به گزارش اکوایران- بهرام شکوری رئیس کمیسیون معادن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران اظهار کرده، باید هوشمندسازی و استفاده از نوآوری های جدید در بخش معدن با مدیریت اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.
درحالی بخش معدن ایران تاکید بر استفاده از نوآوری دارد که هوش مصنوعی توانسته در دنیا وارد حلقه های مختلف زنجیره معدنکاری شود و فعالیت های این بخش را دگرگون کند.
مقالات خارجی نشان میدهد، هوش مصنوعی میتواند به شکلی عمیق، شیوههای اکتشاف، استخراج و فرآوری مواد معدنی حیاتی را دگرگون کند. برای درک بهتر این تحول، میتوان هوش مصنوعی در معدنکاری را با پیشرفتهترین سامانه هوش مصنوعی فعال امروز یعنی خودروهای خودران مقایسه کرد. همانند رانندگی خودکار، هوش مصنوعی در معدن یک ابزار واحد نیست، بلکه سامانهای است که دادهها، مدلها و تصمیمگیری در شرایط عدمقطعیت را به یکدیگر پیوند میدهد. کاربردهای موجود و در حال توسعه نشان میدهند که این گذار از هماکنون آغاز شده است.
در حوزه اکتشاف مواد معدنی حیاتی، رویکردهای مبتنی بر هوش مصنوعی نحوه فعالیت شرکتها را متحول و اکتشاف را مقرونبهصرفه کرده اند. با این حال، استفاده از هوش مصنوعی در اکتشاف همچنان به هوش انسانی نیاز دارد. هرچند هوش مصنوعی در بررسی محاسباتی سناریوهای مختلف از طریق مدلسازی عددی توانمند است، اما فاقد خلاقیت زمینشناس و توان استدلال شهودی مبتنی بر تجربههای گذشته در تفسیر دادههاست. بنابراین، هوش مصنوعی نه جایگزین تخصص انسانی، بلکه ابزاری مکمل برای کاهش عدمقطعیت درباره وجود احتمالی ذخایر اقتصادی محسوب میشود. این کاهش عدمقطعیت از طریق اجرای مرحلهای چندین برنامه گردآوری داده و با درنظرگرفتن کامل پیچیدگی سهبعدی ساختارهای زیرسطحی حاصل میشود.
اما نقش هوش مصنوعی تنها به اکتشاف محدود نمیشود. دستیابی به رشد پایدار همراه با رفاه عادلانه، مستلزم سرمایهگذاری در فناوریهای جدید و همچنین اصلاح سیاستها در سطوح ملی و بینالمللی است. در این چارچوب، هوش مصنوعی میتواند اقدامات بهینه را برای شرکتهای معدنی، سرمایهگذاران، دولتها و سازمانهای غیردولتی پیشنهاد دهد، آن هم با لحاظ همزمان تعامل پیچیده عوامل زمینشناسی، اقتصادی، زیستمحیطی، پایداری و ژئوپلیتیکی. همچنین هوش مصنوعی قادر است زنجیرههای تأمین فعلی را در راستای استانداردهای منتخب ESG متحول کند. در شرایطی که تصمیمگیریها پیچیده، مرحلهای و متأثر از معیارهای متعارض در طول زمان هستند، رویکردهای مبتنی بر هوش مصنوعی بهطور مداوم عملکردی برتر از تصمیمگیری تنها انسانی نشان میدهند.
هوش مصنوعی همچنین این ظرفیت را دارد که با بهینهسازی برنامهریزی عملیاتی، از بروز غافلگیریهای پرهزینه و پیشبینینشده در معدنکاری و فرآوری جلوگیری کند. چنین برنامهریزیای مستلزم درک تغییرات مهم سهبعدی در توده معدنی از منظر عوامل کلیدی معدنی و متالورژیکی است. با ادغام این تغییرات در تصمیمهای برنامهریزی، هوش مصنوعی به ایجاد عملیات مقاومتر و پایدارتر کمک میکند.
در بخش فرآوری مواد معدنی نیز، هوش مصنوعی فرصتهای روشنی برای بهینهسازی در حوزههایی فراهم میکند که آماده نوآوری هستند. این موارد شامل معرفی فناوریهای جدید فرآوری و همچنین بهینهسازی همزمان مراحل مختلفی مانند خردایش، فلوتاسیون، لیچینگ و استخراج است. نکته مهم آن است که هوش مصنوعی میتواند از بازیابی مواد معدنی حیاتی از باطلههای معدنی پشتیبانی کرده و همزمان اثرات زیستمحیطی مرتبط با معدنکاری را کاهش دهد. همچنین با پیشنهاد نوع و میزان دادههای موردنیاز برای جمعآوری، هوش مصنوعی به ارزیابی ظرفیت اقتصادی استخراج فلزات از باطلهها کمک میکند.
این کاربردها نشاندهنده مسیری است که صنعت معدن ناگزیر باید در آن حرکت کند، یعنی معدنکاری آینده باید بر پایه اعتماد شکل گیرد و با تحول فناورانه توانمند شود و بهواسطه فناوری شتاب بگیرد. هوش مصنوعی بهطور فزایندهای به عنصر مرکزی در تسریع مسئولانه کشف مواد معدنی حیاتی تبدیل شده است.