بازار کار ایران در ماههای گذشته تنها با کاهش فرصتهای شغلی مواجه نشده، بلکه همزمان شاهد انفجار رقابت میان کارجویان بوده است. دادههای پلتفرم جابویژن نشان میدهد اگرچه پس از آتشبس بخشی از بازار دوباره فعال شده، اما توازن میان عرضه و تقاضای نیروی کار به شکل جدی برهم خورده است. بازار کار وارد دورهای شده که در آن سرعت بازگشت کارفرمایان و کارجویان همراستا نیست و همین شکاف، رقابت را به شکل کمسابقهای افزایش داده است.
معمولا از بیکاری به عنوان دماسنج وضعیت عمومی اقتصاد یاد میشود. چراکه بیکاری به مهمترین شاخصهای اقتصاد کلان از جمله رشد اقتصادی، تورم، سرمایهگذاری، بهرهوری، کسری بودجه، ثبات و حتی انتظارات عمومی جامعه گره خورده است. اقتصاد کلان معمولا بیکاری را به عنوان نشانهای از وضعیت تقاضای کل و ساختار تولید و ظرفیت تولید و جذب اقتصاد تحلیل میکند. شوک عرضه در پی جنگ اخیر، اثر بسیاری بر بازار کار گذاشته است. احتمالا تعدیل، در پی کاهش تولید و توقف صنایع، مهمترین عامل وضعیت نزدیک به نقطه جوش دماسنج اقتصاد ایران است.
مطابق گزارش جابویژن، در سالهای گذشته اردیبهشت معمولا با افزایش فصلی فرصتهای شغلی همراه بود و رقابت کارجویان کاهش مییافت. اما امسال این روند کاملا معکوس شد. جنگ و نااطمینانی ناشی از آن موجب شد تعداد موقعیتهای شغلی کاهش پیدا کند و همزمان حجم درخواستهای شغلی روی تعداد کمتری از آگهیها متمرکز شود. نتیجه، بازاری است که حتی پس از آتشبس نیز هنوز به وضعیت متعادل بازنگشته است.
شاخص رقابت کارجویان در پلتفرم جابویژن (تعداد درخواستها یا رزومههای ارسالی به ازای هر فرصت شغلی) در هفته دوم اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳۰ درصد بیشتر از مقدار مشابه در سالهای قبل ثبت شدهاست.
درواقع اگرچه از ابتدای جنگ تا پایان هفته دوم اردیبهشت، بیش از ۲۰ هزار فرصت شغلی جدید توسط حدود ۷۳۰۰ سازمان ثبت شده، اما این جریان کافی نبود تا شکاف ایجادشده را پر کند.
۳۶۰ رزومه برای یک موقعیت شغلی
طبق آمار جابویژن، اکنون به طور متوسط برای هر موقعیت شغلی، ۳۶۰ درخواست استخدام ارسال میشود، در حالیکه این عدد در سالهای گذشته به طور متوسط ۱۵۷ درخواست بوده است. به بیان دیگر، حجم رقابت برای هر شغل ۲.۳ برابر شده است. این افزایش فقط ناشی از رشد تعداد کارجویان نیست؛ بلکه ترکیبی از کاهش فرصتهای استخدام، توقف یا کندی جذب نیرو در بسیاری از شرکتها و همچنین نگرانی نیروی کار از آینده شغلی است.
البته این فشار در همه بخشهای بازار یکسان توزیع نشده است. برخی گروههای شغلی به دلیل ماهیت فعالیت خود، فشار بسیار شدیدتری را تجربه میکنند. گزارش جابویژن نشان میدهد بیشترین رشد رقابت مربوط به مشاغلی است که همزمان بیشترین افت فرصتهای شغلی را هم داشتهاند؛ مشاغل وابسته به اینترنت، بازاریابی دیجیتال و فعالیتهای اختیاری. در صدر این فهرست، گروه «دیجیتال مارکتینگ و سئو» قرار دارد که رقابت در آن ۵ برابر شده است. پس از آن «خدمات و پشتیبانی مشتریان» با رشد ۴.۸ برابری و «طراحی گرافیک» با رشد ۴.۳ برابری قرار دارند.
این اعداد نشان میدهد بازار مشاغل دیجیتال بیش از سایر حوزهها تحت فشار قرار گرفته است. دلیل این موضوع را باید در دو عامل جستوجو کرد؛ نخست وابستگی بالای این مشاغل به اینترنت و زیرساختهای آنلاین و دوم انعطافپذیری بیشتر شرکتها برای کاهش هزینه در این بخشها. زمانی که نااطمینانی اقتصادی افزایش پیدا میکند، بسیاری از کسبوکارها ابتدا بودجههای تبلیغات، توسعه برند و پروژههای دیجیتال را کاهش میدهند. در نتیجه فرصتهای شغلی این حوزه با سرعت بیشتری افت میکند و همزمان نیروی متخصص این بخش وارد رقابتی سنگینتر میشود.
بازار دوپاره؛ از مشاغل دیجیتال تا کارهای عملیاتی
در مقابل، برخی مشاغل اگرچه از بحران بیتاثیر نبودهاند، اما افزایش رقابت در آنها به مراتب کمتر است. طبق گزارش جابویژن، رقابت در حوزه «نگهبانی» تنها ۱.۳ برابر شده است. همچنین گروههای شغلی «بهداشت، ایمنی و محیط زیست» رشد ۱.۶ برابری رقابت را تجربه کردهاند و گروه شغلی«فروشنده و بازاریاب» رشد ۱.۹ برابری داشتهاست. این تفاوت نشان میدهد بازار همچنان برای مشاغل نزدیک به عملیات روزمره کسبوکارها نیاز واقعی دارد و حذف آنها برای شرکتها دشوارتر است.
یکی از نکات مهم این گزارش، ناهماهنگی میان رفتار کارفرمایان و کارجویان پس از آتشبس است. برخلاف تصور اولیه، بازگشت نسبی فرصتهای شغلی نتوانسته از شدت رقابت بکاهد. علت این مساله آن است که کارجویان با سرعت بیشتری نسبت به کارفرمایان به بازار بازگشتهاند. این رفتار باعث انباشت تقاضا روی فرصتهای محدود موجود شده است.
این وضعیت در شهرهای مختلف نیز الگوهای متفاوتی دارد. شدیدترین رشد رقابت مربوط به شیراز است؛ جایی که رقابت کارجویان پس از آتشبس ۴.۸ برابر وضعیت عادی شده است. پس از آن مشهد با رشد ۳.۵ برابری، اصفهان و قم با رشد ۳.۴ برابری و کرج با رشد ۳ برابری قرار دارند. همچنین در تهران رقابت ۲.۷ برابر و در تبریز ۲.۴ برابر شده است.
فشار روانی بازار و آینده نامتعادل اشتغال
نکته جالب اینجاست که شدت رقابت لزوما با شدت افت فرصتهای شغلی یکسان نیست. برای مثال، تهران اگرچه در دوره بحران کاهش شدیدی در فرصتهای استخدام را تجربه کرد، اما سرعت بازگشت بازار در آن بالاتر بوده است. در مقابل برخی شهرها با وجود افت کمتر، هنوز وارد فاز بازیابی نشدهاند و همین مساله فشار رقابت را حفظ کرده است. به عبارت دیگر، مهم فقط تعداد فرصتهای شغلی نیست؛ بلکه سرعت احیای فرصت شغلی نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
در کنار این مساله، باید به اثر روانی بحران بر بازار کار نیز توجه کرد. وقتی چشمانداز اقتصادی مبهم میشود، شرکتها معمولا با احتیاط بیشتری استخدام میکنند، اما کارجویان برعکس، با اضطراب بیشتری دنبال فرصتهای شغلی میگردند. این شکاف رفتاری، همان چیزی است که اکنون در دادههای جابویژن دیده میشود؛ بازاری که در آن عرضه نیروی کار سریعتر از فرصت شغلی در حال بازگشت است.
با این حال گزارش جابویژن یک نکته امیدوارکننده هم دارد. برخلاف تصور فروپاشی کامل بازار، جریان استخدام هنوز متوقف نشده است. هزاران شرکت همچنان در حال ثبت آگهی و جذب نیرو هستند و بازار وارد وضعیت انجماد کامل نشده است. اما ادامه این روند به شدت وابسته به بازگشت ثبات اقتصادی و کاهش نااطمینانی است. زیرا در شرایط فعلی، حتی اگر فرصتهای شغلی به تدریج افزایش پیدا کند، فشار رقابت تا زمانی که توازن میان کارفرما و کارجو برقرار نشود، همچنان بالا باقی خواهد ماند.آنچه از مجموع این دادهها برمیآید، تصویری از بازاری است که بیش از هر زمان دیگری نامتوازن شده است؛ بازاری که در آن کاهش فرصتها فقط بخشی از بحران است و بخش مهمتر، فشرده شدن رقابت روی همان فرصتهای محدود باقیمانده است. در چنین فضایی، نه تنها پیدا کردن شغل سختتر میشود، بلکه فرسایش روانی کارجویان نیز افزایش پیدا میکند.