اکوایران: برخلاف اهداف صرفاً نظامی، زیرساخت‌های حیاتی معمولاً تنها یک کشور را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. همان‌گونه که حملات ایران به اهدافی در کشورهای حاشیه خلیج فارس در جریان جنگ اخیر نشان داد، هرگونه آسیب به تأسیسات انرژی یا تداوم نااطمینانی درباره امنیت دریایی می‌تواند ظرف چند روز بازارهای جهانی را دچار اضطراب کند، هزینه‌های بیمه را به‌شدت افزایش دهد و سرمایه‌گذاری در منطقه را با دشواری روبه‌رو سازد.

به اکوایران، حمله‌های اخیر ایالات متحده به داخل خاک ایران شامل حمله به بعضی زیرساخت‌های حساس ارتباطی از جمله در استان گلستان بود. تحلیل‌گران این امر را در امتداد تهدیدهای ترامپ در روزهای پایانی جنگ ارزیابی می‌کنند.

حمله آمریکا به زیرساخت‌های ارتباطی و بندری ایران

تحلیل‌گر امور نظامی نشریه المانیتور در گزارشی  پیرامون حمله موشکی آمریکا به پل راه‌آهنی که ایران را به آسیای مرکزی و شرق آسیا متصل می‌کند می‌نویسد که این حمله نشان می‌دهد کاخ سفید بار دیگر به استفاده از تاکتیک‌های فشار سیاسی روی آورده است؛ آن هم پس از آنکه توافق ماه ژوئن نتوانست حملات علیه تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز را متوقف کند.

ارتش آمریکا بامداد پنج‌شنبه برای نخستین بار از زمان برقراری آتش‌بس ۸ آوریل، زیرساخت‌های عمده غیرنظامی ایران را هدف قرار داد و دامنه حملات خود را فراتر از اهداف صرفاً نظامی که در موج‌های پیشین حملات هدف قرار گرفته بودند، گسترش داد.

رسانه‌ها ایران از وقوع انفجارهایی در امتداد بیش از هزار و صد کیلومتر از سواحل ایران خبر دادند؛ از استان بوشهر در ساحل خلیج فارس تا بندر چابهار در نزدیکی مرز شرقی ایران با پاکستان در ساحل اقیانوس هند. همچنین گزارش‌هایی از حملات به مناطق ساحلی بندرعباس، سیریک، جزیره خارک و جزیره لاوان منتشر شد.

همچنین گزارش شده است که موشک‌های کروز نیروی دریایی آمریکا دو پل در شمال‌شرق ایران را در مسیر راه‌آهن منتهی به مشهد هدف قرار داده‌اند؛ از جمله پل آق‌تکه‌خان که بخشی از کریدور ریلی تجاری میان ایران، چین و روسیه از طریق ترکمنستان و قزاقستان به شمار می‌رود. وزارت امور خارجه ایران حملات به پل‌های راه‌آهن را «جنایت جنگی فاحش» توصیف کرد.

پل آق قلا

بخش آسیب‌دیده پل آق‌تکه‌خان واقع در شهرستان آق‌قلا/عکس از خبرگزاری تسنیم

 

یک مقام آمریکایی که به شرط ناشناس ماندن با المانیتور گفت‌وگو کرد، مدعی شد ایران از این پل ریلی برای انتقال تجهیزات نظامی استفاده می‌کرد. او گفت: «موضوع فقط هدف قرار دادن پرتابگرها نیست. ما چیزهایی را که از آن‌ها برای جابه‌جایی این تجهیزات و بازسازی توان نظامی استفاده می‌کنند نیز هدف قرار خواهیم داد. ما می‌توانیم اقدامات بیشتری انجام دهیم.» این مقام افزود: «موضوع انتقال تجهیزات نظامی توسط ایران است؛ اینکه از زیرساخت‌های خود برای انتقال تجهیزات از نقطه‌ای به نقطه دیگر استفاده می‌کند. ما این شبکه را مختل خواهیم کرد.»

تفاهمی که دیگر کسی آن را جدی نمی‌گیرد

حملات آمریکا به زیرساخت‌های غیرنظامی ایران نشان‌دهنده بازگشت کاخ سفید به رویکرد فشار حداکثری در دیپلماسی با تهران است.

موج‌های پیشین حملات هوایی و دریایی آمریکا پس از آتش‌بس، عمدتاً بر اهداف نظامی در امتداد سواحل جنوبی ایران و در پاسخ مستقیم به حملات پهپادی علیه کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز متمرکز بود؛ اما حملات روز پنج‌شنبه یادآور تاکتیکی است که دونالد ترامپ در ماه آوریل از آن سخن گفته بود؛ اقدامی با هدف افزایش فشار بر تهران، درست پیش از آنکه دو طرف به یک آتش‌بس شکننده دست یابند.

پل بی 1

نمایی از پل بی-1، یک روز پس از آنکه بر اثر یک حمله در کرج، در حدود ۲۰ مایلی جنوب غربی تهران، در تاریخ ۳ آوریل ۲۰۲۶ تخریب شد/عکس از عطا طاهرکناره از طریق گتی ایمجز

ترامپ روز چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران در هواپیمای ریاست‌جمهوری ایرفورس وان مدعی شد مقام‌های ایرانی با دولت او تماس گرفته و خواستار مذاکره برای پایان دادن به جنگ شده‌اند. او در مسیر بازگشت از نشست ناتو در آنکارا گفت: «آن‌ها همین چند وقت پیش تماس گرفتند. آن‌ها به‌شدت می‌خواهند توافقی حاصل شود.» وی افزود: «نمی‌دانم که به توافق پایبند خواهند ماند یا نه. مشکل همین است.»

ترامپ در اوایل آوریل هشدار داده بود که اگر مقامات ایران پیشنهادی برای پایان جنگ ارائه نکنند، ارتش آمریکا به‌زودی به‌طور نظام‌مند پل‌ها و زیرساخت‌های برق ایران را منهدم خواهد کرد. این هشدار با حمله آمریکا به بزرگ‌ترین پل معلق ایران، یعنی پل بی-1 در نزدیکی کرج که هنوز در حال ساخت بود، همراه شد.

دولت ایران اندکی پس از آن حمله، پیشنهاد خود را ارائه کرد، اما دو دور مذاکره بعدی نتوانست پیشرفت چشمگیری در حل اختلافات اساسی که به جنگ منجر شد، جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز کردند، ایجاد کند.

تهران، تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن میان دو کشور را به گونه‌ای تفسیر کرده است که ایران اختیار تعیین مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست دارد. آمریکا سپاه را مسئول سه حمله در هفته گذشته به کشتی‌هایی دانسته است که از مسیرهای جایگزین در امتداد سواحل عمان عبور می‌کردند.

نیروی دریایی سپاه پاسداران روز پنج‌شنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد: «هرگونه ماجراجویی از سوی ارتش تروریستی آمریکا یا دخالت در تعیین مسیرهای ترانزیتی ما، نه تنها با پاسخ کوبنده ما روبه‌رو خواهد شد، بلکه روند بازنگری تدریجی را نیز مختل کرده و منافع کشورهایی را که به تنگه هرمز وابسته هستند، به طور جدی به خطر خواهد انداخت.»

ترامپ احتمال انجام موج‌های تازه‌ای از حملات آمریکا به ایران را رد نکرده است. او روز چهارشنبه در نشست ناتو گفت توافق موقت با ایران که در ۱۷ ژوئن امضا شد و آتش‌بس میان دو کشور را تا ماه اوت تمدید کرده بود، «به پایان رسیده است.» وزارت خزانه‌داری ایالات متحده نیز روز سه‌شنبه معافیت تحریمی را که پس از تفاهم‌نامه ژوئن به ایران اجازه می‌داد نفت خود را در بازارهای خارجی بفروشد، لغو کرد. ترامپ همچنین این هفته تلویحاً اعلام کرد که ممکن است به ارتش آمریکا دستور دهد محاصره دریایی ایران را بار دیگر برقرار کند. او در پاسخ به پرسش خبرنگاران در اواخر روز چهارشنبه مبنی بر اینکه آیا دو کشور در آستانه بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار قرار دارند یا خیر، گفت: «نمی‌دانم.»

درباره بیانیه‌ای مهم

در همین رابطه نشریه المانیتور یادداشتی را به قلم یک ناظر رویدادها منتشر کرده است:

تهران در حال نهادینه کردن الگویی است که در جریان درگیری اخیر شکل گرفت؛ الگویی که در آن، حمله به زیرساخت‌های اقتصادی به‌تدریج به بخشی جدایی‌ناپذیر از معادله این منازعه تبدیل می‌شود.

تنگه هرمز

نمایی از پهپاد از شناورهای لنگر انداخته در تنگه هرمز، در نمای از مسندم، عمان، ۳۰ مه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز

عالی‌ترین مقام امنیت ملی ایران روز جمعه بار دیگر هشدار داد که هرگونه حمله به زیرساخت‌های حیاتی کشور، «به همان شکل» پاسخ داده خواهد شد و همزمان تأکید کرد که اسرائیل نیز از اقدامات تلافی‌جویانه «در امان نخواهد بود.»

این اظهارات از سوی محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ در پی آخرین دور تبادل آتش میان دو طرف، تهدید به حملات بیشتر علیه زیرساخت‌های ایران کرد؛ موضوعی که لایه دیگری از ابهام را به ابتکار دیپلماتیک شکننده موجود در منطقه افزود.

ذوالقدر در بیانیه‌ خود از آغاز یک کارزار نظامی تازه سخن نگفت و تغییر چشمگیری در راهبرد ایران نیز اعلام نکرد. بااین‌حال، هشدار تازه او ممکن است از این جهت اهمیت داشته باشد که نشان می‌دهد مفهوم بازدارندگی در نگاه تهران پس از ماه‌ها جنگ چگونه در حال تحول است.

از آنجا که این اظهارات از سوی عالی‌ترین نهاد امنیتی ایران مطرح شده است؛ نهادی که سیاست‌های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک در آن به یکدیگر گره می‌خورند، وزن نهادی آن بیش از مواضع معمول فرماندهان میدانی ایران است. از این رو، اظهارات علنی او تصویری مهم از شیوه‌ای ارائه می‌دهد که تهران مایل است رویکرد بازدارندگی خود را بیش از پیش بر اساس آن تعریف و معرفی کند.

عامل محرک این موضع‌گیری نیز روشن بود. هرچند ذوالقدر نامی از ترامپ نبرد، اما به نظر می‌رسید سخنان او پاسخی به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا باشد؛ اظهاراتی که در آن ترامپ با استفاده از الفاظی توهین‌آمیز مقامات ایران را خطاب قرار داد و گفت حملات بیشتر به زیرساخت‌های ایران همچنان یکی از گزینه‌های روی میز است. ترامپ همچنین با متهم کردن تهران به نقض تفاهم‌نامه ژوئن، اعلام کرد که توافق آتش‌بس میان آمریکا و ایران عملاً پایان یافته است.

ذوالقدر نیز با لحنی که برای او شناخته‌شده است، پاسخی قاطع داد. او بدون نام بردن از ترامپ، وی را «منفورترین چهره جهان» خواند و گفت رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر مردم ایران را با «کلماتی که تنها برازنده خود اوست» خطاب قرار داده است.

اما مهم‌تر از آن، او اصلی را بار دیگر تکرار کرد که ممکن است فراتر از این دور از جنگ لفظی نیز دوام داشته باشد: «همان‌گونه که پیش‌تر اعلام کرده‌ایم، هرگونه حمله به زیرساخت‌ها با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد.» او همچنین تأکید کرد اسرائیل که به گفته وی پشت چنین تجاوزاتی قرار دارد، «از پاسخ تلافی‌جویانه در امان نخواهد بود.»

از یک منظر، این اظهارات صرفاً هشدار دیگری در جنگ لفظی فزاینده میان طرفین بود؛ اما از منظری دیگر، نشان می‌دهد تهران در تلاش است الگویی را که در جریان درگیری اخیر شکل گرفت، به اصلی صریح در دکترین بازدارندگی خود تبدیل کند. ایران سال‌هاست تهدید به حمله متقابل علیه اهداف نظامی می‌کند؛ اما اکنون پیام‌های رسمی آن بیش از گذشته نشان می‌دهد که زیرساخت‌های اقتصادی و غیرنظامی نیز در حال تبدیل شدن به بخشی اساسی از معادله بازدارندگی این کشور هستند.

زیرساخت همچون اهرم فشار

در جنگ‌های مدرن، دیگر تنها میزان سرزمین‌های تصرف‌شده یا تجهیزات نظامی نابودشده معیار سنجش نیست. زیرساخت‌های حیاتی، از تأسیسات انرژی و فرودگاه‌ها گرفته تا شبکه‌های برق و مسیرهای کشتیرانی، به دارایی‌های راهبردی تبدیل شده‌اند که می‌توانند هزینه‌های اقتصادی سنگینی، بسیار فراتر از میدان نبرد، بر دشمن تحمیل کنند.

پل ملک فهد

پل ملک فهد که پادشاهی عربستان سعودی و پادشاهی بحرین را به هم متصل می‌کند/عکس از سعودی پدیا

این واقعیت در جریان آخرین رویارویی ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل بیش از پیش آشکار شده است. اسرائیل تأسیساتی را هدف قرار داده که تهران آن‌ها را برای توانایی‌های نظامی و آمادی خود حیاتی می‌داند. در مقابل، ایران بارها کوشیده است توانایی خود را برای مختل کردن امنیت دریایی در اطراف تنگه هرمز، مهم‌ترین گلوگاه انتقال نفت جهان، به نمایش بگذارد.

اتهام‌های اخیر واشنگتن مبنی بر هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری از سوی ایران، در کنار اصرار تهران بر اینکه کشتی‌ها باید از مسیرهایی که مقام‌های ایرانی آن‍ها را تعیین می‌کنند عبور کنند، نشان می‌دهد که خود آبراه‌های راهبردی نیز به ابزاری برای اعمال فشار از سوی ایران تبدیل شده‌اند.

در چنین چارچوبی، اظهارات ذوالقدر بیش از آنکه صرفاً یک تهدید مقطعی باشد، تلاشی برای تعیین قواعد تشدید تنش در آینده به نظر می‌رسد. استفاده او از عبارت «پاسخ متقابل» به‌ویژه قابل توجه است. تهران به جای تهدید به واکنش‌های کور و بی‌ضابطه، بر اصل تناسب در پاسخ تأکید می‌کند. بیان این اصل هدفی راهبردی دارد؛ ایجاد تردید درباره هزینه‌های حمله به دارایی‌های حیاتی ایران.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز همین پیام کلی را از زاویه‌ای متفاوت تقویت کرد. او در واکنش به اظهارات ترامپ در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ایران «ابتذال را با ابتذال پاسخ نمی‌دهد، بلکه با اقدام؛ بی‌باکانه و با نهایت شجاعت.»

در مجموع، این مواضع نشان می‌دهد نوعی تقسیم کار هماهنگ در تهران شکل گرفته است؛ دیپلمات‌ها همچنان مواضع ایران را در چارچوب حقوقی و سیاسی بیان می‌کنند، در حالی که مقام‌های امنیتی پیامدهای افزایش فشار نظامی را تشریح می‌کنند.

پیامدهای منطقه‌ای

نخستین مخاطبان هشدار ذوالقدر احتمالاً تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی هستند که هزینه‌های حملات بیشتر را ارزیابی می‌کنند؛ اما این پیام در سراسر کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بازتاب پیدا می‌کند؛ کشورهایی که اقتصادشان دقیقاً به همان زیرساخت‌هایی وابسته است که اکنون در مرکز رقابت‌های بازدارندگی قرار گرفته‌اند.

عربستان

خط لوله نفتی پترولاین عربستان سعودی به ظرفیت کامل ۷ میلیون بشکه رسید و مسیر صادراتی دریای سرخ را تضمین کرد/عکس از گتی ایمجز

برخلاف اهداف صرفاً نظامی، زیرساخت‌های حیاتی معمولاً تنها یک کشور را تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. همان‌گونه که حملات ایران به اهدافی در کشورهای حاشیه خلیج فارس در جریان جنگ اخیر نشان داد، هرگونه آسیب به تأسیسات انرژی یا تداوم نااطمینانی درباره امنیت دریایی می‌تواند ظرف چند روز بازارهای جهانی را دچار اضطراب کند، هزینه‌های بیمه را به‌شدت افزایش دهد و سرمایه‌گذاری در منطقه را با دشواری روبه‌رو سازد.

این وضعیت کشورهای عربی خلیج فارس را در برابر معمایی دشوار قرار داده است. بیشتر این کشورها تلاش کرده‌اند خود را از مشارکت مستقیم در رویارویی‌های اخیر آمریکا و ایران و نیز ایران و اسرائیل دور نگه دارند و همزمان روابط خود را با واشنگتن و تهران حفظ کنند.

اما موقعیت جغرافیایی آن‌ها سبب شده در برابر هرگونه تغییر در ماهیت درگیری‌های منطقه‌ای، آسیب‌پذیر باقی بمانند. زیرساخت‌های حیاتی در سراسر خلیج فارس امروز به‌شدت به یکدیگر وابسته‌اند. پایانه‌های صادرات نفت، تأسیسات فرآوری گاز، کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن، شبکه‌های برق، بنادر، فرودگاه‌ها و شبکه‌های ارتباطات دیجیتال، ستون فقرات اقتصادهایی را تشکیل می‌دهند که بر پایه ثبات و اعتماد سرمایه‌گذاران بنا شده‌اند.

حتی اگر این زیرساخت‌ها مستقیماً هدف حمله قرار نگیرند، ممکن است قربانی جانبی نااطمینانی‌های طولانی‌مدت شوند. همین مسئله توضیح می‌دهد که چرا پایتخت‌های عربی خلیج فارس، با وجود نگرانی‌های دیرینه خود نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای ایران، همواره خواستار خویشتنداری بوده‌اند.

برای این کشورها، تشدید تنش دیگر تنها با تعداد موشک‌های ردوبدل‌شده میان ایران و اسرائیل سنجیده نمی‌شود، بلکه با پیامدهای اقتصادی هر دور جدید از رویارویی نیز اندازه‌گیری می‌شود. در راهبرد ایران پس از جنگ، به نظر می‌رسد زیرساخت‌ها به ابزاری جذاب برای اعمال فشار تبدیل شده‌اند؛ ابزاری که بدون لزوماً عبور از آستانه یک جنگ تمام‌عیار، می‌تواند آثار روانی و سیاسی گسترده‌ای، فراتر از خسارت‌های فیزیکی فوری، بر جای بگذارد.

اگر اسرائیل پیام‌های اخیر تهران را جدی تلقی کند و از سیاست کنونی خویشتنداری فاصله بگیرد، این تغییر ممکن است حملات پیشگیرانه بیشتری را در دستور کار تل‌آویو قرار دهد. چنین مسیری با خطرات بزرگی همراه است، پیامدهای آن پیش‌بینی‌پذیر نیست و می‌تواند رقابت امنیتی بلندمدت در منطقه را بیش از پیش تشدید کند.