به گزارش اکو ایران به نقل از خبرآنلاین حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
1-شاید مسئولان محترم توضیح بیشتر درباره مفاد شرایط دهگانه را ضروری ندانسته باشند و حال آنکه انتشار متن می تواند پیشنهادها و نظرات مفید دیگران را نیز در پی داشته باشد. از این روی خاضعانه باید گفت، درحالی که متن کامل این بسته پیشنهادی در اختیار دشمن قرار گرفته است، خودداری از انتشار آن برای مردم شریف و پاکباخته ایران کمی تا قسمتی کملطفی تلقی میشود! و اما، درباره شرایط و بندهای دهگانهای که اعلام شده است، گفتنیهایی هست که شاید برای مسئولان تهیهکننده این بیانیه شنیدنی و مواردی از آن به کار گرفتنی باشد. بخوانید!
۲- خوشبینانهترین احتمال که بسیار بعید و ناممکن به نظر میرسد آن است که طرف مقابل تمام شرایط اعلام شده ما را بپذیرد(!). در این حالت چه تضمینی هست که به عهدی که پذیرفته است پایبند باشد؟! آمریکا تاکنون به کدام عهد و پیمان خود وفادار بوده و کدام خط قرمز قانونی، انسانی و یا اخلاقی را رعایت کرده است که در صورت پذیرش شروط یاد شده ، انتظار داشته باشیم به آن پایبند باشد؟! اگر نمونهای از پایبندی آمریکا به عهد و پیمانها سراغ دارید، نشان بدهید و اگر هیچ نمونه قابل اشارهای نیست که میدانیم نیست! انتظار پایبندی حریف به تضمینها و تعهداتی که قرار است بدهد، چیست؟!
۳- درگیری ما و نظام سلطه درگیری ماهوی و به قول امام راحل و امام شهیدمان درگیری بر سر موجودیت است و نه رخدادهای فیمابینی.موجودیت ما موجودیت نظام سلطه و در رأس آن آمریکا را به چالش کشیده است و بر عکس.این درگیری فقط هنگامی پایان میپذیرد که یکی از دو طرف درگیر،تغییر ماهیت بدهد. یا ایران اسلامی تسلیم خواستههای نظام سلطه بشود و یا نظام سلطه از خوی استکباری خود دست بکشد و به قول امام راحل، «و یا این که آمریکا از خر شیطان پیاده شود».
۴- نکته درخور توجه و بسیار مهم این که موجودیت ما به علت ظلمستیزی و ضداستعماری بودن اسلام، به طور طبیعی تسلیم شدن و بردگی آمریکا را نمیپذیرد. به بیان دیگر، بیآن که دست به اقدام جداگانهای بزند با نظام سلطه و در رأس آن آمریکا در تعارض است ولی نظام سلطه که آمادگی و تسلیمناپذیری ما را با حاکمیت خود در تضاد میبیند، برای تسلیم شدن ما و به تعبیر حکیمانه رهبر شهیدمان «برای بلعیدن ایران» از هیچ جنایتی دریغ ندارد و تاکنون نیز نداشته است و اگر مقاومت ما در مقابل حملات آنها نبود، تاکنون دهها بار ایران عزیز را بلعیده بودند. پاسخ به اعتراض برخی از غربگرایان که چرا با آمریکا درگیر شدهاید؟ در همین نکته نهفته است و آن، این که آمریکا موجودیت ما را بلعیده شده میخواهد و ما با تسلیم و بلعیده شدن مخالفت ورزیده و مقابله کردهایم.
۵- با توجه به نکته فوق، انتظار آن که آمریکا بعد از آتشبس و مصالحه از خصومت و تلاش برای نابودی و بلعیدن ایران دست بردارد، انتظاری نامعقول،غیرعلمی و به شدت ساده اندیشانه است. چرا که؛
حمله به ایران اسلامی با هدف تسلیم و بلعیدن آن صورت میپذیرد و به عنوان یک هدف راهبردی و استراتژیک از سوی آمریکا و متحدانش دنبال میشود و تمام شدنی نیست و تنها راه مقابله با آن، مقاومت و پشیمان کردن دشمن از حمله است. بنابراین تنها نتیجه مصالحه و یا آتشبس، فرصت دادن به دشمن برای تجدید قوا و تامین نیازهای بعدی برای حمله مجدد خواهد بود. دو بار حمله نظامی در اوج مذاکره نمونههای مثالزدنی و تجربیاتی است که نمیتوان و نباید به فراموشی سپرده شود. به بیان دیگر آتشبس، مصالحه و مذاکره «هدیه به دشمن است»!
همه اسناد و شواهد موجود به وضوح حکایت از آن دارند که دشمن در محاسبات خود دچار اشتباه فاحش شده است و اکنون با استیصال و شکست مفتضحانهای روبهروست. این واقعیت شیرین برای ما و به شدت تلخ برای آمریکا را نه فقط در اظهارات و تحلیلهای کارشناسان غربی و مقامات رسمی آمریکا و رسانههای صهیونیستی میتوان دید، بلکه شواهد غیرقابل انکار میدان نبرد نیز به وضوح از این استیصال و درماندگی حریف حکایت میکند و بسیاری بر این باورند که ایران نه فقط پیروز میدان است بلکه به عنوان چهارمین قدرت جهانی از جنگ خارج خواهد شد. در این حالت سخن از مصالحه و مذاکره و آتشبس، حریف را از حالت استیصال خارج کرده و میتواند با استناد به آن، خود را پیروز جنگ قلمداد کند! و این هم هدیه بزرگ دیگری به دشمن است.
* مسئولان باید زبان مردم و نماینده خواستههای آنها باشند که بحمدالله هستند. حضور همه شبه و همه روزه تودههای عظیم مردم در خیابانها، اتفاقی است که در طول تاریخ بشر بینظیر است. این حضور حماسی و بینظیر یکی از اصلیترین و سرنوشتسازترین دلایل پیروزیهای خیرهکننده در جنگ اخیر است. خوشبختانه مسئولان در جمع مردم حضور مییابند و خواستههای آنان را که از عمق جانشان برخاسته است میشنوند و همین جا باید از صدا و سیما به خاطر بازتاب گسترده و بیوقفه این حضور حماسی تشکر کرد. مردم چه میخواهند؟! همه آنها یکصدا خواستار ادامه جنگ تا پیروزی نهائی هستند و مذاکره و آتشبس را خیانت میدانند. در این حال بعید نیست که مردم با شنیدن سخن از آتشبس و مذاکره نسبت به حضور خود دچار تردید شوند! و این بزرگترین هدیهای است که به دشمن داده میشود.
آتشبس و حتی زمزمه آن میتواند زمینه اختلاف نظر در میان مسئولان را فراهم کند و این اختلاف نظر به تودههای فداکار و پاکباخته مردم نیز سرایت کند. در این حالت احتمال آن میرود که انسجام و یکپارچگی مثالزدنی و بینظیر مردم با خدشه روبهرو شود و این نیز یکی از هدایای بزرگی است که با پیش کشیدن سخن از مذاکره و آتشبس به دشمن داده میشود!
سخن از مذاکره و آتشبس زمینه را برای سر برآوردن جریان سازشطلب فراهم میکند و عوامل این جریان همسو با دشمن را از سوراخهایی که در آن خزیده بودند، بیرون میکشد. به بیان دیگر، پیاده نظام دشمن را که با حضور بینظیر مردم جرأت ابراز وجود نداشت، بار دیگر به میدان میآورد! این نیز هدیه دیگر مصالحه و آتشبس به دشمن است و... این قصه سر دراز دارد...
۶- و اما، آنچه در این میان از همه آنچه گفته شد، والاتر و بالاتر است، انتقام خون به ناحق ریخته عزیزانمان و مخصوصاً امام شهیدمان است که اگر جان و مال و هستی تمامی دشمنان به تقاص شهادت آن «نفس زکیه» بر باد رفته و به تاراج برود نیز در حد و اندازه یک نخ از عبای مقدس آن عزیز به ملکوت اعلی پیوسته ارزش ندارد. در اینباره گفتنیهای دیگری هست که به بعد میگذاریم و تنها به این نکته بدیهی بسنده میکنیم کهگریبان دشمنِ به نفس نفس افتاده را نباید رها کرد و به قول امام شهیدمان، پیروزی نزدیک و حتمی است. انشاءالله تعالی.