به گزارش اکوایران به نقل از اقتصادنیوز، در شرایطی که اقتصاد ایران همزمان با فشارهای مزمن ساختاری، شوکهای سیاسی و نااطمینانی مواجه است، پرسش درباره تابآوری اقتصاد و مسیر پیشرو بیش از گذشته اهمیت یافته است. افزایش تنشهای سیاسی، تجربه جنگ ۱۲روزه، جهش نرخ ارز و... فضایی را شکل داده که فعالان اقتصادی و خانوارها با تردید جدی نسبت به آینده تصمیمگیری میکنند.
در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که مهمترین کانال انتقال نااطمینانی به اقتصاد ایران چیست و تجربه دورههای قبلی تنش چه تصویری از توان اقتصاد کشور برای عبور از بحران ارائه میدهد؟
غلامرضا سلامی، اقتصاددان، در گفتوگو با اقتصادنیوز درباره مهمترین کانال انتقال نااطمینانی به اقتصاد ایران میگوید ریشه اصلی این نااطمینانی را باید در حوزه سیاست خارجی و فضای سیاسی حاکم بر کشور جستوجو کرد.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با غلامرضا سلامی، اقتصاددان را بخوانید؛
*****
*آقای سلامی! در شرایط فعلی، مهمترین کانال انتقال نااطمینانی به اقتصاد ایران کدام است؟ نرخ ارز، تورم، سیاست خارجی ، کاهش سرمایهگذاری یا...؟
از نظر من، سیاست خارجی و ناملایمتیهای سیاسی حاکم بر کشور نقش اصلی را دارد؛ همان فضای انتزاعی و ذهنی که در جامعه شکل میگیرد و این پرسش که «آینده چه خواهد شد». این نااطمینانی میتواند برای هر اقتصادی بزرگترین عامل گرفتاری و نارضایتی باشد. البته پیش از این هم مشکلاتی وجود داشت که ناشی از برخی سیاستهای داخلی و خارجی بود، اما حالا شدت آن افزایش یافته و اثرگذاری آن نیز بیشتر شده است.
*تجربه دورههای قبلی تنش و درگیری چه تصویری از تابآوری اقتصاد ایران به ما میدهد؟ آیا شرایط کنونی از نظر اقتصادی با آن دورهها تفاوت معناداری دارد؟
آنچه در سالهای گذشته اتفاق افتاد الزاماً به جنگ ایران و عراق بازنمیگردیم، چون موضوع آن متفاوت بود؛ اما در همین چند ماه اخیر، تجربه جنگ ۱۲روزه را داشتیم که بسیار ناگهانی آغاز شد و تقریباً اکثریت جامعه انتظارش را نداشتند. این درگیری خیلی سریع هم پایان یافت. اثراتش البته باقی ماند، اما حالا با توجه به اینکه ایران یکبار این تجربه را پشت سر گذاشته، هم مردم و هم دولت ممکن است اینبار تهدید را صرفاً در حد احتمال نبینند و آن را جدیتر تلقی کنند، بنابراین مسلما اثر اقتصادی آن بیشتر از تجربه قبل است.
گویا آشتی بین دولت و مردم در کار نیست
*دولت برای مدیریت این شرایط چه گزینههای سیاستی در اختیار دارد؟ کدام سیاستها میتوانند به کنترل اوضاع کمک کنند و کدام تصمیمها ممکن است هزینههای بلندمدتتری به اقتصاد تحمیل کنند؟
در حوزه سیاست خارجی، ظاهراً تلاشهایی برای بازگرداندن آرامش در جریان است. از جمله نشانههایی که در سفر آقای عراقچی به ترکیه دیده شد و خبرهایی که این روزها درباره مذاکره شنیده می شود. به نظر میرسد در این بخش اقداماتی انجام شده، اما در حوزه سیاست داخلی، به نظر میرسد دولت و حاکمیت به طور کلی نیازمند نوعی آشتی با مردم هستند.
در جریان جنگ ۱۲روزه انتظار میرفت با توجه به نقشی که برای مردم در مقاومت مطرح میشد، رفتار متفاوتی شکل بگیرد، اما متأسفانه نتیجه برعکس بود. نحوه برخورد با جامعه ملایمتی نداشت و حتی با خشونت نیز همراه بود و نشان داد که قرار نیست انعطافی در رویکرد سیاست داخلی و رفتار با مردم ایجاد شود. اتفاقات و صحبتهایی که این روزها مطرح میشود نیز این پیام را منتقل میکند که آشتی میان دولت و اکثریت مردم در کار نیست.
به نظر من اگر این روند ادامه پیدا کند و این شکاف عمیقتر شود، امیدی به اصلاح اقتصادی نخواهد بود؛ چون در چنین شرایطی انگیزهای برای کار و فعالیت اقتصادی باقی نمانده است.
نشانههایی از تورمهای بالای ۷۰ یا ۸۰ درصد، و حتی سهرقمی، دیده میشود
*اگر این وضعیت «نااطمینانی» ادامهدار یا وارد فاز فرسایشی شود، چشمانداز رشد اقتصادی و اشتغال در بخشهای مولد را چگونه میبینید؟ اقتصاد ایران در کدام نقطه بیشترین آسیبپذیری را دارد؟
این روند با اصلاح بزرگ دولت در حوزه ارز همزمان شده؛ یعنی یکسانسازی نرخ ارز و جهش قیمت ارز. به نظر میرسد این اتفاق میتواند آینده اقتصادی ایران را حتی در کوتاهمدت بدتر از وضعیت فعلی کند. نشانههایی از تورمهای بالای ۷۰ یا ۸۰ درصد، و حتی سهرقمی، دیده میشود و عملاً کنترلی بر افزایش نرخ ارز و تورم مشاهده نمیشود. در چنین شرایطی، فعالیت اقتصادی بلندمدت شکل نخواهد گرفت.
حتی در بخش بازار مسکن هم شاهد شکلگیری رکود چه در سمت تقاضا و چه در سمت عرضه هستیم. حتی تولید مسکن هم با کاهش مواجه شده است. سؤال اینجاست که اگر این روند ادامه پیدا کند، اثر آن بر سایر صنایع چگونه خواهد بود؟
شاید در چند ماه آینده به نقطهای از واکنش اجتماعی شدید برسیم
از سوی دیگر، صادرات هم با توجه به خطوط و محدودیتهایی که اروپا و آمریکا برای ایران ترسیم کردهاند، تحت تأثیر قرار گرفته است. من متأسفانه آینده نامطلوبتری را برای اقتصاد ایران پیشبینی میکنم؛ آیندهای که خیلی هم دور نیست و شاید در چند ماه آینده به نقطهای از واکنش اجتماعی شدید برسیم.