به گزارش اکوایران- در حالیکه در دهههای گذشته، اختلال در عرضه معادن شیلی و پرو مهمترین محرک نوسانات قیمت مس در بازارهای جهانی بود، اکنون این «ظرفیت پالایش» چین است که قواعد بازی را بازنویسی میکند.
در دو دهه اخیر، چین با یک استراتژی هدفمند صنعتی، جایگاه خود را از یک واردکننده بزرگ مس تصفیهشده به بزرگترین پالایشگر و مصرفکننده این فلز در جهان ارتقا داده است. سهم این کشور از تولید جهانی مس تصفیهشده از حدود ۱۵ درصد در سال ۲۰۰۵ به نزدیک ۵۰ درصد رسیده؛ رقمی که در عمل به معنای در اختیار گرفتن نیمی از بازار جهانی است. در سال ۲۰۲۵ نیز تولید این کشور با رشد قابل توجه، به بیش از ۱۳ میلیون تن نزدیک شده و رکوردهای جدیدی را ثبت کرده است.
این رشد تنها یک توسعه صنعتی عادی نبوده، بلکه حاصل یک معماری سیاستی پیچیده از تأمین مالی ارزانقیمت توسط بانکهای دولتی گرفته تا حذف تدریجی بازیگران کوچک از طریق استانداردهای زیستمحیطی، و همچنین سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته پالایش است. در کنار این موارد، چین با اتصال واحدهای پالایش به صنایع پاییندستی مانند تولید سیم و کابل، یک زنجیره ارزش یکپارچه و مقاوم در برابر شوکهای خارجی ایجاد کرده است.
اما مهمترین پیامد این تحول، تغییر در سازوکار کشف قیمت جهانی مس است. در گذشته، بورس فلزات لندن (LME) مرجع اصلی قیمتگذاری بود، اما امروز بورس آتی شانگهای (SHFE) به یک بازیگر تعیینکننده تبدیل شده است. افزایش موجودی انبارهای مس در چین، میتواند اثر کمبود عرضه در بازارهای غربی را خنثی کند و از جهش قیمتها جلوگیری کند. به بیان دیگر، بازار مس از یک بازار «عرضهمحور» به یک بازار «چینمحور» تغییر کرده است.
در این میان، متغیرهای جدیدی نیز وارد معادله شدهاند؛ از جمله سیاستهای صنعتی پکن، نرخ برابری یوان و دلار، سیاستهای پولی آمریکا و حتی وضعیت بازار مسکن چین که بهعنوان یکی از مصرفکنندگان اصلی مس شناخته میشود. این تغییرات، تحلیل بازار مس را بهمراتب پیچیدهتر کرده و رویکردهای سنتی را ناکارآمد ساخته است.
در سمت عرضه نیز چالشها رو به افزایش است. کشورهایی مانند شیلی، که همچنان بزرگترین تولیدکنندگان مس جهان هستند، با مشکلاتی نظیر کاهش عیار ذخایر، افزایش هزینه انرژی و طولانی شدن فرآیندهای صدور مجوز مواجهاند. این عوامل باعث شده هزینه تولید بهطور مستمر افزایش یابد و حتی حفظ سطح فعلی تولید نیز نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین باشد.
در کنار این مسائل، یک عامل کمتر دیدهشده اما بسیار مهم نیز در حال اثرگذاری بر بازار است، اسید سولفوریک. این ماده که در فرآیند تولید مس به روش SX-EW استفاده میشود، بهدلیل اختلالات ژئوپلیتیکی و محدودیتهای صادراتی، با افزایش قیمت مواجه شده و هزینه تولید را برای بسیاری از تولیدکنندگان بالا برده است.
با این حال، بازار مس در شرایطی متناقض قرار دارد. در کوتاهمدت، افزایش تولید چین و انباشت موجودیها باعث ایجاد مازاد عرضه و ثبات نسبی قیمتها شده است. اما در بلندمدت، چشمانداز کاملاً متفاوت است. بر اساس پیشبینیها، تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۴۰ بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت؛ رشدی که به طور عمده از توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، گسترش خودروهای برقی و افزایش نیاز به زیرساختهای برقی ناشی میشود.
این در حالی است که عرضه با محدودیتهای ساختاری مواجه است و توسعه معادن جدید بهدلیل پیچیدگیهای فنی و زیستمحیطی، زمانبر و پرهزینه است. همین شکاف میان عرضه و تقاضا، بسیاری از تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که بازار مس در بلندمدت با کمبود مواجه خواهد شد.
در چنین شرایطی، رفتار سرمایهگذاران نیز تغییر کرده است. سرمایههای نهادی به سمت پروژههایی حرکت میکنند که هزینه تولید پایین، مجوزهای لازم و چشمانداز تولید کوتاهمدت دارند. در مقابل، پروژههای پرریسک و بلندمدت، با استقبال کمتری مواجه شدهاند.
در مجموع، آنچه امروز در بازار مس جریان دارد، تنها یک نوسان قیمتی یا چرخه معمول کالایی نیست، بلکه یک تغییر ساختاری عمیق است؛ تغییری که در آن چین، نهتنها بهعنوان بزرگترین مصرفکننده، بلکه بهعنوان تعیینکننده قواعد بازی ظاهر شده است. برای فعالان بازار، درک این واقعیت جدید، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد.