اکوایران: ایران میراث کارتر را لکه‌دار کرد و آن‌طور که اکنون به نظر می‌رسد، با گذشت زمان به نفع ایران، می‌تواند میراث ئریس‌جمهور دیگری را لکه‌دار یا نابود کند.

به گزارش اکوایران، مقامات آمریکایی و منطقه‌ای به مید‌ل‌ایست آی گفته‌اند که برخی از کشورهای عربی خلیج فارس به ایالات متحده و کشورهای اروپایی پیشنهاد داده‌اند که با پرداخت هزینه در تنگه هرمز مخالف نیستند، هر چند از پذیرش کنترل ایران بر این آبراه خودداری می‌کنند. به گفته این مقامات، تفاوت بین این دو موضع، تفاوت ظریفی است، اما با شعله‌ور شدن دوباره آتش جنگ بین ایالات متحده و ایران، این تفاوت مهم جلوه کرده است.

اخیرا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، ادعا کرده که کشتی‌ها برای تأمین امنیت در این آبراه از سوی ایالات متحده هزینه پرداخت کنند. به گفته یک مقام آمریکایی: «برای برخی از کشورهای خلیج فارس، هزینه واقعاً مهم نیست. این ماجرا از نظر مالی، برای منافع آن‌ها ناچیز است. آن‌ها خواهان ثبات هستند». یک مقام دیگر در منطقه به میدل‌ایست آی گفت: «کشورهای خلیج فارس نمی‌خواهند ایران در مورد اینکه چه کسی می‌تواند از تنگه خارج و وارد شود، حق وتو داشته باشد. آن‌ها نمی‌خواهند ایران وضعیت  را تغییر دهد. این عوارض یا پرداخت ناچیز است».

اکنون سیگنال‌هایی که کشورهای خلیج فارس بی‌سروصدا به چندین پایتخت غربی ارسال کرده‌اند، توضیح می‌دهد که چرا ترامپ ایده دریافت هزینه برای تأمین امنیت در تنگه هرمز را دوباره مطرح کرده است. اما اظهارات ترامپ به شدت با اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، که گفته بود «هیچ کشوری مجاز به دریافت عوارض یا هزینه» در آبراه‌های بین‌المللی نیست، در تضاد بود. با این حال، ترامپ روز سه‌شنبه ادعای خود را پس گرفت و گفت که به جای هزینه، انتظار دارد کشورهای خلیج فارس پول بیشتری در ایالات متحده سرمایه‌گذاری کنند. اما حتی تغییر موضع ترامپ، مفهوم سودبری ایالات متحده از کشورهای خلیج فارس در ازای مدیریت امنیت ناوبری در تنگه هرمز را از بین نمی‌برد. به نظر می‌رسد اظهارات ترامپ نشان می‌دهد که کشورهای خلیج فارس حاضرند برای ثبات در تنگه هرمز، هزینه اقتصادی بپردازند.

تفاهم‌نامه‌ای ناشی از سوءتفاهم

با این همه، نیویورک‌تایمز تغییر موضع ترامپ در در رابطه با پرداخت عوارض در تنگه هرمز را ناشی از سردرگمی او در پیشبرد جنگ علیه ایران توصیف کرده است. بر اساس این گزارش، رئیس‌جمهوری که قدرت‌نمایی در عرصه جهانی را به مشخصه دوره دوم ریاست‌جمهوری خود تبدیل کرده، اکنون با رقیبی مواجه شده که تاکنون تسلیم اراده او نشده و درگیری ژئوپلیتیکی‌ای را ایجاد کرده که نمی‌توان از طریق پست‌های زننده در رسانه‌های اجتماعی یا تهدیدهای تعرفه‌ای آن را رفع‌ورجوع کرد. 

14dc-trump-iran-vztw-superJumbo

 بنری در تهران که رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ را تهدید به ترور می‌کند/ عکس از نیویورک تایمز

تفاهم‌نامه‌ای که او با تهران برای توقف جنگ منعقد کرد، تفاهم‌نامه‌ای ناشی از سوءتفاهم بوده است و به نظر می‌رسد ترامپ اکنون نه استراتژی نظامی روشنی دارد و نه استراتژی دیپلماتیک.

به گفته ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی دانشگاه جان هاپکینز و مشاور سابق روسای جمهور و وزرای امور خارجه آمریکا در امور خاورمیانه: «او با کشوری روبرو شده است که حاضر نیست طبق  قوانین او بازی کند؛ یعنی این‌که خم شوید و دست او را ببوسید و به او بگویید که چقدر بزرگ است و سعی کنید هر امتیازی را که مایل به دادن آن است، از او بگیرید».

جنگی با فرضیات اشتباه

ماجراجویی بی‌پایان ترامپ در خاورمیانه به درس تازه‌ای در مورد این‌که چرا این منطقه برای نسل‌ها به چاهی برای جاه‌طلبی‌های ریاست‌جمهوری تبدیل شده است. ابزارهای قدرتی که به پیشبرد منافع ایالات متحده در سایر نقاط جهان کمک می‌کنند، لزوماً در آنجا کار نمی‌کنند، همانطور که بسیاری از اسلاف او متوجه شده‌اند. این امر به ویژه برای ترامپ ناامیدکننده بوده که از زمان بازگشت به قدرت، از رسیدن به خواسته‌هایش لذت برده و حتی به خود می‌بالیده که ممکن است قدرتمندترین مرد تاریخ جهان باشد. اما در حالی که با موفقیت متحدان ناتو را برای افزایش هزینه‌های نظامی تحت فشار قرار داده، از شرکای تجاری امتیاز گرفته و اساساً با یک حمله کماندویی یک شبه ونزوئلا را تصرف کرده، مشخص نیست که بتواند در ایران به خواسته‌هایش برسد.

d8f28813a276d698d3023683c81afa510b86e525

دیوارنگاره در میدان انقلاب تهران با موضوع بستن تنگه هرمز/ عکس از نیویورک تایمز

به گفته سوزان مالونی، معاون اندیشکده بروکینگز: «رویکرد قهری ترامپ به جهان در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش از مقداری شانس و تمایل گاه به گاه سایر کشورها برای تسهیل یک مسیر خروج بهره برده است. اما ۴۷ سال گذشته نشان از آن ندارد که تهران هم این مسیر را دنبال خواهد کرد».

به گفته جان هانا، مشاور سابق امنیت ملی دیک چنی، معاون اسبق رئیس‌جمهور ایالات متحده، ترامپ با اقدام به «یک حمله گسترده برای نابودی کامل»، به وضوح ساختار قدرت جمهوری اسلامیرا دست کم گرفته و ظرفیت آمریکا برای سرنگونی آن را بیش از حد ارزیابی کرده است. به گفته هانا: «با نگاهی به گذشته، این جنگی بود که به وضوح بر اساس فرضیات به شدت ناقص بنا شده بود، و هیچ کدام از این فرضیات مخرب‌تر از این اعتقاد آشکار رئیس جمهور نبود که حکومت ایران سست و آماده فروپاشی در اثر حملات هوایی و پست‌های شبکه‌های اجتماعی است». او افزود: «با تشدید این خطا، هیچ دستگاه امنیت ملی دقیقی در اطراف رئیس‌جمهور وجود نداشت که آماده باشد حقیقت را به قدرت بگوید و فرضیات نادرست او را بر اساس دانش و تجربه متخصصان واقعی سیاست خارجی، دفاعی و اطلاعاتی، به طور سیستماتیک زیر سوال ببرد».

میراث در حال نابودی؛ چه کسی بیشتر دوام می‌آورد؟

اکنون به نظر می‌رسد ترامپ در مورد چگونگی ادامه کار مطمئن نیست. او به استفاده از نیروی نظامی روی آورده و دستور از سرگیری محاصره دریایی در تنگه هرمز را داده است. او تهدید کرده که به کوه پیکاکس، یک سایت مستحکم در نزدیکی یکی از تأسیسات هسته‌ای اصلی ایران، «یک حمله بزرگ و خوب» خواهد کرد. اما با توجه به مخالفت افکار عمومی با جنگ، او نشانه کمی از تمایل خود برای از سرگیری بمباران تمام عیاری که آغاز جنگ بود، نشان داده است.

کوه+کلنگ

سایت کوه‌کلنگ (پیکاکس)، در فاصله ۱.۶ کیلومتری جنوب تأسیسات نطنز/عکس از وانتور از طریق ای‌بی‌سی نیوز

ترامپ مدعیست که مذاکرات بیش‌تری انجام خواهد شد، اما مشخص نیست مذاکراتی که قبلاً شکست خورده‌اند، اکنون چگونه می‌توانند به موفقیت برسند. در واقع،  ترامپ فکر می‌کند که می‌تواند از طرف ایرانی‌ها بیشتر دوام بیاورد، در حالی که ایرانی‌ها تاب‌‌آوری خود را بیشتر می‌دانند. 

به گفته آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق در خاورمیانه و عضو ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی: «ترامپ در مخمصه افتاده است و با یک دشمن سرسخت و ستیزه‌جو روبرو است که با اهدافش - حفظ نفوذ بر تنگه و تمایل تازه برای هژمونی بر خلیج فارس - او را گروگان گرفته است. او با اشاره به جیمی کارتر و بحران گروگانگیری 1979-1981 افزود: «ایران میراث یک رئیس جمهور را لکه‌دار کرد و آن‌طور که اکنون به نظر می‌رسد، با گذشت زمان به نفع ایران، و نه به نفع ترامپ، می‌تواند میراث دیگری را لکه‌دار یا نابود کند».

عباس میلانی، مدیر مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد و محقق در موسسه محافظه‌کار هوور هم به نیویرک‌تایمز گفت: «فکر نمی‌کنم او در مورد ایران استراتژی داشته باشد. این مشکل اصلی است. او به طور غریزی به این مسائل نزدیک می‌شود و با دو هدف متناقض به آن‌ها نزدیک می‌شود. از یک طرف، مدام می‌گوید ما می‌خواهیم با شما معامله کنیم و ایران را به یک اقتصاد شکوفا تبدیل کنیم و از طرف دیگر، می‌گوید: من تمدن شما را نابود خواهم کرد».