نقره را می‌توان دارایی‌ای با کارکرد دوگانه دانست؛ هم پوشش‌دهنده ریسک‌های تورمی و پولی و هم برخوردار از پشتوانه تقاضای صنعتی در حوزه‌هایی مانند انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های پیشرفته و زیرساخت‌های الکترونیکی. همین ویژگی، آن را به گزینه‌ای قابل توجه برای تنوع‌بخشی پرتفوی تبدیل کرده است. با این حال، نوسان بالاتر نسبت به طلا، ضرورت مدیریت ریسک منضبط و افق سرمایه‌گذاری مشخص را دوچندان می‌کند.

در بازار داخلی، توسعه ابزارهایی نظیر گواهی سپرده و صندوق‌های سرمایه‌گذاری نقره، دسترسی ساختاریافته‌تری به این دارایی فراهم کرده است. اما تجربه اخیر نشان داد که رشد تقاضا در کنار محدودیت سقف انتشار واحدها می‌تواند به شکل‌گیری حباب قیمتی منجر شود. فاصله قابل توجه قیمت بازار با NAV و توقف نمادها، عملاً بخشی از سرمایه سرمایه‌گذاران را در مقطعی حساس قفل کرد.

در بازارهای توسعه‌یافته، سازوکارهایی مانند «خلق و بازخرید» در ETFها مانع تداوم چنین واگرایی‌هایی می‌شود. تجربه صندوق‌های نقره نشان می‌دهد کارایی ابزارهای مالی، بیش از هر چیز به کیفیت زیرساخت‌های اجرایی و انعطاف‌پذیری نظارتی وابسته است.