به گزارش اکوایران، لیلا گلپایگانی، معمار در هفتمین نشست «هفتشهر» با مرور تحول صدساله سکونت در تهران گفت حیاط از قلب خانه به گوشه زمین رفت و بعد با آپارتمانسازی و ورود خودرو بخش بزرگی از همان فضای باقیمانده نیز از زندگی روزمره حذف شد. به گفته او این تغییر فقط یک تحول معماری نیست و بر بازی کودکان و ارتباط با طبیعت و کیفیت زندگی شهری اثر گذاشته است.
هفتمین نشست «هفتشهر» با موضوع «سکونت و امکانهای بودن؛ از خانه حیاطدار تا واحد مسکونی» با سخنرانی لیلا گلپایگانی معمار و پژوهشگر معماری برگزار شد.
گلپایگانی در این نشست با اشاره به پژوهشی که حدود ۱۱ سال پیش درباره الگوهای سکونت در تهران و تحول صدساله آن انجام شده بود گفت مسئله خانه را نمیتوان فقط با تعداد اتاقها و متراژ و ضوابط ساختمانی توضیح داد. خانه جایی است که بخشی از رابطه انسان با خودش و دیگران و طبیعت در آن شکل میگیرد.
او گفت در تحول الگوی سکونت در تهران ابتدا حیاط مرکزی از قلب خانه به یک سوی زمین منتقل شد اما هنوز بسیاری از فعالیتهای زندگی در آن جریان داشت. کودکان بازی میکردند. خانوادهها در فضای باز مینشستند. امکان کاشت گیاه وجود داشت و ارتباط خانه با نور و باران و فصلها حفظ شده بود.
به گفته گلپایگانی نقطه مهمتر تغییر از دهه ۷۰ به بعد و با گسترش آپارتمانسازی رخ داد. حیاط به فضای مشاع تبدیل شد و در بسیاری از ساختمانها بخش مهمی از آن در اختیار رمپ پارکینگ و مسیر ورود خودرو قرار گرفت.
او گفت: «در الگوی آپارتمان حتی نام خانه نیز به واحد تبدیل شده است.»
گلپایگانی تاکید کرد مسئله خود آپارتمان نیست بلکه تبدیل شدن یک الگوی خاص آپارتمانسازی به الگوی غالب ساخت مسکن است. الگویی که ابتدا در تهران گسترش پیدا کرد و بعد بدون توجه به تفاوتهای اقلیمی و شیوه زندگی به شهرهای دیگر و حتی برخی روستاها رسید.
کودکانی با کمتر از یک ساعت فضای باز
یکی از مهمترین بخشهای این نشست به اثر حذف حیاط بر زندگی کودکان اختصاص داشت.
گلپایگانی گفت کودک خانه را فقط از طریق اتاق خواب و نشیمن و آشپزخانه نمیشناسد. کودک از طریق بازی و حرکت و کشف محیط اطراف جهان را تجربه میکند. یک پله یا گوشه حیاط یا صدای باران یا مسیر حرکت مورچهها میتواند بخشی از تجربه ماندگار کودکی باشد.
او با اشاره به پژوهش محمدرضا وهابزاده و گروه مدارس طبیعت گفت در بررسیهای انجامشده ساعات حضور برخی کودکان تهرانی در فضای باز حتی از یک ساعت در روز نیز کمتر بوده است. زمانی که از آن به عنوان کمتر از «ساعت هواخوری زندانیان» یاد شده است.
به گفته گلپایگانی کودکی که در خانه فضای باز ندارد و مدرسهاش نیز در ساختمانی چندطبقه قرار گرفته فرصت محدودی برای تماس مستقیم با طبیعت پیدا میکند و این وضعیت میتواند با کمتحرکی و چاقی و آنچه «فقر طبیعت» خوانده میشود همراه باشد.
او گفت در مصاحبههای انجامشده در این پژوهش حتی با کودکانی روبهرو شدهاند که نمیدانستند برخی مواد غذایی چگونه تولید میشوند یا نام سبزیهای خوراکی را نمیشناختند.
گلپایگانی تاکید کرد منظور از این نقد بازگشت همه خانوادهها به خانههای حیاطدار قدیمی نیست. پارک محلی و فضای باز مشترک و بام قابل استفاده و بالکن مناسب نیز میتوانند بخشی از این کمبود را جبران کنند. مسئله این است که مسکن امروز تا چه اندازه امکان بازی آزاد و تماس مستقیم با طبیعت را برای کودک باقی گذاشته است.
محمدرضا اعتصامی، معمار در بخش گفتوگوی نشست، مسیر تحول خانه در تهران را با یک تعبیر خلاصه کرد: «حیاط ربوده شده است.»
او گفت حیاط ابتدا از مرکز خانه به کنار زمین رفت و بعد در ساختمانهای جدید به گذرگاه ورود به ساختمان تبدیل شد و با ورود خودرو بخش دیگری از آن نیز از دست رفت.
اعتصامی پرسید اگر مردم همچنان فضای باز خصوصی میخواهند و بسیاری از طراحان نیز مایل به ایجاد چنین فضاهایی هستند سهم سیاستهای شهری در حذف آنها چیست.
گلپایگانی در پاسخ گفت مطالعات اجتماعی انجامشده نشان میداد میل به داشتن فضای باز خصوصی همچنان در بخشی از جامعه جدی است و رشد ویلاسازی و خرید باغچه در اطراف شهرها را نیز میتوان بخشی از همین خواست دانست.
او گفت این وضعیت خود میتواند مسئله تازهای ایجاد کند. ساکنان شهر برای جبران چیزی که در خانه اصلی خود از دست دادهاند به مناطق اطراف شهر میروند و بخشی از زمینهای کشاورزی و باغها و مراتع زیر فشار ساخت ویلا و خانه دوم قرار میگیرد.
گلپایگانی به مصاحبههایی در منطقه ۱۲ تهران اشاره کرد و گفت برخی مالکان خانههای قدیمی خود را تخریب کرده و از ساخت آپارتمان سود برده بودند اما در ادامه مصاحبه میگفتند تهران دیگر جای زندگی نیست و برای خود در شهریار خانه یا باغچه خریدهاند.
تراکمفروشی چگونه دست طراح را میبندد؟
در بخش دیگری از نشست نقش سیاستهای شهری و ضوابط ساختوساز بررسی شد.
گلپایگانی گفت وقتی از ابتدا به معمار گفته میشود ساختمان باید با الگوی ثابت روی پیلوت و بر اساس ابعاد پارکینگ طراحی شود بخش بزرگی از آزادی طراحی از میان میرود. نتیجه این است که پلان ساختمانها شبیه یکدیگر میشود و خلاقیت معماری بیشتر به نمای ساختمان منتقل میشود.
او افزود: «شهر باید از طریق درآمدهای پایدار و عوارض اداره شود نه از طریق تراکمفروشی.»
به گفته گلپایگانی نظام برنامهریزی شهری نباید یک الگوی ثابت را برای همه نقاط کشور تکرار کند و لازم است ویژگیهای اقلیمی و اجتماعی هر شهر در طراحی مسکن دیده شود.
اعتصامی نیز تاکید کرد مسئولیت وضعیت موجود فقط متوجه سیاستگذار نیست و معماران و جامعه نیز در آن سهم دارند. به گفته او مردم باید کیفیت سکونت را مطالبه کنند و معماران نیز نباید صرفا اجرای ضوابط موجود را پایان مسئولیت حرفهای خود بدانند.
خانه تاریخی را موزه نکنیم
گلپایگانی در پاسخ به پرسشی درباره امکان بازگشت سکونت به خانههای تاریخی گفت حفاظت از این خانهها باید «فعال» باشد.
او توضیح داد حفاظت منفعل یعنی خانه تاریخی حفظ شود اما در نهایت به موزه تبدیل شود. حفاظت فعال یعنی امکان زندگی دوباره در آن فراهم شود و نیازهای امروز مانند آشپزخانه و سرویس بهداشتی و امکانات جدید بدون از بین بردن ساختار اصلی خانه به آن اضافه شود.
به گفته او در مناطقی مانند منطقه ۱۲ تهران حفظ تنوع الگوهای سکونت اهمیت دارد. خانههای حیاط مرکزی و خانههای حیاطدار دوره معاصر و ساختمانهای جدید میتوانند در کنار یکدیگر باقی بمانند و لازم نیست همه شهر به یک شکل ساخته شود.