اکوایران: در «تیتر یک» امروز، از واکنش بازارهای جهانی به تغییر موازنه قدرت در واشنگتن تا پیامدهای اقتصادی تورم تولیدکننده در ایران را بررسی میکنیم. پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و کنترل هر دو مجلس کنگره، چه اثری بر دلار، بازار اوراق و سهام گذاشته است؟ آیا این نتیجه میتواند برنامههای اقتصادی ترامپ را محدود کند و بر سیاست خارجی آمریکا، بهویژه در قبال ایران، اثر بگذارد؟
در بخش اقتصاد ایران، تازهترین آمار تورم تولیدکننده در تابستان ۱۴۰۵ را مرور میکنیم؛ آماری که از افزایش چشمگیر قیمتها در صنعت، معدن، برق و خدمات حکایت دارد. این فشار هزینهای تا چه اندازه میتواند به بازار مصرف منتقل شود؟
همچنین با بررسی نزدیک به ۷۸ هزار آگهی خرید و اجاره آپارتمان در تهران، نقشه بازده سرمایهگذاری در مناطق ۲۲گانه پایتخت را ترسیم میکنیم؛ کدام مناطق از محل افزایش قیمت ملک و کدام مناطق از محل درآمد اجاره بازده بیشتری داشتهاند؟
در ادامه، به پیروزی عبدالسید و اهمیت حضور یک مسلمان در سنای آمریکا میپردازیم و در گفتوگو با نصرتالله تاجیک، دیپلمات سابق، بررسی میکنیم که تغییر ترکیب کنگره چه محدودیتهایی برای ترامپ ایجاد میکند و آیا میتواند معادلات سیاست آمریکا در قبال ایران را تغییر دهد.
با «تیتر یک» چهارشنبه 13 آبان 1405 همراه باشید.
بازارها از انتخابات آمریکا چه برداشتی کردند؟
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست گرفتن کنترل هر دو مجلس کنگره، معادلات سیاسی واشنگتن و انتظارات سرمایهگذاران را تغییر داده است. نخستین واکنش بازارهای مالی به این نتیجه، تضعیف دلار، افزایش تقاضا برای اوراق خزانهداری و افت بازده اوراق ۱۰ساله به زیر ۵ درصد بود. در بازار سهام نیز معاملات آتی شاخصهای اساندپی500 و نزدک در واکنش اولیه کاهش پیدا کردند.
اما چرا تغییر موازنه سیاسی در کنگره باید چنین اثری بر بازارها داشته باشد؟ یکی از مهمترین دلایل، نگرانی سرمایهگذاران از وضعیت مالی دولت آمریکاست. بدهی حدود ۴۰ تریلیون دلاری این کشور، نگرانیها درباره کسری بودجه و انتشار بیشتر اوراق را افزایش داده است. حالا کنترل کنگره توسط دموکراتها میتواند اجرای برنامههای مالیاتی و هزینهای ترامپ را دشوارتر کند و از فشار بر بازار اوراق بکاهد.
در بازار ارز، نگرانیها فراتر از سیاست مالی است. احتمال افزایش نظارت بر غولهای فناوری و محدود شدن بخشی از سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی نیز میتواند از جذابیت داراییهای آمریکایی برای سرمایهگذاران بینالمللی کم کند.
در اروپا، سهام شرکتهای انرژی پاک از تغییر احتمالی سیاستهای آمریکا استقبال کردند؛ هرچند واکنش بازارهای جهانی یکدست نبود.
با این حال، پرسش مهم همچنان باقی است: آیا بنبست سیاسی واشنگتن میتواند مانع رشد بدهی و کسری بودجه آمریکا شود یا خود به عاملی تازه برای افزایش نااطمینانی در بازارهای مالی تبدیل خواهد شد؟
تورم تولیدکننده در معدن و صنعت؛ فشار هزینهها تشدید شد
تورم تولیدکننده در بخش صنعت و معدن در تابستان ۱۴۰۵ بار دیگر شتاب گرفته است؛ تصویری که از افزایش قابلتوجه هزینهها و قیمتهای دریافتی تولیدکنندگان حکایت دارد. تازهترین آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه تولیدکننده در بخش صنعت به ۱۴۷.۳ درصد و در بخش معدن به ۱۰۷.۷ درصد رسیده است. به این ترتیب، قیمت محصولات صنعتی و معدنی در مقایسه با تابستان سال گذشته بهترتیب بیش از ۲.۴ و ۲ برابر شدهاند.
در بخش صنعت، شاخص قیمت تولیدکننده در تابستان به ۷۷۴.۷ واحد رسیده است. تورم فصلی این بخش ۲۸ درصد ثبت شده که البته نسبت به فصل بهار ۸.۲ واحد درصد کاهش دارد. با این حال، تورم نقطهبهنقطه ۳۸.۳ واحد درصد و تورم سالانه نیز ۲۶.۴ واحد درصد افزایش یافته و به ۹۷.۳ درصد رسیده است.
در میان گروههای صنعتی، ساخت فرآوردههای توتون و تنباکو با تورم نقطهای ۲۱۶.۸ درصد بیشترین افزایش را تجربه کرده است. همچنین تورم فصلی ساخت کک و فرآوردههای حاصل از پالایش نفت به ۸۰.۲ درصد رسیده است.
در بخش معدن نیز شاخص قیمت تولیدکننده به ۵۹۸.۷ واحد افزایش یافته و تورم فصلی با رشد ۷.۲ واحد درصدی نسبت به فصل قبل، به ۲۵.۴ درصد رسیده است. کانههای فلزی در هر سه مقیاس فصلی، نقطهای و سالانه بیشترین تورم را در میان گروههای معدنی داشتهاند.
نکته مهم این است که کاهش تورم فصلی صنعت به معنای کاهش قیمتها نیست؛ قیمتها همچنان در حال افزایشاند، اما سرعت رشد فصلی آنها کمتر شده است. در مجموع، تداوم تورم بالای تولیدکننده میتواند به افزایش هزینه تأمین مواد اولیه، فشار بر حاشیه سود بنگاهها و در نهایت انتقال بخشی از این افزایش هزینهها به قیمت مصرفکننده منجر شود.
عقبنشینی تورم فصلی برق، شتاب تورم نقطهای خدمات
تورم تولیدکننده در تابستان ۱۴۰۵ فقط به صنعت و معدن محدود نمانده و بخشهای برق و خدمات را نیز دربر گرفته است. تازهترین آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد شاخص قیمت تولیدکننده برق در این فصل به ۷۷۰.۲ واحد و شاخص قیمت تولیدکننده خدمات به ۶۳۲.۶ واحد رسیده است؛ اعدادی که از تداوم رشد قابلتوجه قیمتها در این دو بخش حکایت دارند.
در بخش برق، تورم نقطهبهنقطه به ۱۱۱.۲ درصد رسیده؛ یعنی قیمت دریافتی نیروگاهها از شرکتهای توزیع برق نسبت به تابستان سال گذشته بیش از دو برابر شده است. تورم سالانه نیز با افزایش ۹ واحد درصدی نسبت به فصل قبل، به ۷۶.۸ درصد رسیده است. البته تورم فصلی برق از ۶۵.۷ درصد در بهار به ۲۴.۴ درصد در تابستان کاهش یافته؛ کاهشی که به معنای افت قیمت نیست، بلکه نشاندهنده کندتر شدن سرعت افزایش آن است.
در بخش خدمات نیز تورم نقطهای ۶۷.۵ درصد و تورم سالانه ۵۵.۹ درصد ثبت شده است. در میان گروههای خدماتی، فعالیتهای مربوط به تأمین جا و غذا با تورم نقطهای ۱۰۴.۸ درصدی بیشترین افزایش را تجربه کردهاند. همچنین تورم فصلی فعالیتهای اداری و خدمات پشتیبانی به ۴۵.۲ درصد رسیده است.
مجموع این آمار نشان میدهد فشار تورمی در اقتصاد ایران همچنان گسترده است. افزایش قیمت برق میتواند هزینه تولید بنگاهها را بالا ببرد و رشد قیمت خدمات نیز از انتقال فشار هزینهها به بخشهای مختلف اقتصاد حکایت دارد. پرسش مهم این است که این موج افزایش قیمتها تا چه اندازه به تورم مصرفکننده منتقل خواهد شد؟
نقشه سودآوری مسکن در ۲۲ منطقه تهران
تورم اجاره در سالهای اخیر از تورم عمومی عقب مانده، اما درآمد اجاره همچنان یکی از مؤلفههای اثرگذار بر تصمیم سرمایهگذاران در بازار مسکن است. با این حال، آیا مناطقی که اجاره بیشتری نصیب مالکان میکنند، لزوماً بازده سرمایهگذاری بالاتری هم دارند؟
در گزارش امروز، نزدیک به ۷۸ هزار آگهی خرید و اجاره آپارتمان در تهران طی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ بررسی شده تا بازده سرمایهای و اجارهای در مناطق ۲۲گانه پایتخت با یکدیگر مقایسه شود.
نتایج نشان میدهد منطقه ۲ با بازده کل برآوردی ۱۲۹ درصدی در صدر قرار گرفته و مناطق ۵ و ۴ در رتبههای بعدی ایستادهاند. در مقابل، منطقه ۱۶ با وجود قرار گرفتن در رتبه نخست بازده اجاره، از نظر بازده کل در جایگاه هفتم قرار دارد.
مقایسه منطقه ۲ و ۷ نیز تفاوت نقش اجاره و افزایش قیمت را بهخوبی نشان میدهد. بازده اجاره در این دو منطقه تقریباً برابر و حدود ۴.۵ درصد بوده، اما رشد قیمت پیشنهادی آپارتمان در منطقه ۲ به حدود ۱۲۴ درصد رسیده؛ در حالی که این رقم در منطقه ۷ نزدیک به ۶۸ درصد بوده است.
از سوی دیگر، در منطقه ۲ با وجود رشد ۶۵ درصدی اجاره معادل، بازده اجاره از ۴.۶ به ۳.۴ درصد کاهش یافته؛ زیرا قیمت ملک سریعتر رشد کرده است.
این بررسی نشان میدهد ارزیابی سودآوری مسکن فقط با نگاه به درآمد اجاره یا افزایش قیمت کامل نمیشود؛ برای شناخت بازده واقعیتر، باید هر دو مؤلفه را همزمان در نظر گرفت.
موج آبی در آمریکا؛ رأیدهندگان به ترامپ پشت کردند
انتخابات میاندورهای آمریکا به یک شکست کمسابقه برای دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه تبدیل شد. دموکراتها با پیروزی در ایالتهایی که بهطور سنتی پایگاه جمهوریخواهان محسوب میشدند، توانستند موازنه قدرت در کنگره را تغییر دهند؛ نتیجهای که از آن با عنوان «موج آبی» یاد میشود.
اهمیت این پیروزی فقط به تصاحب کرسیهای کنگره محدود نیست. بخش مهمی از نامزدهای شکستخورده جمهوریخواه، از حمایت مستقیم ترامپ برخوردار بودند. از تگزاس و کانزاس تا میشیگان، رأیدهندگان به نامزدهایی رأی دادند که در بسیاری از موارد فاصله معناداری با دستور کار سیاسی رئیسجمهور داشتند.
اما چه چیزی باعث این چرخش انتخاباتی شد؟ پاسخ را باید تا حد زیادی در اقتصاد و معیشت جستوجو کرد. نظرسنجیها نشان میدهند هزینههای زندگی، تورم، قیمت مواد غذایی و سوخت از مهمترین دغدغههای رأیدهندگان بودهاند. بخش بزرگی از آنها نیز افزایش قیمتها را به سیاستهای دولت ترامپ نسبت دادهاند. در کنار این عوامل، تغییر الگوی رأیدهی جوانان، لاتینتبارها و سیاهپوستان نیز به تقویت موقعیت دموکراتها کمک کرده است.
این نتیجه میتواند نشانهای از کاهش نفوذ ترامپ بر حزب جمهوریخواه و افول سرمایه سیاسی او باشد. با این حال، پیروزی دموکراتها به معنای پایان چالشها نیست. اختلاف میان میانهروها و جریانهای مترقی در این حزب همچنان پابرجاست و کنترل کنگره، مسئولیت تازهای برای آنها ایجاد میکند. آیا موج آبی آغاز فصل تازهای در سیاست آمریکا و نقطه عطفی در دوران ترامپ خواهد بود؟
عبدل سید؛ نخستین مسلمان سنای آمریکا
پیروزی عبدالرحمن محمد السید در انتخابات سنای آمریکا، بار دیگر موضوع حضور اقلیتهای مذهبی و قومی در ساختار قدرت سیاسی این کشور را مورد توجه قرار داده است.
عبدالسید که فعالیت حرفهای خود را در حوزه پزشکی و مدیریت سلامت آغاز کرد، در سالهای اخیر با تمرکز بر مسائل اقتصادی و اجتماعی وارد رقابتهای سیاسی شد. او در برنامههای انتخاباتی خود بر اصلاح نظام درمان، کاهش فشارهای اقتصادی بر خانوارها و مقابله با نفوذ منافع شرکتهای بزرگ در تصمیمگیریهای سیاسی تأکید داشت.
مواضع او در سیاست خارجی، بهویژه در قبال روابط آمریکا و اسرائیل، نیز از موضوعات بحثبرانگیز کارزار انتخاباتیاش بود.
راهیابی عبدالسید به سنا، علاوه بر اهمیت انتخاباتی، بحثهایی را درباره تغییر ترکیب نمایندگان سیاسی، جایگاه اقلیتها و تحولات درون حزب دموکرات آمریکا مطرح کرده است.
برد دموکراتها در کنگره چه تاثیری بر تصمیمات ترامپ درباره ایران دارد؟
نصرتالله تاجیک، دیپلمات سابق ایران، با اشاره به پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا گفت: این نتیجه بدون شک شرایط را برای دونالد ترامپ دشوارتر خواهد کرد، اما نباید تصور کرد که همه تحولات خاورمیانه از این پس به نفع ایران پیش خواهد رفت؛ چراکه بخش مهمی از سیاستهای آمریکا در قبال ایران و منطقه، ماهیتی دوحزبی دارد.
تاجیک در گفتوگو با اکوایران با بیان اینکه ترامپ تلاش کرده سرنوشت سیاسی خود را با جایگاه آمریکا گره بزند، اظهار کرد: وجود نهادهای مختلف و اختلافنظرهای سیاسی در آمریکا مانع از تحقق کامل این هدف شده است. به گفته او، اگرچه کنگره در سیاست خارجی اختیارات مطلق ندارد، اما ترکیب جدید آن میتواند محدودیتهایی برای تصمیمات ترامپ ایجاد کند و دست او را تا حدودی ببندد.
این دیپلمات سابق با تأکید بر اینکه نباید از نتیجه انتخابات آمریکا بیش از اندازه خوشحال بود، افزود: حمایت از اسرائیل و بخش مهمی از سیاستهای مربوط به ایران، موضوعات مورد اجماع دموکراتها و جمهوریخواهان است و تغییر ترکیب کنگره لزوماً به معنای تغییر بنیادین سیاست آمریکا در قبال ایران نیست.