به گزارش اکوایران، همزمان با ابهام در برنامهٔ واشنگتن برای کوبا و تشدید تحریمها، بهنظر میرسد روندهایی در این کشور شدت گرفتهاند که بعضی از تحلیلگران را نسبت به پیامدهای منفی جبرانناپذیر و رفعناشدنی آنها برای آیندهٔ این کشور نگران کرده است.
ابهام در برنامهٔ واشنگتن برای کوبا
به نوشتهٔ نشریهٔ فارنافیرز، فروپاشی دولت و اقتصاد کوبا شتابان است. اگر این مسیر بهزودی وارون نشود، بازسازی این جزیره بهعنوان کشوری باثبات، مرفه و دموکراتیک ممکن است عملاً ناممکن شود.
چند ماه پیش، کمتر ناظری انتظار داشت که روندی کند و فرسایشی در پیش باشد. با توجه به تهدید تعرفهای که از فوریه علیه کشورهایی که به کوبا نفت میرسانند برقرار شده بود، هشدارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دربارهٔ اقدام نظامی و گزارشها دربارهٔ مذاکرات محرمانه میان هاوانا و واشنگتن، بسیاری بر این باور بودند که یا توافقی برای تقسیم قدرت یا عملیاتی نظامی به سبک ونزوئلا قریبالوقوع است.
اما تا اواخر ماه مه، این احتمال کمتر به نظر میرسید. تا آن زمان، به گزارش میامی هرالد، مذاکرات پشتپرده بر اثر مخالفت جمهوریخواهان فلوریدا و رد پیشنهاد واشنگتن از سوی هاوانا شکست خورده بود؛ پیشنهادی که شامل سرمایهگذاری آمریکا و تأمین نفت در ازای برکناری میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا، و خصوصیسازی شرکت نفت دولتی این کشور میشد. هاوانا در ماه ژوئن ۱۷۶ اصلاح اقتصادی را به اجرا گذاشت که فضای بیشتری برای بخش خصوصی ایجاد میکرد، اما این اقدام واشنگتن را راضی نکرد. دولت ترامپ ضمن آنکه اجازه داد مقادیر محدودی سوخت و مواد غذایی آمریکا از طریق توزیعکنندگان خصوصی به جزیره برسد، تحریمهای تازهای علیه شرکتهای دولتی و مقامهای حکومت وضع کرد.
کوبا روبه فروپاشی اجتماعی میرود
در ماه آگوست، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به آکسیوس گفت که جدول زمانی این سیاست تغییر کرده است و افزود که این روند به «صبر و پافشاری» نیاز دارد و حکومت ممکن است تا سال ۲۰۲۸ یا حتی پس از آن دوام بیاورد.
مردی در حال هل دادن یک گاری دستی در هاوانا، کوبا، ژوئیه ۲۰۲۶/عکس از رویترز
اظهارات روبیو را میتوان به چند شکل تفسیر کرد. یک احتمال این است که دولت آمریکا در حال بلوفزدن باشد. ممکن است تهدید به ادامه فشار بیسابقهٔ تحریمی با هدف ازسرگیری مذاکرات متوقفشده یا گمراهکردن حکومت در آستانه یک عملیات نظامی باشد. احتمال دیگر این است که با توجه به درگیرشدن ایالات متحده در ایران و مشغولیت آن به مدیریت وضعیت ونزوئلا، کوبا صرفاً از اولویت خارج شده باشد. دولت آمریکا جزیره را روی دستگاه حیات مصنوعی گذاشته است؛ بهگونهای که تنها به اندازهای سوخت و مواد غذایی آمریکایی اجازه ورود به شرکتهای خصوصی داده میشود که از فروپاشی اجتماعی جلوگیری شود، اما در غیر این صورت برنامهای تازه وجود ندارد. سیاست کوبا عملاً روی حالت خودکار قرار گرفته است. احتمال سوم این است که دولت آمریکا به این نتیجه رسیده باشد که انتظار برای فروپاشی نظام تکحزبی از درون، تنها مسیر عملی برای تغییر حکومت است؛ حتی اگر این مسیر طولانی، پرپیچوخم و نامطمئن باشد.
صرفنظر از اینکه کدام تفسیر درست باشد، چیزی که خارج از کوبا چندان مورد توجه قرار نگرفته این است که فروپاشی اقتصادی و دولتی که از بیمیلی حکومت به اصلاحات آغاز شده و تحریمهای آمریکا آن را شتاب بخشیدهاند، همین حالا در حال تغییر شکل جزیره است. دولت، بهجز تواناییاش در سرکوب سیاسی، بهسرعت در حال تضعیف است. اقتصاد در حال کوچکشدن و نابرابری در حال افزایش است و در نتیجه، طبقه بزرگی از مردم چنان فقیر شدهاند که نمیتوانند مشارکت معناداری در بخش خصوصی جدید داشته باشند. انسجام اجتماعی در حال ازهمگسیختن است و جرم و جنایت افزایش مییابد، درحالیکه سقوط نرخ زاد و ولد و مهاجرت گسترده، ساختار جمعیتی کوبا را دگرگون میکند.
همهٔ این روندها سالها و در برخی موارد دههها، پیش از قطع نفت خارجی و تحریمهای جدید آغاز شده بودند، اما اکنون هر یک از آنها ظاهراً در حال شتاب گرفتن است. خطر این است که هرچه این بنبست طولانیتر شود، این روندها بیشتر به شرایط پایهای و تثبیتشدهای تبدیل شوند که هر گذار آیندهای باید از دل آنها عبور کند؛ در نتیجه، احتمال آنکه کوبا روزی به کشوری با حکمرانی مطلوب تبدیل شود کاهش مییابد و احتمال آیندهای حتی ناکارآمدتر و آشفتهتر افزایش پیدا میکند.
استبداد آنارشیگونه
نگارنده در هاوانا لطیفهای شنید: «فقط دو چیز در این کشور کار میکند: دستگاه امنیت دولتی و بیمارستانها.» این شوخی در مورد بیمارستانها بیش از حد سخاوتمندانه بود؛ اما دربارهٔ دستگاه امنیت دولتی درست بود. سرکوب تنها کاری است که دولت کوبا هنوز بهخوبی انجام میدهد.
میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا، در هاوانا، ژانویه ۲۰۲۶/عکس از رویترز
این مسئله کمتر به وفور منابع مربوط میشود تا به وحدت کاملاً عقلانی رهبری. مقر اداره مؤسسات کیفری که نظام زندانهای کشور را اداره میکند، بهاندازه هر ساختمان دیگری در مرکز هاوانا فرسوده است و پنجرههای شکسته آن با مقوا پوشانده شدهاند. اما ژنرالها و رؤسای دستگاههای اطلاعاتی بهخوبی میدانند که در صورت آزادسازی سیاسی چه چیزهایی را از دست خواهند داد. اگر دولت ترامپ تلاش کرده باشد برخی از آنها را متقاعد کند که راههایی برای خروج از این وضعیت وجود دارد، ظاهراً موفق نشده است. بنابراین آنها در کنار یکدیگر باقی میمانند و توانایی دولت برای سرکوب همچنان دستنخورده است.
اگرچه کوباییهایی که من با آنها دیدار کردم بهطرز شگفتآوری حاضر بودند در گوشه خیابانها یا در فاصلهای که همسایگان میتوانستند بشنوند، از حکومت انتقاد کنند و تقریباً همه این کار را میکردند، هیچکدام نگفتند که حاضرند در یک اعتراض عمومی شرکت کنند؛ زیرا چنین اقدامی تقریباً بهطور قطعی به بازداشت منجر میشود. برای اینکه کسی این واقعیت را فراموش نکند، خودروهای پلیس بیرون خانه خانوادهٔ رهبران اعتراضات بازداشتشده پارک شده بودند تا یادآوری تهدیدآمیزی باشند؛ با توجه به کمبود شدید سوخت، اینکه حکومت هنوز میتواند بنزین لازم برای اعزام این خودروها را پیدا کند، خود معنادار است.
اما در هر بعد دیگری، دولت کوبا ضعیفتر از چیزی است که بیشتر ناظران خارجی تصور میکنند؛ چه آنهایی که در جناح راست، کوبا را غول ضدآمریکایی تصور میکنند و چه آنهایی که در جناح چپ، همچنان به افسانه مدارس و بیمارستانهای کارآمد این کشور چسبیدهاند. یک دیپلمات اروپایی در هاوانا توصیف مناسبتری ارائه کرد: «آنارشی اقتدارگرا»؛ دولتی که هنوز میتواند بیان سیاسی را خفه کند، اما بهطور فزایندهای قادر به ارائه خدمات عمومی یا جلوگیری از بینظمی نیست.
مصادیق کارآمدی دولت در حال عقبنشینی سریع
سرکوب تنها کاری است که دولت کوبا هنوز بهخوبی انجام میدهد. بهداشت عمومی را در نظر بگیرید؛ حوزهای که مدتها یکی از دستاوردهای مورد افتخار دولت کوبا بود. دسترسی به بهترین درمانگاهها همیشه به روابط و آشناییها بستگی داشت؛ اما تا اوایل دهه ۲۰۱۰، شاخصهای سلامت جمعیت در کوبا که بر پزشکان آموزشدیده و سرمایهگذاری سخاوتمندانه دولتی استوار بود، در زمرهٔ قویترین شاخصها در آمریکای لاتین قرار داشت. امروز بیشتر بیمارستانها فاقد تجهیزات و داروهای ضروری هستند و بیماران مجبورند همه چیز، از آنتیبیوتیک گرفته تا ارههای مورد استفاده برای قطع عضو، را در بازار سیاه تهیه کنند. اگرچه بسیاری از پزشکان در این شرایط تمام تلاش خود را میکنند، حقوقهای غیرقابلزیست در بخش دولتی باعث شده دریافت رشوه بیش از پیش رایج شود. دانشجویان پزشکی پس از دانشآموختگی به کارهای نامرتبط در بخش خصوصی نوظهور روی میآورند یا مهاجرت میکنند.

بیرون از یک بوتیک بسته در هاوانا، کوبا، سپتامبر ۲۰۲۶/عکس از رویترز
نتایج تکاندهندهاند: نرخ مرگومیر نوزادان، که زمانی یکی از پایینترین نرخها در منطقه بود، از سال ۲۰۱۸ تاکنون بیش از دو برابر شده است و بیماریهای منتقله از طریق پشه که دولت پیشتر آنها را مهار کرده بود، دوباره بازگشتهاند. تنها بیماری چیکونگونیا در سال ۲۰۲۵ تا یکسوم جمعیت را مبتلا کرد؛ موارد تب دنگی و زیکا نیز بهشدت افزایش یافته است.
جرایم خشونتآمیز، که زمانی تقریباً در این جزیره ناشناخته بود، بهشدت در حال افزایش است؛ نشانه دیگری از عقبنشینی نامنظم دولت. اگرچه نبود آمار رسمی قابل اعتماد تأیید این مسئله را دشوار میکند و کوبا همچنان خشونت بسیار کمتری نسبت به چند کشور همسایه خود دارد، ترس از سرقت و حمله، برنامه روزمره بسیاری از کوباییها را تغییر داده است. ساکنان کاردناس، شهری کوچک در دو ساعتی شرق هاوانا، شبها از رفتن به خیابانها خودداری میکنند. گفته میشود گروههای خودسر در حال پشتسرگذاشتن تعداد فزایندهای از قتل مظنونان به جرایم در آنجا و در شهر گوانتانامو هستند؛ نباید این شهر را با پایگاه نظامی آمریکا به همین نام در نزدیکی آن اشتباه گرفت.
در هاوانا، داستانهای مربوط به ورود سارقان به خانهها برای سرقت پنلهای خورشیدی و مخازن آب رایج شده است و این تصور بهطور گسترده وجود دارد که پلیس بیش از گذشته غایب یا قابل خریدن است. جرموجنایت فعلاً سازمانیافته نیست، اما بهراحتی میتواند به چیزی سازمانیافتهتر تبدیل شود.
نیروگاههای برق در حال فرسودهشدن، کوتاهشدن سال تحصیلی و سوراخهایی که ساکنان هاوانا در خیابانها ایجاد کردهاند تا آب عمومی کمیاب را برای فروش مجدد یا مصرف خصوصی برداشت کنند؛ تهیشدن دولت را میتوان همهجا مشاهده کرد. آثار بلندمدت تحریم تا حدی مقصر هستند، همانطور که قطع نفت خارجی از فوریه نیز در این وضعیت نقش دارد، اما هیچکس رهبران کوبا را مجبور نکرده بود که تا سال ۲۰۲۴، ۳۷ برابر بیشتر از حوزههای بهداشت و آموزش، سرمایهگذاری عمومی را به گردشگری، املاک و مستغلات و مهماننوازی اختصاص دهند. این قمار سودمحورِ گروه کوچکی از افراد بانفوذ بود و شکست خورد. اکنون پرسش این است که آیا دولت پس از چند سال دیگر فروپاشی، اصلاً قادر خواهد بود کاری انجام دهد؛ از جمله حفظ نظم عمومی.
مدل سرمایهداری رفاقتی (Crony capitalism) کوبایی
دومین تحولی که در حال تغییر شکل کوبا و ایجاد معضلاتی برای یک گذار آینده است، تحول اقتصادی است. اقتصاد در حال کوچکشدن است: از سال ۲۰۲۰ تاکنون دستکم ۱۵ درصد منقبض شده است، زیرا گردشگری سقوط کرده و سرمایهگذاران خارجی به دلیل ترس از تحریمهای ثانویه جدید آمریکا از کشور خارج شدهاند.
خودروها و شاسیبلندهای نو بهطور فزایندهای در هاوانا رایج شدهاند، جایی که بخش خصوصی بهسرعت در حال جایگزینی شرکتهای دولتی در تأمین غذا، پوشاک و سوخت است/عکس از خبرگزاری فرانسه»
حکومت در واکنش، با اکراه فضای بیشتری برای فعالیت اقتصادی خصوصی ایجاد کرده است؛ نه به این دلیل که بیشتر مقامها طرفدار بازار هستند، بلکه به این نتیجه رسیدهاند که مقداری فعالیت بازار تنها راه جلوگیری از گرسنگی یا شورش در جزیره است. از زمان قانونیشدن بنگاههای خرد، کوچک و متوسط در سال ۲۰۲۱ که در اسپانیایی MIPYMEs نامیده میشوند، تعداد این شرکتها به بیش از ۱۰ هزار مورد رسیده و برآورد میشود ۶۵ درصد از کل فروش خردهفروشی و ۴۰ درصد از کل اشتغال را به خود اختصاص داده باشند. اصلاحات ماه ژوئن رسماً دامنهٔ فعالیتهای مجاز بخش خصوصی را گسترش داد، هرچند تحریمهای آمریکا، فقدان اعتبار حکومت نزد سرمایهگذاران داخلی و خارجی و اختلافات درونی حکومت احتمالاً اجرای این اصلاحات را محدود خواهد کرد.
رشد بخش خصوصی مثبت و ضروری بوده است؛ این بخش در میانهٔ بحران دستکم برخی قفسهها را پر نگه داشته و دستکم بخشی از جمعیت را از وابستگی به حقوقهای دولتی که منبع اهرم فشار حکومت هستند، خارج کرده است. یکسانسازی نرخ ارز در سال ۲۰۲۱ نیز گامی ضروری بود. با وجود اجرای فاجعهبار آن، که قدرت خرید بیشتر کوباییها را نابود کرد، این اقدام به نظام دوگانهٔ ارزی پایان داد؛ نظامی که قیمتها را مخدوش کرده و عملکرد ضعیف بنگاههای دولتی را پنهان میکرد.
اما شیوه خاصی که بازارها در حال ریشهدواندن هستند، در شرایطی که بخش بزرگی از جمعیت آنقدر فقیر است که نمیتواند مشارکت معناداری داشته باشد، حاکمیت قانون وجود ندارد و شکاف میان برندگان و بازندگان پیوسته بیشتر میشود، برای آینده کشور زیانبار است. چندین کوبایی که با آنها دیدار کردم گفتند احساس میکنند در حال تجربه روسیه دهه ۱۹۹۰ هستند: دورهای از معاملات مبهم و رقابتهای مهندسیشده که نه به رفاه گسترده، بلکه به الیگارشها و فقیرشدن گسترده مردم انجامید. واژهای که بیش از همه تکرار میکردند «رِپارتو» بود؛ یعنی تقسیم و سهمبندی کشور. افراد نزدیک به حکومت در بهترین موقعیت برای کسب منفعت قرار دارند و صاحبان شرکتهای MIPYME نیز قدمی در این مسیر گذاشتهاند. در همین حال، جوانان، سالمندان، کارکنان بخش دولتی و بسیاری از آفریقاییتباران کوبایی، بیشازپیش برای تأمین حتی غذا با مشکل مواجهاند. یک زن کوبایی به من گفت: «ما طولانیترین و دردناکترین راه را برای رسیدن به سرمایهداری آمریکای لاتین طی کردیم.»
کوبا در حال بازتولید بدترین نواقص برخی اقتصادهای آمریکای مرکزی است: تفاوتهای طبقاتی سخت، رفاقتسالاری، وابستگی به حوالههای مهاجران و بهرهوری پایین؛ اما حتی رشد نسبتاً قویتر آن اقتصادها را نیز ندارد.
افزایش نابرابری را نمیتوان نادیده گرفت: حتی اکنون که خاموشیها مرتباً دو تا سه روز طول میکشند، در محلههای مرفهتر رستورانهای جدیدی دیده میشوند که ژنراتورهایشان روشن است، چراغها روشناند، دیجی زنده برنامه اجرا میکند و میزها پر هستند. اطراف آنها خانههای تاریک قرار دارد و انبوه زباله در خیابانها جمع شده است. لازم نبود اوضاع اینگونه باشد. جمعیت کوبا همچنان تحصیلات بالایی دارد، هرچند دستمزدی که MIPYMEها میتوانند پرداخت کنند، متخصصان ماهر را از حوزههای تخصصی خود دور میکند. یک گذار سیاسی در همین امروز هنوز میتواند یک اقتصاد بازار پویا و عادلانه را در دسترس قرار دهد. دو یا سه سال دیگر، ممکن است دیگر چنین امکانی وجود نداشته باشد.
تابآوری یا انحطاط؟
آخرین بُعد فروپاشی کوبا سنجش دشوارتری دارد، اما چیزی است که بسیاری از کوباییها به من گفتند بیش از همه نگران آناند: چیزی که چند نفر آن را «انحطاط اجتماعی» توصیف کردند. آثار درهمتنیدهٔ مهاجرت گسترده، سالخوردگی سریع جمعیت و افزایش شکاف نسلی، چالشهای عظیمی برای آینده کوبا ایجاد میکند.
مردی کوبایی در تاریخ ۱۸ مارس ۲۰۲۴، فرغونی از زباله را در خیابانی در هاوانا هل میدهد/عکس از خبرگزاری فرانسه
از سال ۲۰۲۰، جمعیت کوبا بر اثر موج بیسابقهٔ مهاجرت که عامل اصلی آن بوده، حدود ۱۳ تا ۲۴ درصد کاهش یافته است. از آنجا که زنان در سن باروری در میان مهاجران سهمی نامتناسب داشتهاند، روند سالخوردگی سریع جمعیت کوبا نیز شتاب گرفته است. بر اساس پیشبینی مقامها، تا سال ۲۰۵۰ یک نفر از هر سه کوبایی بالای ۶۰ سال خواهد بود؛ درحالیکه این رقم امروز یک نفر از هر چهار نفر است. این مسئله حتی برای کشوری با اقتصادی قدرتمند و نظام بازنشستگی کارآمد نیز چالش قابلتوجهی خواهد بود. برای کوبا، ممکن است به چالشی حلنشدنی تبدیل شود.
مهاجرت همچنین بسیاری از حرفهها را از نیروی انسانی تهی کرده است؛ بیمارستانها را از کارکنان بخش سلامت، مدارس را از معلمان و حتی کلیساها را از کشیشان و شبانان خالی کرده است، آن هم در مقیاسی که کوباییها پیش از این هرگز ندیده بودند. چند کوبایی میانسال، وضعیت کنونی را با «دوره ویژه» دهه ۱۹۹۰ مقایسه کردند؛ زمانی که از دست رفتن کمکها و تجارت شوروی اقتصاد را حدود ۳۵ درصد کوچک کرد، اما پزشکان و معلمان بسیار کمتری کشور را ترک کردند. آن زمان جزیره ورشکسته بود، اما بیمارستانها و مدارس همچنان کار میکردند. دیگر چنین نیست. شکافی نیز میان کوباییهایی که خانوادههایی در خارج از کشور دارند و از حوالههای مالی آنها برای راهاندازی کسبوکار استفاده میکنند و کسانی که چنین ارتباطاتی ندارند، ایجاد شده است؛ گروه دوم بهطور نامتناسبی شامل آفریقاییتباران کوبایی هستند.
زندگی بدون غذای کافی، انرژی کافی یا داروی کافی، از نظر روانی نیز هزینه سنگینی دارد. جوانان بالاترین هزینه را میپردازند، بهویژه آنهایی که والدینشان در خارج از کشور هستند و در مقایسه با نسلهای پیشین گرسنهتر و محرومتر بزرگ میشوند؛ اما این هزینه عمومی است. مردی در هاوانا، با اشاره به کلیشهای که بر اساس آن کوباییها بهطور منحصربهفردی در تحمل سختیها مهارت دارند، به من گفت: «این تابآوری نیست. مردم میتوانند خود را با هر چیزی وفق دهند. ما خودمان را تغییر میدهیم تا بتوانیم از این فرایند جان سالم به در ببریم، اما این یک انحطاط است.»
هزینهٔ تأخیر
وقتی همسایگان کوبا در حوزه کارائیب و آمریکای مرکزی، ۴۰ تا ۵۰ سال پیش گذار خود را به دموکراسی آغاز کردند، کمتر کسی انتظار داشت که این گذارها موفق شوند. بیشتر این کشورها در آن زمان بسیار فقیرتر، از نظر اقتصادی ناکارآمدتر و نابرابرتر از امروز بودند. بااینحال، آنها نشان دادند که شرایط نامساعد اولیه سرنوشت محتوم نیست: بیشتر آنها دموکراتیک شدند و شاهد رشد و ثبات اقتصادی بودند. کوبا نیز میتواند چنین مسیری را طی کند.
موقعیت کوبا در آمریکای لاتین و منطقهٔ کارائیب/نقشه از بریتانیکا
اما هرچه بنبست کنونی طولانیتر شود، این چشمانداز تیرهتر خواهد شد. ادامه سطح کنونی فشار ممکن است باعث فروپاشی حکومت شود، یا ممکن است چنین نشود؛ اما اگر این وضعیت یک سال دیگر یا بیشتر ادامه پیدا کند، چیزی که قطعاً رخ خواهد داد این است که کوبا بیش از پیش غیرقابلحکمرانی خواهد شد؛ توسط هر کسی.
دولت ترامپ ممکن است این خطر را در نظر نگرفته باشد یا ممکن است آن را هزینهای پذیرفتنی برای وادارکردن کشور به گشایش سیاسی دانسته باشد. نکته قابلتوجه این است که برخی کوباییهای عادی نیز به همین محاسبه رسیدهاند. بسیاری از افرادی که با آنها دیدار کردم، باور نداشتند که تحریمهای آمریکا عامل اصلی بحران کنونی باشد. از نظر آنها، اینکه تحریمها باقی بمانند یا لغو شوند اهمیت بسیار کمتری از این داشت که آیا حکومت باقی میماند یا نه؛ زیرا از دید آنها، حکومت مسئولیت بیشتری در قبال اقتصاد ویرانشده دارد. یک نظرسنجی تازه و نماینده در سطح ملی از سوی امریکنبارومتر نیز وضعیت مشابهی را نشان میدهد: ۷۴ درصد پاسخدهندگان دولت کوبا را مسئول بحران کنونی دانستند، درحالیکه تنها ۱۶ درصد ایالات متحده را مقصر دانستند.
با تمام این اوصاف، خطرات ادامه فشار فعلی برای مدت نامحدود بسیار بزرگ است. برای هر دو کشور، شاید هیچ چیز بدتر از آن نباشد که جزیره وارد چرخهای از خشونت جنایی و غیرقابلحکمرانیشدن آشفته شود. ادامهٔ فشار حداکثری همچنین هزینه تعمیر و بازسازی نهایی را افزایش میدهد و کوبای پس از گذار، منابع محدودی برای تأمین مالی بازسازی خواهد داشت. بازسازی شبکه برق کوبا بهتنهایی، که با هر خاموشی بیشتر فرسوده میشود، حدود ۸ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. ممکن است سالها طول بکشد تا این کشور دوباره به منابع مالی صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و دیگر نهادهای چندجانبه دسترسی پیدا کند. با توجه به خستگی افکار عمومی آمریکا از دولتسازی در خارج از کشور، بعید است کنگره در این فاصله برای پرکردن این شکاف وارد عمل شود.
مسیر مخالف نیز هزینههای خود را دارد. کسانی که پیشنهاد عادیسازی روابط و لغو تحریم بدون تغییر سیاسی معنادار را مطرح میکنند، باید درباره معنای این اقدام صادق باشند: پذیرفتن اینکه کوباییها برخلاف خواست خود همچنان تحت حکومتی زندگی کنند که ضمن فقیر نگهداشتن شهروندان برای کنترل آنها، خود را ثروتمند میکند. آنها نباید این توهم را داشته باشند که رهبران کوبا با تحریمهای کمتر قادر خواهند بود نهادهای دولتی را بازسازی کنند، نابرابری را کاهش دهند یا انسجام اجتماعی را احیا کنند. هدف رهبری، ماندن در قدرت است.
هنوز ممکن است راه سومی وجود داشته باشد: پیشنهاد جدیدی برای کاهش هدفمند تحریمها که بر کاهش بحران انسانی متمرکز باشد و در مقابل، اصلاحات مشخص سیاسی و اقتصادی را مطالبه کند؛ اصلاحاتی که بتواند کنترل حکومت را تضعیف کند. حتی اگر هاوانا پیشتر چنین توافقهایی را رد کرده باشد، تلاش برای رسیدن به چنین توافقی ارزشمند است. اما واشنگتن، صرفنظر از مسیری که انتخاب میکند، شاید هزینههای تأخیر را در نظر بگیرد؛ هزینههایی که همین حالا نیز بالا هستند و فقط افزایش خواهند یافت.