مرگ فرستادند. هرچه منشأ دقیق این نام باشد، این تنگه چندان به خاطر اتفاقات خوب شناخته نمیشود.
یمن، که مستقیماً در جنوب عربستان سعودی قرار دارد، در دوران جنگ سرد به دو بخش شمال و جنوب تقسیم شده بود و تنها در سال ۱۹۹۰ متحد شد؛ اما اتحاد کشور هرگز بهطور کامل شکافهای عمیق سیاسی، قبیلهای و منطقهای را حل نکرد. جنبش حوثیها در اواخر دهه ۱۹۸۰ و دهه ۱۹۹۰ در شمال یمن و از دل یک جنبش احیای زیدی شیعه شکل گرفت. این جنبش تحت رهبری حسین الحوثی به یک جریان سیاسی و نظامی تبدیل شد و چندین جنگ را علیه دولت مرکزی یمن به راه انداخت. این گروه بعدها نام انصارالله را برگزید.
ایران انصارالله را ایجاد نکرده است و این گروه همچنان منافع و جاهطلبیهای خاص خود را دارد؛ اما تسلیحات ایرانی، قطعات موشکی، پهپادها، آموزش و تخصص فنی ایران کمک کرد تا یک شورش محلی به نیرویی با اهمیت جهانی تبدیل شود.
درسهای سخت و ناگهان غافلگیری: یک کارت غیر قابل پیشبینی
واشنگتن بهسختی آموخت که آرامش در یمن، تغییر مهمی را در موازنه راهبردی پنهان کرده بود. در سالهایی که جنگ داخلی یمن تا حد زیادی متوقف شده بود، ایران به ایجاد نیرویی مسلح کمک کرد که دیگر صرفاً قادر به تهدید عربستان سعودی یا جنگیدن در یک جنگ داخلی در داخل یمن نبود؛ بلکه میتوانست اسرائیل را هدف قرار دهد و هر زمان که بخواهد با بستن بابالمندب، تجارت جهانی را گروگان بگیرد.
یمنیهایی که به دلیل درگیریهای تازه میان نیروهای دولت مورد حمایت عربستان و انصارالله از خانههای خود گریختهاند، در تاریخ ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در جنوب غربی یمن خانههای موقت برپا میکنند/عکس از خبرگزاری فرانسه
سال گذشته ترامپ بار دیگر حملات آمریکا علیه این گروه را تشدید کرد. پس از هفت هفته حملات آمریکا، عمان میانجیگری کرد و به تفاهمی دست یافت: آمریکا بمباران اهداف انصارالله را متوقف میکرد و آنان نیز حمله به کشتیهای آمریکایی را متوقف میکردند. این توافق شامل اسرائیل یا عربستان سعودی نمیشد، اما به نظر میرسید دستکم نوعی آرامش نسبی ایجاد کرده است. البته برای مدتی.
سپس، هفته گذشته، نقشه بار دیگر تغییر کرد. در یک تهاجم سریع در امتداد ساحل دریای سرخ یمن، نیروهای انصارالله مناطق جدیدی را تصرف کردند که مستقیماً بر بابالمندب مشرف هستند. اکنون تسلیحات متعارف آنان، توپخانه و راکتها، میتوانند کشتیها را هدف قرار دهند و دیگر تنها به پهپادها و موشکهای دوربرد متکی نیستند.
هنوز وضعیت جدیدی شکل نگرفته است. در حال حاضر، کشتیها همچنان از بابالمندب عبور میکنند. ترامپ گفته است انصارالله گفتهاند نمیخواهند با ما وارد رویارویی شوند و اجازه عبور کشتیها را خواهند داد؛ بااینحال، آنان مجبور نیستند فردا تنگه را ببندند. توانایی آنها برای گروگان گرفتن این گذرگاه، اهرم فشار دیگری در اختیار تهران قرار میدهد.
آیا این وضعیت تازه به «وضعیت موجود» تبدیل خواهد شد؟ لزوماً نه. خطوط مقدم در یمن اغلب جابهجا میشوند. گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه نیروهای دولتی در حال آماده شدن برای یک ضدحمله هستند و واشنگتن ممکن است اطلاعات نظامی در اختیار آنها قرار دهد. دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، نیز بهتازگی برای بررسی وضعیت به عربستان سعودی سفر کرده است.
بااینحال، فارغ از اینکه بعداً چه اتفاقی بیفتد، انصارالله بار دیگر به جهان یادآوری کردهاند که با حمایت مستقیم ایران در موقعیتی قرار دارند که همچنان در هر رقابت منطقهای بر سر قدرت و نفوذ، یک کارت پیشبینیناشدنی باشند.