اکوایران:کنفرانس Middle East Iron & Steel 2025 تنها به بررسی نوسانات قیمت فولاد و سنگ‌آهن نپرداخت؛ بلکه تصویری از آینده صنعت فولاد جهان ارائه داد که بر اساس آن، دوران سلطه بی‌چون‌وچرای چین بر بازار رو به پایان است. رشد سریع هند، توسعه ظرفیت‌های فولادی در آسیای جنوب شرقی، تغییر استانداردهای کیفیت سنگ‌آهن و حرکت به سمت فولاد سبز، نشانه‌هایی از شکل‌گیری نقشه‌ای تازه برای زنجیره جهانی فولاد هستند؛ نقشه‌ای که می‌تواند مرکز ثقل این صنعت را در سال‌های آینده به سمت خاورمیانه و اقتصادهای نوظهور آسیا منتقل کند.

به گزارش اکوایران- در سال‌های گذشته، تحلیل بازار جهانی فولاد تقریباً مترادف با تحلیل اقتصاد چین بود. هر تغییر در بازار مسکن، سرمایه‌گذاری زیرساختی یا سیاست‌های صنعتی پکن، مستقیماً قیمت سنگ‌آهن، فولاد و مواد اولیه را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌داد. اما آنچه در ارائه‌های کنفرانس Middle East Iron & Steel 2025 مورد تأکید قرار گرفت، نشان می‌دهد این الگو در حال تغییر است و بازار جهانی وارد مرحله‌ای جدید از بازآرایی جغرافیایی و فناورانه شده است.

نخستین نشانه این تغییر، وضعیت اقتصاد چین است. کاهش سرمایه‌گذاری در بخش مسکن، افت تقاضای ساخت‌وساز، تداوم انقباض شاخص مدیران خرید (PMI) و کاهش حاشیه سود فولادسازان، موجب شده رشد تولید فولاد خام این کشور متوقف شود. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان چینی برای حفظ سهم خود در بازارهای جهانی ناچار به رقابت شدید قیمتی شده‌اند؛ رقابتی که همزمان با موج تازه تعرفه‌های ضددامپینگ و محدودیت‌های تجاری در آمریکا، اتحادیه اروپا، هند، کره جنوبی، ویتنام و سایر کشورها، چشم‌انداز تجارت جهانی فولاد را پیچیده‌تر از گذشته کرده است.

در مقابل، موتورهای جدید تقاضا در حال ظهور هستند. هند با هدف افزایش ظرفیت تولید فولاد خام به ۳۰۰ میلیون تن تا پایان این دهه، به مهم‌ترین کانون رشد مصرف سنگ‌آهن و مواد اولیه فولادسازی تبدیل شده است. در کنار آن، کشورهای آسیای جنوب شرقی نیز با برنامه‌ریزی برای ایجاد حدود ۳۰ میلیون تن ظرفیت جدید فولادسازی، نقش پررنگ‌تری در تعیین روندهای بازار خواهند داشت. این تغییر به معنای آن است که وابستگی بازار جهانی به چرخه‌های اقتصادی چین به‌تدریج کاهش یافته و تقاضا میان چند قطب جدید توزیع می‌شود.

یکی دیگر از محورهای مهم این ارائه، تغییر در بازار سنگ‌آهن بود. شرکت Fastmarkets اعلام کرده است که با کاهش تدریجی عیار متوسط سنگ‌آهن فاین استرالیا، در کنار شاخص سنتی ۶۲ درصد آهن، شاخص ۶۱ درصدی را نیز توسعه داده است. این تحول تنها یک تغییر فنی در نظام قیمت‌گذاری نیست، بلکه نشانه‌ای از افزایش اهمیت کیفیت مواد اولیه در زنجیره تولید فولاد است. در آینده، تولیدکنندگان بیش از گذشته ناچار خواهند بود میان قیمت، کیفیت، بهره‌وری انرژی و میزان انتشار کربن توازن برقرار کنند.

همزمان، تحول فناوری نیز در حال تغییر قواعد بازی است. گسترش کوره‌های قوس الکتریکی (EAF) در بسیاری از کشورها، جایگاه قراضه فولادی، آهن اسفنجی (DRI)، بریکت گرم (HBI) و سایر مواد متالیک را به شکل محسوسی تقویت کرده است. به همین دلیل، رقابت آینده تنها بر سر ذخایر سنگ‌آهن نخواهد بود، بلکه دسترسی به مواد اولیه کم‌کربن و باکیفیت نیز به یکی از عوامل تعیین‌کننده مزیت رقابتی کشورها تبدیل می‌شود.

شاید مهم‌ترین پیام این کنفرانس در جمله پایانی یکی از اسلایدهای ارائه خلاصه شده باشد: «خاورمیانه در حال تبدیل شدن به کانون اصلی گذار جهان به فولاد سبز است.» این گزاره تنها یک شعار تبلیغاتی نیست؛ بلکه بازتاب روندی است که در سرمایه‌گذاری‌های کلان منطقه در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر، توسعه تولید آهن اسفنجی، استفاده از هیدروژن و ایجاد ظرفیت‌های جدید فولادسازی مشاهده می‌شود.

در مجموع، آنچه امروز در بازار جهانی فولاد در حال وقوع است، صرفاً جابه‌جایی سهم تولید میان کشورها نیست؛ بلکه تغییری ساختاری در جغرافیای تقاضا، فناوری تولید، استانداردهای کیفیت و الزامات زیست‌محیطی است. به نظر می‌رسد در دهه پیش رو، موفق‌ترین بازیگران صنعت فولاد نه الزاماً تولیدکنندگان ارزان‌تر، بلکه کشورها و شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند همزمان به کیفیت بالاتر مواد اولیه، فناوری‌های کم‌کربن و زنجیره تأمین پایدار دست یابند. در چنین شرایطی، مرکز ثقل بازار جهانی فولاد دیگر تنها در چین تعریف نخواهد شد، بلکه میان هند، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه در حال بازتعریف است.