روایت خاندان والنبرگ در سوئد، نمونهای برجسته از چالشی است که در نقطه تلاقی قدرت، مالکیت و مسئولیت تاریخی شکل میگیرد. امپراتوری ۴۰ میلیارد دلاری این خانواده، که از طریق شبکهای پیچیده از بنیادها، شرکتهای هلدینگ و ساختار سهام دوطبقه اداره میشود، امروز در آستانه انتقال به نسل جدید قرار دارد؛ انتقالی که نه صرفاً یک جابهجایی مدیریتی، بلکه آزمونی برای تداوم یک مدل صدساله حکمرانی اقتصادی است.
ساختار سهام با حق رأی مضاعف، عملکرد درخشان ۱۵ ساله Investor AB و نقش بنیادهای خانوادگی در تأمین مالی پژوهش و آموزش، همگی نشان میدهد که این مدل توانسته میان کنترل بلندمدت و ثبات اقتصادی تعادل ایجاد کند. با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا نسل جدید میتواند این مسیر را در شرایطی که اقتصاد جهانی با تحولات فناورانه و ژئوپلیتیک روبهروست، ادامه دهد؟
این موضوع برای ایران نیز بیگانه نیست. بسیاری از بنگاههای خانوادگی کشور، در زمان انتقال قدرت با چالشهایی مشابه مواجه میشوند؛ از نبود برنامهریزی علمی برای جانشینپروری گرفته تا بیعلاقگی نسل بعد و ضعف در بلوغ ساختارهای مالکیت و مدیریت. تجربههای جهانی نشان میدهد که جانشینی، اگر بهدرستی طراحی نشود، میتواند به نقطه آسیبپذیری جدی هر کسبوکار تبدیل شود.