بررسی روند تسهیلات اعطایی بانک‌ها از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ نشان می‌دهد حجم وام‌ها رشد قابل‌توجهی داشته، اما ترکیب این رشد محل سؤال است.

تسهیلات خرد -که تسهیلات تکلیفی را هم در بر می‌گیرد- با سرعت بیشتری نسبت به تسهیلات کلان رشد کرده‌اند؛ در حالی‌که تسهیلات کلان عمدتاً به بخش تولید اختصاص دارد.

اگر رشد تسهیلات کلان را در کنار تورم تولیدکننده قرار دهیم، تصویر متفاوتی نمایان می‌شود: رشد حقیقی این تسهیلات در سال‌های اخیر منفی بوده است.

به بیان دیگر، کاهش ارزش پولی که در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌گیرد، از سرعت افزایش تسهیلات دریافتی آن‌ها بیشتر بوده است.

نتیجه این روند، کمبود مزمن سرمایه در گردش بنگاه‌های تولیدی و تشدید فشار نقدینگی بر واحدهای تولیدی است؛ مشکلی که ریشه آن را باید نه در کمبود وام اسمی، بلکه در عقب‌ماندن تامین مالی واقعی تولید از تورم جست‌وجو کرد.