رشد سریع فناوری‌های نوین، تقاضا برای مواد معدنی خاص را به‌شدت افزایش داده است. این منابع اکنون به زیرساخت پنهان هوش مصنوعی و صنایع پیشرفته تبدیل شده‌اند و رقابت برای دسترسی به آنها روزبه‌روز شدیدتر می‌شود.

به گزارش اکوایران، در سال‌های اخیر، تحولات ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان به‌طور فزاینده‌ای حول محور دسترسی به منابع حیاتی، کنترل زنجیره‌های تأمین و بازتعریف موازنه قدرت شکل گرفته است. یکی از نقاط کانونی این رقابت، جزیره گرین‌لند است؛ جایی که تلاش‌های چین برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت و استخراج معادن، با مخالفت دولت‌های جو بایدن و دونالد ترامپ مواجه شده است. اهمیت این منطقه نه‌تنها به ذخایر فلزات نادر آن (با رتبه‌ای قابل‌توجه در جهان) بلکه به موقعیت ژئوپلیتیک آن در نزدیکی فعالیت‌های گسترده روسیه در قطب شمال بازمی‌گردد؛ منطقه‌ای که پیش‌بینی می‌شود تا پایان قرن ۲۱ به یکی از قطب‌های اصلی انرژی و مواد معدنی تبدیل شود.

در این چارچوب، ایالات متحده راهبرد مهار هم‌زمان چین و روسیه را دنبال می‌کند و تلاش دارد بر نقاط کلیدی مانند گرین‌لند تسلط یابد تا برتری  خود را در نظم امنیتی جهانی حفظ کند. در همین راستا، نگاه به منابع عظیم روسیه نیز مطرح است، هرچند هزینه‌های سیاسی و امنیتی تعامل با ولادیمیر پوتین برای واشنگتن همچنان محل تردید است.

دولت ترامپ چهار هدف کلان اقتصادی را دنبال می‌کند: ایجاد توازن در تجارت خارجی، کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک، احیای صنعتی پیشرفته آمریکا، و تضمین امنیت زنجیره تأمین در حوزه‌هایی مانند مواد خام حیاتی، نیمه‌هادی‌ها و هوش مصنوعی. این اهداف نشان‌دهنده حرکت به سمت نوعی ملی‌گرایی اقتصادی هوشمند و تمرکز بر استقلال راهبردی است.

در سطح جهانی، اغلب کشورها (به‌جز موارد محدودی مانند کوبا، بلاروس و کره‌شمالی) در حال بازتعریف سیاست‌های اقتصادی خود هستند. این روند شامل تنوع‌بخشی به شرکای تجاری، کاهش وابستگی، توسعه صنایع پایین‌دستی (مانند پالایش فلزات نادر) و حرکت به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر است.

دکتر محمود سریع‌القلم در گزارشی تحلیلی به تشریح آینده جهان از نگاه داوس  پرداخت، به گفته او نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس صحنه‌ای از رقابت شدید برای جذب سرمایه و افزایش سهم در اقتصاد جهانی است آن هم در شرایطی که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در کشورهای توسعه‌یافته رشد قابل‌توجهی داشته و در کشورهای در حال توسعه کاهش یافته، کشورهایی مانند مکزیک، برزیل، اندونزی، عربستان و نیجریه با رویکردی فعال در حال جذب سرمایه و ایجاد مشارکت‌های اقتصادی هستند. نمونه بارز این روند، سرمایه‌گذاری ۴۳ میلیارد دلاری شرکت MGX امارات در توسعه مراکز داده در فرانسه است.

به گفته او کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با سرعت در حال تحول اقتصادی هستند. امارات طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در آفریقا (به‌ویژه در حوزه انرژی و معدن) انجام داده و همزمان با سفارش انبوه هواپیما و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، مسیر تنوع اقتصادی را دنبال می‌کند.

در سوی دیگر، چین نیز استراتژی خود را تعدیل کرده است. این کشور از اعطای وام‌های کلان به آفریقا فاصله گرفته و تمرکز خود را بر سرمایه‌گذاری در معادن کلیدی، به‌ویژه آنهایی که در زنجیره تولید تراشه نقش دارند، قرار داده است؛ تغییری که نشان‌دهنده تمرکز بر فناوری‌های پیشرفته و امنیت زنجیره تأمین است.

سریع القلم در جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده در داووس، به دو اصل کلیدی اشاره می کند: نخست، توانمندی واقعی در داشتن گزینه‌های جایگزین (آلترناتیوها) تعریف می‌شود؛ و دوم، بازیگران موفق آنهایی هستند که بتوانند میدان‌های رقابت و درگیری خود را انتخاب کنند، نه اینکه به آنها تحمیل شود. این رویکرد، که با مفهوم «انتخاب نبردها» (Choosing your own battles) شناخته می‌شود، به‌عنوان یک اصل راهبردی برای دولت‌ها، بنگاه‌ها و حتی افراد در جهان پرتنش امروز مطرح است.

در مجموع، جهان در حال ورود به دوره‌ای است که در آن، دسترسی به منابع، کنترل فناوری و انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری، تعیین‌کننده جایگاه کشورها در نظم آینده خواهد بود.