به گزارش اکوایران: برآوردها نشان میدهد هوش مصنوعی مولد میتواند سالانه بین ۲.۶ تا ۴.۴ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی ارزش افزوده اضافه کند؛ رقمی که تقریباً با تولید ناخالص داخلی بریتانیا در سال ۲۰۲۱ برابری میکند. همین مقایسه بهتنهایی نشان میدهد که این فناوری از یک نوآوری فناورانه فراتر رفته و به یک نیروی تعیینکننده اقتصادی تبدیل شده است.
نکته قابل توجه آن است که بیش از سهچهارم این ارزش بالقوه تنها در چند حوزه محدود متمرکز میشود؛ حوزههایی که مستقیماً با داده، تحلیل، زبان و تصمیمگیری سر و کار دارند. عملیات مشتریان، بازاریابی و فروش، مهندسی نرمافزار و تحقیق و توسعه، چهار پیشران اصلی خلق ارزش از محل هوش مصنوعی مولد به شمار میروند.
کدام صنایع بیشترین سود را میبرند؟
در میان صنایع مختلف، بانکداری، خردهفروشی، کالاهای مصرفی بستهبندیشده، فناوریهای پیشرفته و علوم زیستی بیشترین ظرفیت بهرهبرداری از هوش مصنوعی مولد را دارند. برای مثال، ارزش افزوده بالقوه سالانه این فناوری در صنعت بانکداری بین ۲۰۰ تا ۳۴۰ میلیارد دلار برآورد میشود؛ رقمی که میتواند ساختار هزینه، خدمات مشتری و مدلهای کسبوکار این صنعت را متحول کند.
در خردهفروشی نیز برآوردها از ظرفیتی بین ۴۰۰ تا ۶۶۰ میلیارد دلار حکایت دارد؛ ظرفیتی که از بهینهسازی زنجیره تأمین گرفته تا شخصیسازی تجربه خرید و مدیریت موجودی را در بر میگیرد. این اعداد نشان میدهد رقابت آینده در بسیاری از صنایع، بدون استفاده از هوش مصنوعی مولد عملاً دشوار خواهد بود.
تحول در زمان کاری؛ خودکارسازی فراتر از انتظار
یکی از مهمترین پیامدهای گسترش هوش مصنوعی مولد، تغییر شکل زمان کاری کارکنان است. این فناوری توانایی خودکارسازی ۶۰ تا ۷۰ درصد فعالیتهای شغلی فعلی را دارد؛ آن هم نه فقط در کارهای تکراری، بلکه در وظایفی که پیشتر نیازمند تحلیل و قضاوت انسانی تلقی میشدند.
پیشبینیها نشان میدهد حدود نیمی از فعالیتهای کاری موجود، در فاصله سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۶۰ خودکار خواهند شد و نقطه میانی این تحول در حدود سال ۲۰۴۵ رقم میخورد؛ یعنی نزدیک به یک دهه زودتر از برآوردهای قبلی. برخلاف تصور رایج، این تغییر بیش از همه مشاغل دانشبنیان با تحصیلات و دستمزد بالاتر را تحت تأثیر قرار میدهد.
بازار کار؛ میان فرصت و نگرانی
هوش مصنوعی مولد میتواند به افزایش بهرهوری نیروی کار و ارتقای کیفیت انجام وظایف منجر شود. کارکنان با استفاده از این ابزارها قادر خواهند بود زمان کمتری را صرف کارهای تکراری کنند و تمرکز بیشتری بر فعالیتهای خلاقانه و تصمیممحور داشته باشند.
با این حال، تحقق این سناریو بهطور خودکار اتفاق نمیافتد. تغییر وظایف شغلی، جابهجایی نیروی کار و نیاز به مهارتهای جدید، از چالشهای جدی این گذار است. سرمایهگذاری در آموزش، بازآموزی نیروی انسانی و مدیریت صحیح انتقالهای شغلی، به شرط لازم بهرهبرداری موفق از هوش مصنوعی مولد تبدیل شده است.
فرصت بزرگ، تصمیمهای سخت
هوش مصنوعی مولد در ابتدای مسیر خود قرار دارد، اما نشانهها حاکی از آن است که این فناوری میتواند یکی از ستونهای اصلی رشد اقتصادی در دهههای آینده باشد. در عین حال، بهرهگیری از این فرصت مستلزم تصمیمگیریهای دقیق، سیاستگذاری هوشمندانه و توجه همزمان به بهرهوری و عدالت در بازار کار است.
اگر این گذار بهدرستی مدیریت شود، هوش مصنوعی مولد میتواند به افزایش بهرهوری، رشد پایدار اقتصادی و تقویت توان رقابتی اقتصادها منجر شود؛ در غیر این صورت، همان فناوری که وعده تریلیونها دلار ارزش افزوده میدهد، میتواند به منبعی برای نابرابری و نااطمینانی تبدیل شود.