در اقتصاد امروز، بسیاری از فرصت‌های بزرگ نه به دلیل نبود منابع، بلکه به‌دلیل پراکندگی سرمایه، دانش فنی و ظرفیت‌های اجرایی میان بنگاه‌های مختلف بلااستفاده باقی می‌مانند. شکل‌گیری کنسرسیوم‌ها پاسخی به همین محدودیت است؛ الگویی از همکاری سازمان‌یافته که با تجمیع منابع و توانمندی‌های مجموعه‌های مستقل، امکان کاهش هزینه‌ها، تقویت قدرت رقابت و ورود به پروژه‌هایی فراتر از ظرفیت یک بنگاه منفرد را فراهم می‌کند.

یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای رشد اقتصادی، تبدیل منابع مالی پراکنده به سرمایه‌گذاری‌های مولد و پایدار است؛ مسئله‌ای که در شرایط کنونی اقتصاد ایران، که جنگ همچنان بر کشور سایه انداخته است میتواند اثر بخش باشد؛ تامین مالی سنتی یا حتی تشکیل کنسرسیوم های اقتصادی برای عبور از بحران هایی همچون جنگ فعلی که کشورمان درگیر آن است.

بورس و سایر بازارهای مالی از طریق تجهیز پس‌اندازهای خرد و کلان، انتشار اوراق بدهی، افزایش سرمایه شرکت‌ها، تشکیل صندوق‌های سرمایه‌گذاری و توسعه ابزارهای مالی جدید، این ظرفیت را دارند که منابع نقدینگی را به سمت فعالیت‌های اقتصادی هدایت کنند. در واقع، کارکرد اصلی یک بازار سرمایه توسعه‌یافته، تنها ایجاد فرصت کسب بازدهی برای سرمایه‌گذاران نیست؛ بلکه فراهم کردن امکان دسترسی بنگاه‌های اقتصادی به منابع مالی متناسب با نیازهای سرمایه‌گذاری آن‌هاست.

در این میان، توسعه ساختارهای مشارکتی و شکل‌گیری کنسرسیوم‌های اقتصادی نیز می‌تواند مکملی برای نظام تأمین مالی باشد. این ساختارها با تجمیع توان مالی، تخصص فنی و ظرفیت اجرایی شرکت‌های مختلف، امکان حضور در پروژه‌هایی را فراهم می‌کنند که اجرای آن‌ها فراتر از توان یک بنگاه اقتصادی منفرد است. در دنیا نیز تشکیل کنسرسیوم ها یک چیز روتین بوده است برای مثال تامین مالی پروژه بزرگراه  A7 بوده است که در این پروژه، کنسرسیومی از سرمایه‌گذاران زیرساختی شامل شرکت‌های VINCI و Meridiam  هرچند در ایران هم نمونه های بینظیری از تشکیل این کنسرسیوم ها وجود دارد برای مثال کنسرسیوم اقتصاد سفید که برای بازسازی اقتصاد کشور در شرایط پساجنگ به میزبانی خانه اقتصاد تشکیل شده است. همگی و همگی یک هدف دارند.

این موضوع به‌ویژه برای پروژه‌های بزرگ صنعتی و زیرساختی اهمیت دارد؛ پروژه‌هایی که معمولاً به سرمایه‌گذاری‌های سنگین، دوره بازگشت طولانی و ترکیبی از منابع مالی و تخصص‌های اجرایی نیاز دارند.

اقتصاد جنگی تنشه سرمایه گذاری است

یکی از مهم‌ترین کارکردهای بازار سرمایه در اقتصادهای توسعه‌یافته، فراهم کردن بستری برای تأمین مالی بنگاه‌ها و پروژه‌های بزرگ اقتصادی است. اگرچه بورس در نگاه عمومی بیشتر با معاملات سهام، نوسانات شاخص‌ها و بازدهی سرمایه‌گذاران شناخته می‌شود، اما کارکرد اقتصادی آن بسیار فراتر از این موارد است. بازار سرمایه می‌تواند از طریق تجمیع پس‌اندازهای خرد و کلان و هدایت آن‌ها به سمت فعالیت‌های مولد، به یکی از منابع اصلی تأمین مالی تولید، توسعه زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت تبدیل شود.

در واقع، زمانی که یک شرکت برای توسعه خطوط تولید، نوسازی تجهیزات، افزایش ظرفیت عملیاتی یا ورود به بازارهای جدید به منابع مالی نیاز دارد، بازار سرمایه می‌تواند از طریق ابزارهایی مانند افزایش سرمایه، عرضه سهام و انتشار اوراق بدهی، مسیر دسترسی آن به منابع سرمایه‌گذاران را فراهم کند.

اهمیت این ظرفیت در پروژه‌های بزرگ صنعتی و زیرساختی بیشتر نمایان می‌شود؛ پروژه‌هایی که معمولاً به سرمایه اولیه قابل‌توجه، منابع مالی بلندمدت و ساختار مشخصی برای بازپرداخت و مدیریت ریسک نیاز دارند. در چنین شرایطی، توسعه ابزارهای تأمین مالی بورسی می‌تواند بخشی از شکاف میان منابع مالی موجود و نیاز سرمایه‌گذاری اقتصاد را پوشش دهد؛ اما تمام ماجرا نیست.

از ابزارهای تأمین مالی بورسی تا کنسرسیوم اقتصاد سفید

بازار سرمایه برای پاسخگویی به نیازهای متنوع بنگاه‌ها و پروژه‌های اقتصادی، ابزارهای مختلفی در اختیار دارد که هرکدام متناسب با ساختار مالی، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه قابل استفاده هستند.

افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات سهامداران، یکی از روش‌های متداول تأمین منابع جدید برای شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس است.  در کنار آن، انتشار اوراق بدهی شرکتی و صکوک امکان استفاده از منابع سرمایه‌گذاران نهادی و عمومی را فراهم می‌کند.

Persian Capital Financing Infographic

در کنار توسعه ابزارهای تأمین مالی بورسی، یکی از موضوعات مهم، توانایی بنگاه‌های اقتصادی در تعریف و اجرای پروژه‌هایی است که از نظر مالی و عملیاتی فراتر از ظرفیت یک شرکت منفرد هستند. اینجاست که کنسرسیوم متولد می شود.

برای مثال، اجرای یک پروژه بزرگ در حوزه انرژی یا صنایع زیرساختی ممکن است به مشارکت شرکت‌های مهندسی، پیمانکاری، تأمین تجهیزات، فناوری و سرمایه‌گذاری نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، تشکیل کنسرسیوم‌های اقتصادی می‌تواند زمینه تجمیع ظرفیت‌های مالی، فنی و اجرایی این شرکت‌ها را فراهم کند.

این موضوع از منظر بازار سرمایه نیز اهمیت دارد؛ زیرا هرچه ساختار یک پروژه از نظر فنی، حقوقی و اقتصادی منسجم‌تر باشد، امکان ارزیابی آن توسط نهادهای مالی و طراحی روش مناسب تأمین مالی افزایش پیدا می‌کند. یک کنسرسیوم می‌تواند با مشارکت اعضای خود، پروژه‌ای مشترک تعریف کند، ساختار اجرایی و تقسیم مسئولیت‌ها را مشخص سازد و در صورت برخورداری از شرایط لازم، برای جذب منابع از طریق بازار سرمایه یا شبکه بانکی اقدام کند.

برای نمونه، چند شرکت فعال در حوزه انرژی، مهندسی و تجهیزات می‌توانند با تشکیل یک گردهمایی همچون کنسرسیوم اقتصاد سفید، پروژه‌ای مشترک را تعریف و از طریق تأسیس یک شرکت پروژه‌محور، زمینه استفاده از ابزارهایی مانند صندوق پروژه یا انتشار اوراق تأمین مالی را فراهم کنند.

چرا کنسرسیوم‌های اقتصادی شکل می‌گیرند؟

یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری کنسرسیوم‌های اقتصادی، محدودیت توان یک بنگاه منفرد برای ورود به پروژه‌های بزرگ و سرمایه‌بر است. بسیاری از فرصت‌های سرمایه‌گذاری، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند انرژی، پتروشیمی، حمل‌ونقل، صنایع مادر و زیرساخت، به منابع مالی قابل‌توجه، دانش فنی تخصصی و توان اجرایی چندجانبه نیاز دارند. در چنین شرایطی، همکاری میان شرکت‌ها می‌تواند امکان تجمیع ظرفیت‌هایی را فراهم کند که به‌صورت پراکنده در اختیار بنگاه‌های مختلف قرار دارند.

از منظر اقتصادی، این همکاری صرفاً به معنای تقسیم هزینه‌های یک پروژه نیست؛ بلکه می‌تواند ساختار مالی و اعتباری مشارکت‌کنندگان را نیز تقویت کند. هنگامی که چند شرکت با توانمندی‌های مکمل در یک پروژه مشارکت می‌کنند، امکان استفاده از دارایی‌ها، تخصص، شبکه تأمین، تجربه اجرایی و منابع مالی آن‌ها در قالب یک ساختار مشترک فراهم می‌شود. این موضوع می‌تواند قدرت ورود به قراردادهای بزرگ‌تر و توان مذاکره با سرمایه‌گذاران و نهادهای تأمین مالی را افزایش دهد.

مقایسه کنسرسیوم_های صادراتی ایران و ایتالیا

تجربه جهانی و داخلی؛ کنسرسیوم‌ سفید ناجی اقتصاد ایران

در اقتصادهای مختلف، کنسرسیوم‌ها به‌عنوان یکی از الگوهای مشارکت برای اجرای پروژه‌های بزرگ و سرمایه‌بر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. برای نمونه، در پروژه بزرگراه BAKAD قزاقستان، شرکت‌هایی از ترکیه و کره جنوبی با همکاری یکدیگر اجرای پروژه را بر عهده گرفتند و منابع مالی آن نیز از طریق مشارکت چند نهاد مالی بین‌المللی تأمین شد. در آلمان نیز پروژه بزرگراه A7 نمونه‌ای از همکاری سرمایه‌گذاران زیرساختی و مؤسسات مالی در قالب مشارکت عمومی و خصوصی است. همچنین پروژه NeuConnect میان بریتانیا و آلمان، نمونه‌ای از مشارکت سرمایه‌گذاران بین‌المللی برای توسعه زیرساخت انتقال برق میان دو کشور محسوب می‌شود.

1212

در ایران نیز تجربه تشکیل کنسرسیوم‌های اقتصادی به‌ویژه در صنایع انرژی و معدن وجود دارد. همکاری شرکت‌های داخلی در توسعه فازهای پارس جنوبی و همچنین تشکیل کنسرسیوم اکتشاف معدنی پایا با مشارکت مجموعه‌های بزرگی مانند گل‌گهر، چادرملو و فولاد مبارکه، نمونه‌هایی از تلاش برای تجمیع منابع مالی و ظرفیت‌های تخصصی بنگاه‌ها هستند.

 طبق بررسی های انجام شده در شرایط جنگی نیز در جریان گردهمایی فعالان بخش خصوصی در خانه اقتصاد، یک ساختار جدید همکاری اقتصادی با تمرکز بر سه حوزه زیربنایی، جریان‌ساز و توانمندساز معرفی شده است. این الگو با محوریت حوزه‌هایی مانند انرژی، پتروشیمی، صنعت، گردشگری، غذا و نوشیدنی و خدمات تخصصی، به دنبال ایجاد ارتباط میان ظرفیت‌های پراکنده اقتصادی و توسعه کارگروه‌های مشترک است. رویکرد این کنسرسیوم در ایران با نام «کنسرسیوم همکاری‌های مشترک اقتصاد سفید» است که طی گردهمایی فعالان اقتصادی اعلام موجودیت کرده است.

8b979c5fZjo4NjU2MjMyLmpwZ3xmdWk6ODcxNzI0NnxsOmZhfHY6MQ

طبق بررسی ها این تشکل با رویکرد توسعه همکاری‌های بین‌بنگاهی و ایجاد ارتباط میان صنایع مختلف، ساختاری مبتنی بر سه حلقه زیربنایی، جریان‌ساز و توانمندساز را دنبال می‌کند. حوزه‌هایی مانند انرژی و پتروشیمی، صنعت، گردشگری، غذا و نوشیدنی و خدمات تخصصی در چارچوب این ساختار مورد توجه قرار گرفته‌اند.

از جمله محورهای مطرح‌شده در این کنسرسیوم ، ایجاد کارگروه‌های تخصصی، تشکیل اتاق‌های فکر مشترک، شبکه‌سازی میان شرکت‌ها و شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری مشترک برای بهبود شرایط اقتصادی کشور در شرایط پسا جنگ است بود. همچنین برنامه جذبعضو و دستیابی به قراردادهای مشترک در مقیاس چند میلیارد دلاری برای رونق ارز آوری کشور به‌عنوان اهداف مالی این کنسرسیوم ها مطرح شد.

Picture1

اهمیت چنین تجربه‌ هایی را باید در تلاش برای توسعه الگوهای جدید همکاری بخش خصوصی با دولت ها جست‌وجو کرد؛ الگوهایی که به‌جای محدود شدن به یک صنعت یا پروژه مشخص، به دنبال اتصال ظرفیت‌های اقتصادی در بخش‌های مختلف هستند. البته میزان موفقیت این ساختارها در نهایت به توانایی آن‌ها در تبدیل شبکه ارتباطی به مشارکت‌های واقعی، جذب سرمایه و اجرای پروژه‌های اقتصادی وابسته خواهد بود.

چنین رویکردی را می‌توان تلاشی برای عبور از مدل سنتی فعالیت‌های جزیره‌ای و حرکت به سمت شبکه‌های اقتصادی چندرشته‌ای دانست؛ ساختارهایی که در صورت برخورداری از مدیریت کارآمد، مدل مالی شفاف و توانایی تبدیل همکاری‌ها به پروژه‌های عملیاتی، می‌توانند در کنار کنسرسیوم‌های تخصصی موجود، به توسعه سرمایه‌گذاری و افزایش مشارکت بخش خصوصی در اقتصاد ایران کمک کنند.