جراید نزدیک به آکپارتی با دیدگاهی اغراق‌آمیز و غیرمنطقی می‌گویند، با خروج آمریکا، عراق به ترکیه سپرده شده است.

به گزارش اکوایران به نقل از  تسنیم، همزمان با انتشار اخبار و گزارش‌های متعدد درباره خروج سرافکنده نظامیان آمریکایی از عراق، رسانه‌های ترکیه نیز درباره این موضوع اظهارنظر می‌کنند.

نکته جالب توجه اینجاست که رسانه‌ها و روزنامه‌های نزدیک به حزب عدالت و توسعه، با دیدگاهی اغراق‌آمیز و غیرمنطقی می‌گویند، با خروج آمریکا، عراق به ترکیه سپرده شده است!

روزنامه صباح چاپ آنکارا که به عنوان یکی از جراید نزدیک به اتاق فکر آکپارتی شناخته می‌شود، در یادداشتی به قلم برجان توتار، ادعاهایی درباره اهمیت خروج نظامیان آمریکایی از عراق و نقش جدید ترکیه مطرح کرده که از بسیاری جهات، شایان توجه است.

این تحلیلگر نزدیک به دولت اردوغان می‌نویسد: «آمریکا پس از تثبیت منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود از عراق عقب می‌نشیند، نفوذ ایران محدود شده و حالا ترکیه بازیگر اصلی‌ای است که باید خلأ باقی‌مانده را پر کند».

برجان توتار با طرح ادعای «نقش آفرینی برای ترکیه» و انتخاب عنوانِ «عراقِ جدید، به ترکیه سپرده شده» مسیری را ادامه می‌دهد که بسیاری دیگر از تحلیلگران ترکیه، همان مسیر را درباره لیبی، سوریه و حتی افغانستان، پیموده بودند.

این الگوی اغراق‌آمیز الزام نقش آفرینی، بر دو ستون استوار است: نخست، شناسایی خلاءها و فرصت‌ها. دوم، اشاره اغراق‌آمیز به ظرفیت‌ها و توان ترکیه.

توتار به جای اشاره مستقیم به شکست‌های آمریکا و سرافکندگی ارتش این کشور برای تحقق اهدافش در منطقه، چنین استدلال می‌کند که آمریکا از کشورهایی که اشغال کرده، زمانی عقب‌نشینی نظامی می‌کند که منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را تثبیت کرده باشد.

او این الگو را «مدل ونزوئلا» نامیده و می‌گوید: «آمریکا در ونزوئلا با عملیات سیاسی و امنیتی، تغییر در رأس قدرت را رقم زده و سپس به منابع نفتی آن دسترسی پیدا کرده است. در آمریکای لاتین، اوکراین و گرینلند نیز، شکل‌هایی از همین بازآرایی قدرت دنبال شده است. خروج نظامی آمریکا از عراق، عقب‌نشینی واقعی واشنگتن از این کشور نیست؛ بلکه تغییر ابزار اعمال قدرت است».

توتار در حالی چنین ادعا و استدلال سستی را مطرح کرده که نیروهای نظامی و امنیتی آمریکایی، بارها در برابر تحرکات نیروهای مقاومت عراق و مواضع قاطعانه رهبران سیاسی آنها، عملاً دچار عجز و استیصال شده‌اند.

 

برجان توتار در ادامه، با طرح ایده متوهمانه «مهار ایران» می‌گوید: «نگرانی اصلی آمریکا از عراقِ پس از خروج، تبدیل‌شدن دوباره ین کشور به یک جمهوری موزی تحت نفوذ ایران بوده و واشنگتن برای جلوگیری از این وضعیت، شبکه نفوذ منطقه‌ای ایران را مرحله‌به‌مرحله تضعیف کرده است».

توتار سپس مدعی شده که آمریکا از عراق خارج می‌شود، اما اهرم اقتصادی را نگه می‌دارد.

او می‌گوید: «آمریکا پس از 23 سال، در 30 سپتامبر 2026 حضور نظامی خود را پایان داده، اما همچنان بر درآمدهای نفتی عراق و جریان دلارهای حاصل از فروش نفت نظارت دارد. هنوز هم درآمدهای نفتی عراق به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز می‌شود و سپس به بغداد انتقال می‌یابد. البته واشنگتن در دوره اخیر جریان نقدی را محدود کرده تا دولت عراق را به خلع سلاح گروه‌های حشد شعبی نزدیک به ایران وادار کند. با توجه به وابستگی حدود 90 درصد درآمدهای عراق به نفت و فشارهای اقتصادی ناشی از بحران هرمز، اهرم مالی آمریکا بسیار مؤثر شده است».

او در ادامه می‌نویسد: «عراقِ جدید، هرچه بیشتر از حوزه نفوذ ایران فاصله می‌گیرد و پس از خروج آمریکا، نگاه‌ها به ترکیه به‌عنوان بازیگر جدید و اثرگذار منطقه معطوف می‌شود. این تصور در همه وجود دارد که فقط ترکیه می‌تواند خلأیی را که خروج نظامی آمریکا ایجاد کرده، پر کند. ترکیه همان‌طور که در سوریه به مؤثرترین بازیگر تبدیل شده، در عراق نیز وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت می‌شود و به مؤثرترین بازیگر تبدیل خواهد شد».

این نویسنده که مدعی شده «این تصور در همه وجود دارد که فقط ترکیه می‌تواند خلا فعلی را در عراق پر کند» هیچ توضیحی نداده که منظور او از «همه»، کدام کشورها، دولتمردان یا حتی کدام رسانه‌ها و تحلیلگران معتبر است.

ولی از این گذشته، نکته‌ای که توتار و تحلیلگران مشابه از درک آن عاجز هستند، فهم این واقعیت است که مدت‌هاست در عراق، نهادهایی شکل گرفته‌اند که فارغ از حمایت ایران یا دیگر کشورهای منطقه، خودشان به تنهایی قادر به اداره کشورشان هستند و اتفاقاً آمریکا را نیز با همین استدلال از کشورشان بیرون کرده‌اند و قرار نیست آنها کشوری مانند آمریکا را بیرون کنند و سپس خواهان آن باشند که ترکیه، به عنوان پرکننده خلا، کشورشان را اداره کند!

نکته مهم دیگر، این است که اساساً پرونده دفاعی – سیاسی و امنیتی عراق، شباهتی به پرونده سوریه ندارد. چرا که اولاً در عراق، مدت‌هاست دولت با رای مستقیم مردم و انتخابات منظم انتخاب می‌شوند و در تمام حوزه‌ها، نهادهای اجرایی و حاکمیتی فعال هستند و در سوریه، یک حکومت موقت بر سر کار آمده که مبنای مردمی ندارد و از بسیاری جهات، به ترکیه وابسته است. دوم این که عراق برخلاف سوریه، از حوزه دفاعی و امنیت گرفته تا بخش اقتصاد و مخارج مربوط به اداره کشور، خودکفاست و نمی‌خواهد به دیگران متکی باشد.

تحلیلگر ترکیه‌ای روزنامه نزدیک به آکپارتی، در شرایطی خروج آمریکا را معادل «سپرده شدن عراق به دستانِ ترکیه» و تضعیف نفوذ ایران دانسته که اتفاقاً خود رسانه‌های آمریکایی چنین دیدگاهی ندارند و گزارش واشنگتن‌پست، خروج آمریکا را بالقوه به سود ایران ارزیابی می‌کند و معتقد است که تهران همچنان از شبکه‌های سیاسی قدرتمندی در عراق برخوردار است.

سه هدف ترکیه، ربطی به خروج آمریکا ندارد

رسانه‌های ترکیه درباره اهمیت توافق 23 سپتامبر بین اردوغان و علی زیدی نخست وزیر عراق، عملاً به سه نکته اشاره می‌کنند که در واقع آنها را باید به عنوان سه هدف و سرفصل مهم، تعمیم داد: 

استقرار کامل اقتدار دولت عراق در سنجار و پایان حضور عناصر مسلح خارجیِ ممنوع‌شده (پ.ک.ک و ی.ب.ش).

خروج ترکیه از پایگاه نظامی بعشیقه موصل.

گسترش تجارت و سرمایه‌گذاری و تسریع پروژه «جاده توسعه عراق».

این توافق بین آنکارا و بغداد مهم است ولی ماهیت آن را باید درست فهمید. ترکیه در ازای پیشرفت بغداد در مسئله سنجار و ساختارهای مسلح خارج از کنترل دولت، حاضر شده حضور نظامی خود در بعشیقه را کاهش دهد و پایگاه را تحویل دهد. این یک معامله امنیتی - سیاسی است؛ نه سندی که نشان دهد عراق به حوزه تحت قیمومت ترکیه تبدیل شده است.

موسسه کارنگی درباره این وقایع نوشته «ترکیه در حال تثبیت نفوذ در عراق است، اما با محدودیت‌های ساختاری روبه‌روست. عراق برای ترکیه هم عمق امنیتی است و هم شریک اقتصادی و همکاری با بغداد در حال تبدیل‌شدن به سازوکارهای رسمی و نهادی است. با این حال، نفوذ گروه‌های نزدیک به ایران، اختلاف بغداد و اربیل، حساسیت‌های حاکمیتی عراق و محدودیت مالی ترکیه، موانع جدی‌اند. ترکیه باید از ایجاد تصور سلطه بر عراق پرهیز کند؛ زیرا چنین تصوری می‌تواند واکنش منفی بازیگران عرب و عراقی را برانگیزد».

المانیتور نیز در تحلیل دیگری اشاره کرده که «آنکارا می‌خواهد تحویل بعشقه را به فرصتی برای تعمیق همکاری امنیتی و اقتصادی با بغداد تبدیل کند؛ اما موفقیت این توافق به مسئله دشوارترِ بازگرداندن اقتدار دولت عراق در سنجار وابسته است. چرا که در سنجار فقط با یک مسئله نظامی ساده مواجه نیستیم. گروه‌های وابسته به پ.‌ک‌.ک، نیروهای محلی ایزدی، حشد شعبی و شبکه‌های سیاسی و امنیتی عراق در آن منطقه حضور و منافع دارند».

در پایان بد نیست به تحلیل دیگری درباره همین موضوع به قلم منصور آک گون نویسنده مشهور ترکیه اشاره کنیم که گفته است: «خروج نظامیان آمریکا از عراق، هم فرصت‌ها و هم مسئولیت‌هایی را برای ترکیه ایجاد می‌کند. ترکیه باید خلاء ژئوپلیتیکی ایجاد شده توسط خروج آمریکا را بدون عصبانی کردن دولت مرکزی، بدون ایجاد تنش با برخی گروه‌های مسلح طرفدار ایران، بدون درگیر شدن با گروهی، بدون ایجاد نگرانی در اسرائیل و بدون باز گذاشتن راه برای آن، پر کند. اما این کار آسان نیست، به خصوص در زمانی که با رسوایی‌های مالی در داخل متزلزل شده و قانون، مورد استفاده ابزاری قرار گرفته است».