به گزارش اکوایران به نقل از خبرآنلاین، مدتهاست اینترنت با زندگی و روزمره مردم گره خورده است، این روزها زندگی هیچکدام از ما بدون اینترنت پیش نمیرود؛ از خرید ساده و چک کردن اخبار گرفته تا چرخیدن در شبکههای مجازی و اداره کردن کسبوکار.
با این حال، چندسالی است که دسترسی به این شبکه حیاتی، با سدی محکم به نام «فیلترینگ» روبهرو شده است. یک طرف این ماجرا مسئولانی ایستادهاند که فکر میکنند با بستن پلتفرمها میتوانند جلوی آسیبها و نفوذ افکار منفی را بگیرند؛ طرف دیگر هم مردمی هستند که اینترنت را نه یک میدان جنگ، بلکه فضایی طبیعی برای زندگی و کار خود میدانند.
اما به نظر میرسد هیچ یک از سیاستگذاران این حوزه از خود نمیپرسند چرا وقتی همه با فیلترشکن این سد را دور میزنند، باز هم این سیاست ادامه پیدا میکند؟ برای بررسی آن دست از پیامدهای فیلترینگ که مستقیم جامعه را هدف قرار میدهد، با امید جهانشاهی، پژوهشگر رسانه به گفتوگو پرداختیم.
این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که با وجود وعدههای فراوان، چرا رفع فیلترینگ در کشور اجرایی نمیشود؟ میگوید:« در کشور ما نیروی سیاسی و تفکری وجود دارد که به شدت از فیلترینگ دفاع میکند. چون بر این باور است که فضای مجازی زمین بازی دشمن است. البته تعبیر دقیقتر در اینجا رسانههای اجتماعی است. یعنی معتقدند رسانههای اجتماعی ابزار نفوذ و گسترش ایدههای اپوزیسیون و جریان معاند میشوند.»
او میگوید در نتیجه این تفکر، اینطور برداشت میشود که با فیلترینگ میتوان آسیبهای رسانههای اجتماعی را کم کرد چراکه به اصطلاح باعث منحرف شدن مردم میشوند. اما این نگاه اساساً غلط است. هم غلط است و هم خود فیلترینگ منشاء خسارت است. چون فیلترینگ خودش منشاء نارضایتیهاست. برای آن آسیبهایی که در مورد اینترنت مطرح میشود، راهکارهای دیگری نیز وجود دارد و فیلترینگ راه حل نیست چون خودش باعث انواع نارضایتیها در بخشهای مختلف میشود.
امید جهانشاهی همچنین در پاسخ به این پرسش که با رواج فیلترشکنها آیا میتوان گفت فیلترینگ «قانونگریزی» را به یک هنجار و کنش اعتراضی در زندگی روزمره مردم تبدیل کرده است؟ پاسخ میدهد:« متاسفانه مشروعیت و عادی شدن استفاده از فیلترشکنها در جامعه در واقع قبح کار غیرقانونی را شکسته است. چه چیزی بدتر از اینکه یک کار غیرقانونی در عرف جامعه و نزد عموم مشروع باشد. این خودش عامل کاهش اعتمادی سیاسی است. تریبونهای رسمی میگویند فیلترشکنها غیرقانونی هستند اما در عین حال همه جا میفروشند و دردسترس هستند.»
او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا در دورانی که فیلترینگ کارکرد فنی خود را از دست داده، راهی به جز فیلترینگ نیست تا دغدغه مسئولان را همراه با رفع نیاز کاربران برطرف کند؟ میگوید:« دغدغههای جدی در بین موافقان فیلترینگ وجود دارد. مثلاً میگویند در شکلگیری وقایع ۱۸و ۱۹ دی، رسانههای اجتماعی و به ویژه اینستاگرام نقش داشتند و زمینه ساز رشد جریان معاند در بین بخشی از نوجوانان و جوانان بودند. این حرفها درست است اما مسئله این است که اینستاگرام در چه بستری باعث گسترش دیدگاههای به اصطلاح معاند و اپوزیسیون شد؛ این مسئله اصلی است.»
او در آخر میگوید:« فیلترینگ راه حل نیست. به وضوح ناکارامد است حتی اگر اساساً و ذاتاً نامشروع بودنش را ندیده بگیریم. البته برای خیلی از به ظاهر دلسوزان نظام منبع درآمد خوبی است امادر حقیقت نوعی خودزنی است. چون به اعتماد سیاسی مردم ضربه میزند، چیزی که خودش زمینهساز تهدیدها است. آن تهدیدهایی که قرار است فیلترینگ رفع کند را در حقیقت یک گفتگوی سیاسی اجتماعی برای توسعه ایران حل میکند. گفتگویی که هم باعث مشارکت و اعتماد مردم میشود، هم آگاهی سیاسی را ارتقا میدهد. همه اینها یعنی تثبیت نگاه به درون.»