به گزارش اکوایران- این واگرایی نشان میدهد که بازار دیگر با «کالاها» بهعنوان یک گروه یکپارچه رفتار نمیکند و سرمایهگذاران در حال قیمتگذاری ریسکهای متفاوت مالی، پولی و اقتصادی در بازارهای مختلف هستند.
نقره در این میان بیشترین رشد روزانه را در میان کالاهای اصلی ثبت کرد. یکی از دلایل اهمیت این جهش، ویژگی دوگانه نقره است؛ فلزی که هم نقش دارایی پولی و ذخیره ارزش را دارد و هم در صنایع مختلف مصرف میشود. بنابراین، زمانی که نگرانیهای مربوط به وضعیت مالی آمریکا، کاهش ارزش دلار، افت بازده اوراق خزانهداری و تغییر انتظارات درباره سیاستهای فدرال رزرو افزایش مییابد، نقره میتواند با شدت بیشتری نسبت به طلا واکنش نشان دهد.
در کنار عوامل کلان اقتصادی، وضعیت بنیادی بازار نقره نیز از قیمتهای بالاتر حمایت میکند. بر اساس برآوردهای مطرحشده در گزارش، سال ۲۰۲۶ ششمین سال متوالی کسری در بازار جهانی نقره خواهد بود؛ به این معنا که تقاضا همچنان از مجموع عرضه معدنی و بازیافت پیشی میگیرد. رشد مصرف نقره در تولید تجهیزات الکترونیکی، زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی، توسعه و نوسازی شبکههای برق و کاربردهای خورشیدی، از مهمترین عوامل این روند هستند.
از سوی دیگر، کاهش همزمان قیمت نفت نشان میدهد که رشد فلزات گرانبها را نمیتوان صرفاً نشانهای از رونق عمومی بازار کالاها دانست. نفت برنت در این روز به ۱۰۴.۴۰ دلار در هر بشکه رسید و WTI نیز در سطح ۱۰۱.۸۵ دلار معامله شد. نگرانی درباره رشد اقتصاد جهانی، سیاست عرضه اوپکپلاس و وضعیت ذخایر نفتی از عواملی بودند که فشار نزولی بر بازار انرژی وارد کردند.
بازار فلزات پایه نیز تصویر یکدستی ارائه نکرد. مس با رشد ۲.۷۲ درصدی به ۵.۶۳۵۸ دلار به ازای هر پوند رسید، در حالی که آلومینیوم ۱.۲۱ درصد افت کرد. بنابراین، رفتار این بازارها بیشتر از آنکه منعکسکننده یک انتظار عمومی برای رشد اقتصادی باشد، تحت تأثیر عوامل پولی، ارزی و محدودیتهای عرضه قرار گرفته است.
در چشمانداز کوتاهمدت، سه متغیر اهمیت ویژهای دارند: نخست، واکنش طلا به محدوده مقاومتی ۴۷۰۰ دلار؛ دوم، حساسیت نقره به تغییرات نرخ بهره، بازده اوراق و ارزش دلار؛ و سوم، مسیر قیمت نفت تحت تأثیر سیاست عرضه اوپکپلاس و دادههای ذخایر.
در مجموع، معاملات ۲۸ اوت را میتوان نشانهای از تغییر رژیم در بازار کالاها دانست. جهش فلزات گرانبها در کنار افت نفت نشان میدهد که سرمایهگذاران بیش از آنکه صرفاً روی رشد اقتصادی شرطبندی کنند، در حال واکنش به ریسکهای مالی و سیاستی هستند. در چنین شرایطی، شناخت تفاوت محرکهای هر گروه کالایی برای تحلیل بازار و تصمیمگیری سرمایهگذاری اهمیت بیشتری پیدا میکند.