به گزارش اکوایران، در شرایط بحران بازار نفت، ذخایر نفتی کشور چین، در کنار حرکت سریعتر از حد انتظار این کشور به سوی فاصله گرفتن از سوختهای فسیلی، آن را به قدرتمندترین خریدار شناور در بازار جهانی انرژی تبدیل کرده است.
افول اوپکپلاس و صعود چین در بازار جهانی نفت
به نوشته خبرگزاری رویترز، شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، اوپکپلاس، یعنی قدرتمندترین ائتلاف نفتی جهان، خود را در موقعیتی ناآشنا میبیند: دیگر قادر نیست بر بازاری که زمانی به شکلگیری آن کمک میکرد، تأثیر بگذارد. این جنگ سهم اوپکپلاس از بازار و در نتیجه توانایی آن برای تأثیرگذاری بر قیمتها را کاهش داده است. اظهارات و تصمیمهای سیاستی این گروه دیگر تقریباً تأثیری بر بازارهای نفت ندارد.
در عوض، کاهش واردات نفت خام چین به یکی از موضوعات اصلی بازار نفت در سال ۲۰۲۶ تبدیل شده و به متعادل کردن بازار نفت در شرایطی کمک کرده که تحلیلگران آن را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ توصیف میکنند.
اوپک در سال ۱۹۶۰ تشکیل شد و چارچوب گستردهتر اوپکپلاس در سال ۲۰۱۶ ایجاد شد؛ زمانی که روسیه و دیگر تولیدکنندگان به تلاشهای این گروه پیوستند تا به کاهش سهم اوپک از تولید جهانی نفت واکنش نشان دهند.
بر اساس محاسبات رویترز با استفاده از دادههای آژانس بینالمللی انرژی، اوپکپلاس، یعنی سازمان کشورهای صادرکننده نفت بهاضافه متحدانش از جمله روسیه، در ماه ژوئیه حدود ۴۰ درصد از تولید جهانی نفت را در اختیار داشت. این رقم پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، بیش از ۴۸ درصد بود؛ هرچند حدود ۴ تا ۵ واحد درصد از این کاهش ناشی از خروج امارات متحده عربی از اوپک در ماه مه بود.
وقتی موضع اوپکپلاس کماثر میشود
هفت تولیدکننده اصلی اوپکپلاس، از جمله عربستان سعودی و روسیه، در ماه ژوئیه تنها حدود یکچهارم تولید جهانی نفت را به خود اختصاص دادند. جنگ، توانایی اوپکپلاس برای افزایش یا کاهش سریع عرضه را کاهش داده است، زیرا تنگه هرمز، مسیر اصلی صادرات برای بزرگترین تولیدکننده اوپک، یعنی عربستان سعودی، و اعضایی مانند عراق و کویت، عملاً مسدود شده است.
یک نفتکش در چینگدائو، چین، پهلو میگیرد/عکس از زوماپرس
اختلالات عرضه در زمان جنگ برای اوپک پدیده تازهای نیست؛ اما آنچه اکنون غیرعادی است، ابعاد اختلال عرضه است؛ زیرا چندین تولیدکننده بهطور همزمان با محدودیت مواجه شدهاند و در نتیجه توانایی گروه برای جبران کاهش تولید در سایر نقاط کاهش یافته است.
از ماه مارس، گروه اصلی اوپکپلاس شش بار افزایش تولید نفت را اعلام کرده است. بااینحال، به دلیل محاصره تنگه هرمز، بیشتر این تصمیمها عملاً روی کاغذ باقی ماندهاند و تأثیر چندانی بر قیمت نفت نداشتهاند؛ به جز در ماه ژوئیه که یک آتشبس کوتاهمدت میان آمریکا و ایران امیدها برای بازگشایی هرمز را افزایش داد.
تفاوت وضعیت کنونی با سال ۲۰۱۹ چشمگیر است. در آن زمان، اوپکپلاس و دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در دوره نخست ریاستجمهوریاش، مرتباً بر سر قیمت نفت با یکدیگر درگیر بودند و معاملهگران تصمیمهای اوپکپلاس را به دلیل تأثیر بالقوه آنها بر بازار با دقت دنبال میکردند.
یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قیمت نفت در سال جاری، کاهش شدید واردات نفت چین بوده است. از زمان آغاز جنگ، چین حدود ۴۰۰ میلیون بشکه نفت کمتر از مدت مشابه سال گذشته خریداری کرده است. این روند بیش از پیش نقش فزاینده چین در ایجاد توازن در بازار نفت را برجسته میکند؛ نقشی که زمانی تقریباً بهطور انحصاری با اوپکپلاس و بهعنوان «تولیدکننده نوسانساز» یا Swing Producer مرتبط بود. کاهش تقاضای چین برای نفت کمک کرده است سقفی برای قیمت نفت در سال جاری ایجاد شود.
رابطه نفت و چین: از نقطهضعف به سلاح ژئوپلیتیکی
در توضیح نقش فزاینده چین در بازار نفت جهان، نشریه والاستریت ژورنال در گزارشی مینویسد: پیش از حمله آمریکا به ایران، پکن سالها و دهها میلیارد دلار صرف انباشت بزرگترین ذخیره نفت جهان کرد. اکنون، در شرایطی که به نظر میرسد درگیری برای مدتی ادامه خواهد داشت، این ذخایر قدرت عظیمی بر بازار جهانی نفت به چین دادهاند؛ و در عین حال، یک سپر دفاعی مهم و جدید در برابر غرب برای این کشور ایجاد کردهاند.
یک نفتکش در یک پایانه نفت خام در بندر نینگبو ژوشان، چین/عکس از خبرگزاری رویترز
بر اساس برخی برآوردها، ذخایر نفت چین در سال گذشته تقریباً ۶۰۰ میلیون بشکه بیشتر از ذخایر آمریکا بوده است. این ذخایر به چین اجازه دادهاند پس از آغاز جنگ، واردات نفت خود را بهشدت کاهش دهد، از افزایش بیشتر قیمت جهانی نفت جلوگیری کند و از اقتصاد داخلی خود محافظت کند.
این تحول برای شی جینپینگ، رهبر جمهوری خلق چین، یک موفقیت بزرگ محسوب میشود؛ زیرا او سالها تلاش کرده است چین را در برابر آنچه یک غرب متخاصم به رهبری آمریکا میداند، مقاومتر کند. رهبران چین برای دههها نگران وابستگی شدید کشور به نفت وارداتی بودهاند؛ نفتی که بخش عمده آن از تنگههایی عبور میکند که آمریکا یا دیگر نیروهای نظامی ممکن است در صورت وقوع یک درگیری تلاش کنند آنها را مسدود کنند.
اکنون بحران ایران نشان داده است که سیاست قدرتمند چین در حوزه انرژی، ابزار مهمی در اختیار پکن قرار داده که، برای مثال، میتواند در صورت وقوع جنگ بر سر تایوان از آن استفاده کند.
تنگهها دیگر پاشنه آشیل چین نیستند
چین واردات خود را بهشدت کاهش داده و از این طریق مانع جهش قیمت نفت خام شده است. واردات نفت خام چین از مارس تا ژوئیه، در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، ۲۳ درصد کاهش یافت.
تنگه مالاکا یک نقطه حساس (گلوگاه) در مسیر بین خاورمیانه و اقتصادهای پرانرژی شرق آسیاست/عکس از خبرگزاری رویترز
اریکا داونز، پژوهشگر مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا، گفت در چین، با آغاز بحران ایران، «تقریباً از همان روز اول این احساس وجود داشت که: "ما میتوانیم این وضعیت را مدیریت کنیم. لازم نیست وحشت کنیم."»
در آینده، چنین قدرتی میتواند در رویارویی با آمریکا مورد استفاده قرار گیرد؛ برای مثال، در صورت وقوع جنگ بر سر تایوان، توانایی پکن برای کاهش واردات نفت برای ماهها میتواند به چین کمک کند در برابر تلاش آمریکا و متحدانش برای مسدود کردن محمولههای انرژی به مقصد چین مقاومت کند.
بهویژه اینکه بخش عمده واردات نفت چین در سالهای اخیر از تنگه مالاکا، در نزدیکی سنگاپور، عبور کرده است. این آبراه باریک، مانند تنگه هرمز در خاورمیانه، یکی از چندین گلوگاهی است که آمریکا یا دیگر نیروهای نظامی میتوانند در یک درگیری تلاش کنند تجارت انرژی را از طریق آن مسدود کنند.
میشال میدان، رئیس تحقیقات انرژی چین در مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد، گفت: «نفت دیگر آن پاشنه آشیل که تصور میکردیم نیست. فکر میکنم بسیاری از مردم تصور میکردند چین در برابر اختلال در عرضه نفت بسیار، بسیار آسیبپذیر است. اما اینطور نیست.»
شیوههای مدیریت بازار نفت چین
چین اندازه ذخایر راهبردی نفت خود یا میزان مصرف نفتش را منتشر نمیکند و همین مسئله تحلیلگران را مجبور میکند «تقاضای ظاهری» را با جمع کردن میزان رسمی پالایش نفت و واردات خالص فرآوردههای نفتی محاسبه کنند. هیچکس اندازه دقیق این ذخایر را نمیداند. تحلیلگران مجموع ذخایر چین را بین یک تا ۱.۴ میلیارد بشکه برآورد میکنند؛ مقداری معادل حدود ۱۲۰ روز واردات.
مخازن ذخیره نفت در این عکس هوایی که در حومه نینگبو، استان ژجیانگ، چین، در روز چهارشنبه، ۲۲ آوریل ۲۰۲۰ گرفته شده، دیده میشوند/عکس از بلومبرگ
چین از سال ۲۰۲۴ روند ذخیرهسازی نفت را سرعت بخشید و بر اساس برخی برآوردها، ذخایر خود را با سرعت حدود یک تا ۱.۲ میلیون بشکه در روز افزایش داد. واردات نفت خام چین از روسیه و ایران یک سال پیش از آن، یعنی در سال ۲۰۲۳، افزایش یافت. بر اساس دادههای شرکت ورتکسا، بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، واردات نفت خام روسیه توسط چین ۲۶ درصد افزایش یافت و واردات نفت خام ایران بیش از دو برابر شد.
طبق دادههای ورتکسا، چین تا اوایل ماه مه، یعنی دو ماه پس از حمله آمریکا به ایران، شروع به برداشت از ذخایر تجاری خود نکرد. از ماه مه تا میانههای آگوست، چین روزانه حدود ۷۰۰ هزار بشکه از ذخایر خود برداشت کرد؛ بااینحال، ذخایر راهبردی زیرزمینی و رویزمینی آن تا حد زیادی دستنخورده باقی ماندهاند.
تحلیلگران حوزه انرژی همچنین میگویند برداشت از ذخایر احتمالاً حدود نیمی از کاهش اخیر واردات چین را توضیح میدهد. اقدام دیگر، محدود کردن صادرات فرآوردههای نفتی بوده است. بر اساس دادههای گمرک چین، صادرات بنزین این کشور در سهماهه دوم نسبت به مدت مشابه سال قبل ۹۳ درصد سقوط کرد. صادرات گازوئیل نیز یکچهارم کاهش یافت و صادرات سوخت جت به نصف رسید.
سالها آمادهسازی
چین سالها برای چنین لحظهای آماده شده بود و از سال ۲۰۱۴ امنیت انرژی را به یک اولویت ملی تبدیل کرد. حمایت گسترده دولت از بخش انرژیهای تجدیدپذیر نیز وابستگی کشور به نفت برای تولید برق را کاهش داده است.
کارگری در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۳، پنلهای خورشیدی را در دان هوانگ، در فاصله ۹۵۰ کیلومتری (۵۹۰ مایل) شمال غربی لانژو، استان گانسو، بازرسی میکند/عکس از خبرگزاری رویترز
بر اساس آمار رسمی، در نیمه نخست امسال حدود دوپنجم کل برق تولیدشده در چین از منابع تجدیدپذیر تأمین شد. همچنین نیمی از خودروهای جدیدی که امسال در چین فروخته شدهاند، خودروهای انرژی نو بودهاند. خودروهای برقی ارزان، شبکه گسترده ایستگاههای شارژ و شبکه راهآهن پرسرعت که دهها هزار مایل امتداد دارد، باعث شدهاند مصرفکنندگان چینی هنگام گران شدن سوخت بتوانند بهراحتی به گزینههای حملونقل دیگری روی بیاورند. و آنها نیز همین کار را کردند.
چین همچنین به زغالسنگ روی آورده است. تبدیل این منبع انرژی سنتی به مواد شیمیایی نسبت به استفاده از نفت یا گاز طبیعی هزینه بیشتری دارد، اما ذخایر داخلی زغالسنگ چین بسیار عظیم است.
البته تحلیلگران و اقتصاددانان میگویند چین که پیش از جنگ حدود ۷۰ درصد نفت خام مورد نیاز خود را از واردات تأمین میکرد، نمیتواند برای همیشه واردات را در چنین سطح پایینی نگه دارد. هرچه محدودیت در جریان نفت از طریق تنگه هرمز طولانیتر شود، مقامات چین بیشتر مجبور خواهند شد میان رشد اقتصادی و اطمینان از کاهش نیافتن بیش از حد ذخایر نفتی تعادل برقرار کنند.
اقتصاد چین از زمان آغاز جنگ در مجموع عملکرد نسبتاً باثباتی داشته است، اما نشانههایی از فشار اقتصادی نیز دیده میشود.
تام رید، رئیس تحلیل بازار نفت در شرکت آرگوس مدیا، یک مؤسسه ارائهدهنده اطلاعات و قیمتهای بازار، گفت: «محدود کردن صادرات واقعاً اهرمی است که چین میتواند هر زمان که بخواهد از آن استفاده کند، اما این کار همچنان هزینههای اقتصادی به همراه دارد.»
برای مثال، کاهش شدید صادرات محصولات پرسودی مانند گازوئیل و بنزین به پالایشگاههای چین آسیب میزند و در مقیاسی گستردهتر، به بخش تولید و ماشین صادراتی این کشور نیز لطمه وارد میکند.