به گزارش اکوایران، سیاست تأکید بر نیمکره غربی دولت دوم دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، که از آن با عنوان احیای دکترین مونرو یاد شده است، با هدف جلوگیری از نفوذ چین و روسیه در آن منطقه انجام میشود. پیروزی احزاب راستگرا در آن منطقه هرچند لزوماً به دلیل فشارها و حمایتهای واشنگتن نیست، ولی میتواند به پیشبرد این سیاست کمک کند.
«دکترین دانرو» (Donroe Doctrine)
به گزارش نشریه فارن افیرز، در نشست گروه هفت (G7) در ماه ژوئن، رسانههای جهانی با اشتیاق گرد آمدند تا از دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، جزئیات تازهترین توافق دولت او با ایران را بشنوند؛ اما ترامپ اصرار داشت بار دیگر به یکی از موضوعات محبوب خود بازگردد: عملیات نظامی آمریکا که در اوایل ژانویه به دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر وقت ونزوئلا، انجامید.
ترامپ با شور و شوق گفت: «ما قدرتمندترین ارتش جهان را داریم. این را در ونزوئلا دیدید؛ عملیاتی که... فقط ۴۸ دقیقه طول کشید و حالا روابط ما با ونزوئلا عالی است. ما هزینه جنگ را ۴۰ برابر جبران کردیم؛ میلیونها بشکه [نفت] خارج کردیم. ونزوئلا سود میبرد، ما هم سود میبریم.»
تمایل ترامپ به معطوف کردن نگاه خود به جنوب، بهجای شرق، غرب یا شمال، قابل درک است. در شرایطی که جنگ او علیه ایران بیش از پیش شبیه یک اشتباه محاسباتی با ابعاد تاریخی به نظر میرسد و درحالیکه لفاظیها، تعرفهها و دیگر اقدامات او بسیاری از متحدان سنتی آمریکا را در نقاط مختلف جهان از واشنگتن دور کرده است، آمریکای لاتین به حوزهای از سیاست خارجی تبدیل شده که ترامپ در پیشبرد دستورکار خود بیشترین موفقیت را در آن به دست آورده است.
در واقع، این کاخ سفید بیش از هر دولت آمریکایی دستکم در ۴۰ سال گذشته، حتی بیش از دوره نخست ریاستجمهوری خود ترامپ، توجه و منابع خود را معطوف آمریکای لاتین کرده است.
اندکی پیش از مراسم تحلیف ترامپ، در مجله فارن افیرز استدلال شد که چنین اتفاقی به احتمال زیاد رخ خواهد داد؛ نه به این دلیل که آمریکای لاتین در قالب یک نظریه کلان سیاست خارجی جای میگیرد، بلکه زیرا این منطقه برای تحقق برخی از مهمترین اولویتهای داخلی ترامپ نقشی اساسی دارد: متوقف کردن مهاجرت غیرقانونی، کاهش مرگومیر ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر و تضمین امنیت بلندمدت ایالات متحده در زمینه تأمین انرژی و مواد معدنی حیاتی.
دولت ترامپ همچنین تلاش کرده است نفوذ فزاینده چین در آمریکای لاتین را عقب براند؛ نفوذی که رهبران هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات، بیش از پیش آن را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا تلقی کردهاند.
شاید برجستهترین ویژگی سیاست ترامپ در قبال آمریکای لاتین، صرفاً تمرکز دوباره بر این نیمکره نباشد، بلکه میزان آشکاری باشد که این سیاست یادآور «سیاست چماق بزرگ» تئودور روزولت و دیگر دورههای مداخلهگرایی آمریکا در آمریکای لاتین طی دو قرن گذشته است.
در راهبرد امنیت ملی سال ۲۰۲۵ دولت ترامپ آمده است: «پس از سالها غفلت، ایالات متحده بار دیگر دکترین مونرو را احیا و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا را در نیمکره غربی بازگرداند.»
این عبارت به دکترین مونرو، نظریهای ۲۰۳ ساله که جیمز مونرو، رئیسجمهور وقت آمریکا، آن را مطرح کرد، اشاره دارد؛ دکترینی که بر اساس آن قدرتهای خارجی نباید در امور نیمکره غربی مداخله کنند.
مخاطرات بازگشت به سیاستهای قدیمی
درحالیکه دولتهای آمریکا پس از پایان جنگ سرد عمدتاً در تعامل با آمریکای لاتین بر ارزشهایی همچون حاکمیت ملی و احترام متقابل تأکید میکردند، ترامپ تهدید کرده است که کانال پاناما را «پس خواهد گرفت»، بهطور یکجانبه علیه کارتلهای مواد مخدر در مکزیک حمله نظامی انجام خواهد داد، آشکارا از نامزدهای سیاسی همسو با دیدگاههای محافظهکارانه و سختگیرانه خود در زمینه مبارزه با جرم حمایت کرده است و در مورد ونزوئلا، از قدرت نظامی آمریکا برای سرنگونی رهبری استفاده کرده که مورد پسند او نبود؛ همانگونه که رؤسای جمهور متعددی در قرن نوزدهم و بیستم چنین اقداماتی را انجام داده بودند.
دونالد ترامپ در بازدید از مرز آمریکا و مکزیک در ایگل پس، تگزاس، فوریه ۲۰۲۴/عکس از خبرگزاری رویترز
برخلاف انتظار برخی، این رویکرد سختگیرانه و غالباً مبتنی بر اجبار، دستکم در کوتاهمدت برای ترامپ نتایجی به همراه داشته است؛ بهگونهای که دولتهای سراسر نیمکره همکاری بیشتری، بهویژه در زمینه مهاجرت و امنیت، با واشنگتن نشان دادهاند.
این همسویی همچنین با پیروزیهای انتخاباتی متحدان ترامپ در کشورهایی مانند شیلی، کلمبیا و پرو تقویت شده است؛ پیروزیهایی که بخشی از موج راستگرایی هستند که طی یک سال گذشته بخش بزرگی از آمریکای لاتین را درنوردیده است.
بااینحال، برخی سیاستگذاران آمریکای لاتین، هرچند موفقیتهای ترامپ را میپذیرند، هشدار میدهند که در بلندمدت ممکن است واکنشی معکوس شکل بگیرد. در قرن بیستم، افزایش نارضایتی از اشغالگریها و دیگر مداخلات ایالات متحده سرانجام به ظهور رهبران ضدآمریکایی همچون فیدل کاسترو در کوبا و خوان پرون در آرژانتین انجامید.
با توجه به اینکه هنوز تصمیمهای مهمی درباره سیاست آمریکا در قبال کوبا، مکزیک و ونزوئلا در پیش است، بازگشت مداخلهگرایی در قرن بیستویکم ممکن است در نهایت نتیجهای کاملاً برخلاف خواسته ترامپ به بار آورد: دور شدن آمریکای لاتین از ایالات متحده و نزدیکتر شدن آن به چین.
همکاری مفید با رئیسجمهور چپگرای مکزیک
مداخله نظامی دولت ترامپ در ونزوئلا و تلاش اولیه که هنوز بسیار نامطمئن است، برای تبدیل این کشور به متحدی باثبات و مناسب برای کسبوکار، آشکارترین نتیجه تمرکز واشنگتن بر آمریکای لاتین به شمار میرود. اما لزوماً مهمترین نتیجه آن نیست.
کلودیا شینباوم، رئیسجمهور مکزیک، در جریان مراسم تحلیف خود در کنگره، در مکزیکو سیتی، مکزیک، در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۲۴، در حال کمک گرفتن برای پوشیدن ارسی است/عکس از خبرگزاری رویترز
بهویژه، تعامل ترامپ با کلودیا شینباوم، رئیسجمهور چپگرای مکزیک، به شکلی غیرمنتظره ثمربخش بوده است. ترامپ با استفاده از تهدید افزایش تعرفهها و حملات نظامی، در کنار حفظ رابطهای دوستانه با شینبائوم، توانسته است سطحی از هماهنگی امنیتی را به دست آورد که مقامهای دو کشور آن را بیسابقه توصیف میکنند.
طی یک سال گذشته، ایالات متحده و مکزیک همکاری اطلاعاتی خود را گسترش دادهاند و مکزیک دهها تن از رهبران کارتلهای مواد مخدر را به آمریکا مسترد یا تحویل داده است؛ افرادی که دولتهای پیشین آمریکا سالها در پی بازداشت آنان بودند.
نیروهای امنیتی مکزیک همچنین نیروهای بیشتری را برای جلوگیری از رسیدن مهاجران کشورهای ثالث به مرز دو هزار مایلی آمریکا و مکزیک مستقر کردهاند؛ اقدامی که به ترامپ کمک کرده است یکی از مهمترین وعدههای انتخاباتی خود در سال ۲۰۲۴، یعنی کاهش چشمگیر عبورهای غیرقانونی از این مرز، را عملی کند.
در زمینه قاچاق مواد مخدر و خشونتهای مرتبط با آن، کارنامه دولت ترامپ تاکنون ترکیبی از موفقیت و ناکامی بوده است.
کارزار حملات ترامپ علیه قایقهایی که مظنون به قاچاق مواد مخدر در دریای کارائیب بودند و بیش از ۲۰۰ کشته بر جای گذاشته، ممکن است هم غیرقانونی باشد و هم ناکارآمد؛ زیرا تحقیقات مستقل تاکنون هیچ کاهش محسوسی در عرضه کوکائین به ایالات متحده نشان ندادهاند.
بااینحال، شمار کلی مرگومیر ناشی از مصرف بیش از حد مواد مخدر در آمریکا در سال ۲۰۲۵ مقدار ۱۴ درصد کاهش یافت؛ سومین سال متوالی که این آمار روندی نزولی داشته است.
هرچند کارشناسان دلایل متعددی برای این کاهش مطرح میکنند، مقامهای آمریکایی به کاهش ۲۲ درصدی مرگهای ناشی از مصرف فنتانیل اشاره میکنند و آن را نشانهای از نتایج همکاری بیشتر مکزیک، کشوری که بخش عمده این ماده افیونی مصنوعی از آنجا قاچاق میشود، میدانند.
همچنین، کاهش ۴۰ درصدی نرخ رسمی قتل در مکزیک از زمان آغاز ریاستجمهوری شینبائوم در اواخر سال ۲۰۲۴، امیدها را برای شکلگیری وضعیت امنیتی آرامتر افزایش داده است؛ وضعیتی که در نهایت به سود هر دو کشور خواهد بود.
کاهش موفق نفوذ چین
چندین کشور آمریکای مرکزی، از جمله کاستاریکا، گواتمالا و هندوراس نیز از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، تلاشهای خود برای مقابله با جرائم سازمانیافته و رهگیری قاچاق مواد مخدر را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند.
اجلاس «سپر قاره آمریکا» در تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۶ در دورال، فلوریدا. با حضور رهبرانی از آمریکای لاتین/عکس از آسوشیتدپرس
پس از دو دهه که طی آن گسترش نفوذ چین در آمریکای لاتین تقریباً بدون مانع ادامه داشت، فشارهای اخیر آمریکا برخی کشورها را به محدود کردن همکاریهای خود با پکن واداشته است.
در ماه دسامبر، مکزیک تعرفههایی بر واردات از چند کشور وضع کرد که عمدتاً کالاهای چینی را هدف قرار میداد و بهطور گسترده اقدامی برای پاسخ به نگرانی واشنگتن تلقی شد؛ نگرانی از اینکه پکن از مکزیک بهعنوان دروازهای برای ورود به بازار آمریکا استفاده میکند.
در ژانویه، پاناما کنترل دو بندر کانال پاناما را از یک شرکت مستقر در هنگکنگ سلب کرد؛ اقدامی که پس از آن صورت گرفت که مقامهای آمریکایی بارها نسبت به حضور چین در آن منطقه ابراز نگرانی کرده بودند.
در همان ماه، شیلی نیز اندکی پس از آنکه سفارت آمریکا در سانتیاگو مقامهای وزارت مخابرات این کشور را احضار کرد، برنامه ایجاد یک کابل اینترنتی زیردریایی چینی میان بندر والپارایسو و هنگکنگ را متوقف کرد. (وزارت خارجه آمریکا بعداً روادید دیپلماتیک سه مقام مسئول را که این پیشنهاد را بررسی کرده بودند، لغو کرد.)
از سال ۲۰۱۷ تاکنون، پنج کشور آمریکای لاتین که پیشتر تایوان را به رسمیت میشناختند، روابط رسمی خود را به نفع چین تغییر دادهاند؛ اما اکنون هندوراس، تحت ریاستجمهوری جدید ناسری آسفورا، در حال بررسی بازگشت به شناسایی تایوان است.
این تحولات، حتی اگر نفوذ چین در دیگر حوزهها همچنان قدرتمند و رو به گسترش باشد، شکستهایی جدی برای پکن محسوب میشوند.
در همین حال، ترامپ حمایتهای نظامی، مالی و سیاسی گستردهای را نثار متحدان ایدئولوژیک خود در آمریکای لاتین کرده است.
تصویب بسته نجات ۲۰ میلیارد دلاری برای آرژانتین از سوی ترامپ در اکتبر ۲۰۲۵، بهطور گسترده عامل تعیینکنندهای در تثبیت اقتصاد این کشور تلقی شد؛ اقدامی که به حزب خاویر میلی کمک کرد در انتخابات مهم میاندورهای قانونگذاری همان ماه پیروز شود و برنامه اصلاحات اقتصادی طرفدار بازار این رئیسجمهور لیبرتارین را در مسیر خود نگه دارد.
ترامپ همچنین نیروهای آمریکایی را برای کمک به دانیل نوبوآ، رئیسجمهور اکوادور که دو هفته پیش از پیروزی در انتخابات آوریل ۲۰۲۵ برای گرفتن عکس یادگاری با ترامپ به مارالاگو سفر کرده بود، به این کشور اعزام کرد تا با خشونتهای ناشی از فعالیت کارتلها مقابله کند؛ خشونتهایی که اکوادور را به کشوری با بالاترین نرخ قتل در آمریکای جنوبی تبدیل کردهاند.
حمایت آشکار ترامپ از نامزدهای راستگرا در انتخابات کشورهای آمریکای لاتین در برخی کشورها تنها تأثیر محدودی داشته است، اما دستکم در یک مورد ظاهراً نقشی تعیینکننده ایفا کرد: در هندوراس، ناسری آسفورا تا پیش از حمایت ترامپ در جایگاه سوم نظرسنجیها قرار داشت.
اگرچه بیشتر انتخابات آمریکای لاتین عمدتاً تحت تأثیر عوامل داخلی تعیین شدهاند، اکنون نامزدهای راستگرا یا میانهرو متمایل به راست در ۱۲ مورد از ۱۵ انتخابات اخیر ریاستجمهوری این منطقه به پیروزی رسیدهاند و نسل نویی از رهبران را به قدرت رساندهاند که بهطور کلی با دیدگاههای ترامپ همدلی دارند و مایلاند با کاخ سفید در زمینه مقابله با قاچاق مواد مخدر، مهاجرت، چین و دیگر اولویتهای مشترک همکاری کنند.
«ما رعیت هیچکس نخواهیم بود»
ترامپ در پیشبرد سیاستهای منطقهای خود از کمک چندین مشاور متخصص آمریکای لاتین بهره برده است که برجستهترین آنان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و فرزند مهاجران کوبایی، است. برخی از این مشاوران، آمریکای لاتین را صرفاً از منظر امنیت ملی نمیبینند، بلکه آن را بخشی از یک نبرد چند دههای گستردهتر علیه کمونیسم تلقی میکنند.
افزون بر این، آنان معتقدند که پس از سقوط مادورو، بحران اقتصادی کوبا و شکستهای اخیر رهبران چپگرا در دیگر کشورهای منطقه، واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به پیروزی در این نبرد نزدیک شده است.
رهبران کشورهای پاناما، بولیوی، پاراگوئه، آرژانتین، اروگوئه، برزیل و اروپا در آسونسیون، پاراگوئه، روز شنبه، برای عکس دستهجمعی به مناسبت امضای توافقنامه تجارت آزاد میان اتحادیه اروپا و کشورهای آمریکای لاتین، ژست میگیرند/عکس از آسوشیتدپرس
ترامپ نیز گاه به نظر میرسد از بهکارگیری قدرت عظیم نظامی و اقتصادی آمریکا در منطقهای که برخلاف خاورمیانه، پیچیدگیهای فوری و آشکار کمتری دارد، رضایت شخصی میبرد.
در کنفرانس خبری چند ساعت پس از دستگیری مادورو و همسرش در ماه ژانویه، ترامپ مشتاق بود زمان را به دوران اوج دکترین مونرو و اقتدار مطلقی که این دکترین تداعی میکرد، بازگرداند.
او به خبرنگاران گفت: «حالا دیگر اسمش را دکترین دانرو (Donroe Doctrine) گذاشتهاند. برتری آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز زیر سؤال نخواهد رفت.»
اما ممکن است واکنش منفی نسبت به این سیاستها از هماکنون آغاز شده باشد.
در نظرسنجی سال ۲۰۲۶ مرکز پژوهشی پیو درباره نگرش جهانی نسبت به ایالات متحده، درصد افرادی که دیدگاهی بسیار یا نسبتاً مثبت نسبت به آمریکا داشتند، در چندین کشور آمریکای لاتین بهشدت کاهش یافت؛ روندی که مشابه آن در دیگر نقاط جهان نیز مشاهده شد.
بزرگترین شکست سیاستی ترامپ در منطقه، تلاش ناموفق او برای استفاده از تعرفهها و تحریمها بهمنظور تحت فشار قرار دادن دولت و دیوان عالی برزیل برای کنار گذاشتن پروندههای کیفری علیه متحدش، ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور پیشین این کشور، بود.
این اقدام موجی از واکنشهای ملیگرایانه را برانگیخت و در نتیجه محبوبیت لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور چپگرای برزیل و از منتقدان ترامپ، افزایش یافت. با وجود همه این فشارها، بولسونارو سرانجام راهی زندان شد و ترامپ نیز در نهایت تعرفهها را لغو کرد.
نارضایتی از سیاستهای ترامپ یکی از دلایل اصلی آن بود که بلوک مرکوسور، متشکل از آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه، سرانجام امسال، پس از بیش از یکچهارم قرن مذاکره، با انعقاد توافق تجارت آزاد با اتحادیه اروپا موافقت کرد.
برخی ناظران در داخل آمریکای لاتین هشدار میدهند که موفقیتهای ترامپ نوعی سراب است؛ وضعیتی که در آن همکاری رسمی در حوزه امنیت و فرصتهای تبلیغاتی برای گرفتن عکسهای دوستانه، نارضایتی عمیق و فزاینده از شیوهای را که دولت او حتی به حاکمیت متحدان خود بیاحترامی کرده است، پنهان کردهاند.
وزیر امور خارجه یکی از دولتهای آمریکای لاتین که با ترامپ همسو است، در دیداری که اخیراً با من داشت، با عصبانیتی آشکار گفت: «ما رعیت هیچکس نخواهیم بود.»
تمایل ترامپ به همکاری با رهبران همسو از نظر ایدئولوژیک باعث شد برزیل و مکزیک، دو کشور بزرگ منطقه، از ائتلاف «سپر قاره آمریکا» (Shield of the Americas)، ائتلافی متشکل از کشورهایی که از رویکردی نظامیمحور در مبارزه با مواد مخدر حمایت میکنند، کنار گذاشته شوند.
این موضوع این پرسش را مطرح کرده است که با توجه به اینکه در برخی از این کشورها، چرخش سیاسی دیر یا زود دوباره به سمت چپ خواهد بود، آینده این ابتکار چه خواهد شد.
انزجار مردم آمریکای لاتین از کارتلها
بااینحال، دستکم در حال حاضر، ترامپ میتواند به نشانههایی اشاره کند که نشان میدهند، حتی اگر شخص او در منطقه محبوب نباشد، بخشهای مهمی از دستورکارش با دیدگاه بسیاری از دولتهای آمریکای لاتین و افکار عمومی آنها همسو است.
خانم رودریگز در کنار داگ برگام، وزیر کشور ایالات متحده، در کاراکاس در ماه مارس/عکس از خبرگزاری رویترز
در نظرسنجیهای کشورهای مختلف، از جمله شیلی، کلمبیا و مکزیک، جرم و جنایت همواره مهمترین مسئله سیاسی شناخته میشود؛ موضوعی که بازتابدهنده نارضایتی عمومی از کارتلها و باندهای تبهکاری است که طی یک دهه گذشته، به دلیل افزایش شدید تولید کوکائین، استخراج غیرقانونی معادن و قاچاق انسان، بیش از پیش قدرتمند شدهاند.
همین روندها، بیش از هر عامل دیگری، زمینهساز گرایش ایدئولوژیک آمریکای لاتین به سمت راست بودهاند و توضیح میدهند که چرا وعده ترامپ برای «نابود کردن» گروههای جنایتکار سازمانیافته منطقه، از حمایت قابلتوجهی برخوردار شده است.
دستگیری نیکلاس مادورو که دولتش بهطور گسترده مسئول افزایش مهاجرت و گسترش جرم و جنایت در دیگر کشورهای آمریکای لاتین دانسته میشد، نیز در منطقه محبوبیت داشت. بر اساس نظرسنجی مشترک اطلس/بلومبرگ در ماه ژانویه، ۷۴ درصد از پروییها و ۶۴ درصد از کلمبیاییها از عملیات نظامی آمریکا حمایت کردند.
همچنین زمانی که وزارت امور خارجه آمریکا در ماه ژوئن دو سازمان جنایتکار محلی در برزیل را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد، اگرچه دولت لولا داسیلوا به این اقدام اعتراض کرد، اما ۵۹ درصد از پاسخدهندگان در نظرسنجی مؤسسه دیتافولها از این طبقهبندی حمایت کردند.
در انتخاباتهای اخیر ریاستجمهوری، برخی نامزدهای راستگرا، از جمله خوزه آنتونیو کاست در شیلی و کیکو فوجیموری در پرو که هر دو در نهایت پیروز انتخابات شدند، از درخواست حمایت یا تأیید علنی ترامپ خودداری کردند.
اما برخی دیگر، مانند آبلاردو د لا اسپریا که در ماه ژوئن با اختلافی کمتر از یک درصد در انتخابات کلمبیا پیروز شد و فلاویو بولسونارو که بهعنوان وارث جنبش محافظهکارانه پدر زندانی خود برای انتخابات ماه اکتبر برزیل رقابت میکند، حمایت ترامپ را به محور اصلی کارزار انتخاباتی خود تبدیل کردهاند.
این امر نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا همچنان در بخش بزرگی از آمریکای لاتین از قدرت تأثیرگذاری بر نتایج انتخابات برخوردار است و حمایت او میتواند به نامزدهای همسو کمک قابلتوجهی کند.
کوبا بعد از ونزوئلا؟
چندین آزمون مهم هنوز در برابر دستورکار منطقهای ترامپ قرار دارد.
در ونزوئلا، چشمانداز سیاسی و اقتصادی از ماه ژوئن به این سو حتی مبهمتر شده است؛ زمانی که دو زمینلرزه هزاران نفر را کشت و اعتماد عمومی که پیشتر نیز بسیار پایین بود، به دلسی رودریگز، معاون پیشین مادورو که پس از دستگیری او تحت نظارت ایالات متحده اداره کشور را بر عهده گرفته است، بیش از پیش تضعیف کرد.
با وجود این فاجعه، ترامپ همچنان رودریگز را مورد ستایش قرار داده و گویا از اینکه او توانسته صادرات نفت ونزوئلا را حدود ۴۶ درصد افزایش دهد و در سایر زمینهها نیز مطابق خواست واشنگتن عمل کند، رضایت دارد.
همین موضوع موجب نگرانی مخالفان حکومت ونزوئلا و حامیان دموکراسی در دیگر کشورها شده است؛ زیرا بیم آن دارند که ترامپ ترجیح دهد بهجای پذیرش بیثباتی ناشی از برگزاری انتخابات، رودریگز را برای مدت نامحدودی در قدرت نگه دارد.
در همین حال، هیئتهایی از سرمایهگذاران آمریکایی و دیگر کشورها، به امید بهبود شرایط اقتصادی، راهی هتلهای کاراکاس شدهاند؛ اما با وجود اینکه نرخ تورم سالانه همچنان بیش از ۵۰۰ درصد است، صدها زندانی سیاسی هنوز در زندانها به سر میبرند و تاکنون نشانه اندکی از آن دیده میشود که رونق نوپای صنعت نفت به زندگی عموم مردم سرایت کرده باشد.
نظرسنجیها نشان میدهند که میزان محبوبیت رودریگز در میان مردم ونزوئلا بسیار پایین است و احساس قدردانی آنان از ترامپ، که پس از برکناری مادورو شکل گرفته بود، بهتدریج از میان رفته است. اگر ترامپ تا پایان دوره ریاستجمهوری خود رودریگز را وادار نکند که با تعیین تاریخی قطعی برای برگزاری انتخابات موافقت کند، درخشش آنچه او یکی از بزرگترین دستاوردهای خود میداند، ممکن است بهسرعت رنگ ببازد.
بسیاری بر این باورند که موفقیت نسبی ترامپ در ونزوئلا، او را به سمت کوبا سوق خواهد داد.
در واقع، ارتش آمریکا روند تقویت تجهیزات و نیروهای خود را در منطقه کارائیب آغاز کرده است؛ آرایشی که اگرچه از ناوگان عظیمی که پیش از برکناری مادورو مستقر شده بود کوچکتر است، اما همچنان گزینههای متعددی، از جمله دستگیری مقامهای کوبایی، در اختیار ترامپ قرار میدهد.
محاصره واردات نفت کوبا از سوی آمریکا، نفتی که این کشور برای تولید برق به آن وابسته است، موجب خاموشیهای طولانیمدت و کمبود مواد غذایی شده و بسیاری انتظار دارند این بحران در تابستان بسیار گرم کارائیب به اوج خود برسد.
ترامپ، مارکو روبیو را که سالها از سرسختترین حامیان تغییر رژیم در کوبا بوده، مسئول هدایت مذاکرات با حکومت این کشور کرده است.
برخی معتقدند دولت ترامپ ممکن است با الگویی مشابه ونزوئلا موافقت کند؛ الگویی که بر اساس آن بخشی از ساختار حکومت کوبا در قدرت باقی بماند، مشروط بر آنکه اقتصاد کشور را باز کند و برگزاری انتخابات در آینده را وعده دهد؛ اما گروهی دیگر این پرسش را مطرح میکنند که آیا ترامپ و روبیو وسوسه نخواهند شد که به دنبال تغییری بسیار اساسیتر بروند؛ یعنی سرنگونی حکومتی که از سال ۱۹۵۹ بر سر کار بوده و در برابر سیزده رئیسجمهور آمریکا مقاومت کرده است.
چنین سناریویی ممکن است برای ترامپ جذاب باشد، زیرا اگر موفق شود، هم میتواند خاطره جنگ ایران را پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر تا حد زیادی تحتالشعاع قرار دهد و هم احتمالاً شانس روبهرشد مارکو روبیو را برای جانشینی ترامپ بهعنوان نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ تقویت کند.
«چماق بزرگ» واشنگتن بالای سر آمریکای لاتین
تصمیمهای پیشِ روی ترامپ درباره مکزیک نیز در تعیین میراث سیاسی او نقشی سرنوشتساز خواهند داشت.
با وجود همکاری گسترده دولت کلائودیا شینبائوم در حوزه امنیت، بسیاری از ناظران در واشنگتن و مکزیکوسیتی انتظار دارند که مشکلاتی در راه باشد. در ماه ژوئیه، دولت ترامپ اعلام کرد که «با تمدید توافق ایالات متحده–مکزیک–کانادا (USMCA) در شکل کنونی آن موافق نیست.» این توافق تجاری همان قراردادی است که ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود مذاکره و منعقد کرده بود. اگرچه این تصمیم به معنای پایان فوری توافق نیست، اما روندی طولانی و پیچیده از مذاکرات را آغاز میکند.
طرح از فارن افیرز
این وضعیت، عدم اطمینان بیشتری را بر اقتصاد مکزیک که بیش از ۸۰ درصد صادرات خود را به ایالات متحده ارسال میکند، تحمیل خواهد کرد و همزمان، احتمال ایجاد اختلال برای شرکتهای آمریکایی و زنجیرههای تأمین آنها را نیز در پی خواهد داشت.
در همین حال، ترامپ همچنان فشار بر شینبائوم را افزایش داده و از دولت او خواسته است یکی از فرمانداران ایالتی وابسته به حزب حاکم را به اتهام قاچاق مواد مخدر به آمریکا مسترد کند. مقامهای مکزیکی نگراناند که اگر شینبائوم با این درخواست موافقت کند، حزب چپگرای او که در درون خود جریانهای قدرتمند ضدآمریکایی دارد، دچار شکاف شود.
اما اگر او از این درخواست سر باز زند، ممکن است ترامپ تصمیم بگیرد حملات یکجانبه پهپادی یا دیگر اقدامات نظامی را علیه اهداف وابسته به کارتلهای مواد مخدر در خاک مکزیک آغاز کند.
در مکزیک، چنین سناریویی خط قرمز تلقی میشود؛ اقدامی که میتواند روابط این کشور با ایالات متحده را بهطور کامل دگرگون کند، خاطرات ملیگرایانه مربوط به درگیریهای قرن نوزدهم را زنده سازد و شینبائوم را وادار کند همکاریهای گستردهای را که به واشنگتن امکان داده است مهاجرت غیرقانونی در مرز مشترک را مهار کند، بهشدت محدود سازد.
اهمیت رقابت بلندمدت چین و آمریکا
هیچ موضوعی شاید در بلندمدت به اندازه نحوه مدیریت رقابت آمریکا و چین در آمریکای لاتین از سوی ترامپ اهمیت نداشته باشد. بهویژه در آمریکای جنوبی، جایی که چین اکنون با اختلاف زیاد بزرگترین شریک تجاری کشورهای منطقه است، حتی برخی از نزدیکترین متحدان ترامپ نیز تمایلی ندارند روابط خود با پکن را به خطر بیندازند.
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، چینیها را «شرکایی فوقالعاده» توصیف کرده است. دانیل نوبوآ، رئیسجمهور اکوادور، نیز قصد دارد در ماه اوت امسال برای دومین بار به پکن سفر کند.
در همین حال، واشنگتن پیامهای متناقضی درباره انتظارات خود از متحدانش در قبال چین ارسال کرده است.
در ماه مه، تنها چند روز پس از آنکه برنی مورنو، سناتور جمهوریخواه آمریکایی متولد کلمبیا، در کنفرانسی امنیتی در دانشگاه بینالمللی فلوریدا گفت کشورهای آمریکای لاتین باید رابطهای «تکهمسری» با واشنگتن داشته باشند، ترامپ همراه با هیأتی بزرگ از مدیران عامل شرکتهای آمریکایی، از جمله ایلان ماسک از شرکت اسپیس ایکس و تیم کوک از شرکت اپل، برای پیگیری مجموعهای گسترده از قراردادهای تجاری راهی پکن شد.
بسیاری انتظار دارند که ترامپ در نهایت به یک راهحل میانه برسد؛ یعنی متحدان آمریکای لاتین را تحت فشار بگذارد تا اجازه سرمایهگذاری چین در حوزههای حساس، از جمله مخابرات، بنادر و صنعت فضایی، را ندهند، اما همزمان بپذیرد که تجارت با چین، همانگونه که خود ایالات متحده نیز انجام میدهد، در سایر بخشها ادامه یابد.
حتی در چنین شرایطی نیز بسیاری از دولتهای منطقه وسوسه خواهند شد که میان دو ابرقدرت، نوعی سیاست موازنه را حفظ کنند.
شاید در نگاه نخست، عجیب به نظر برسد که سیاستمداری که در سال ۲۰۱۵ کارزار انتخاباتی خود برای ریاستجمهوری را با متهم کردن مکزیک به فرستادن مواد مخدر، جرم و جنایت و متجاوزان جنسی به ایالات متحده آغاز کرد، اکنون حتی موفقیتی نسبی در آمریکای لاتین به دست آورده باشد؛ اما حتی برخی مقامهای دولت پیشین جو بایدن نیز در محافل خصوصی اذعان کردهاند که رویکرد ترامپ به شکلی غیرمنتظره مؤثر بوده است.
برخی از آنان این پرسش را مطرح کردهاند که اگر بایدن نیز مکزیک را به اعمال تعرفهها یا دیگر اقدامات تنبیهی تهدید کرده بود، آیا دولت وقت مکزیک برای کنترل مهاجرت تلاش بیشتری نمیکرد و در نتیجه شاید بحران مرز آمریکا و مکزیک، بحرانی که بسیاری از دموکراتها آن را یکی از دلایل اصلی شکست خود در انتخابات ۲۰۲۴ میدانند، هرگز به آن شدت شکل نمیگرفت.
اینکه ترامپ بتواند موفقیتهای خود را حفظ کند، یا اینکه سیاستهایش به فصل دیگری از بیش از دو قرن زیادهروی آمریکا در استفاده از قدرت و پیامدهای ناخواسته آن تبدیل شود، هنوز مشخص نیست.
اما نشانهها حاکی از آن است که «چماق بزرگ» واشنگتن در آمریکای لاتین احتمالاً آمده است که بماند.