به گزارش اکوایران، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، روز شنبه در سخنرانی خود در اجلاس کشورهای عضو گروه بریکس در دهلی نو، از این بلوک خواست تا در مناقشه خاورمیانه نقش میانجی صلح را ایفا کند.
به نوشته خبرگزاری رویترز، در این نشست شی اظهار داشت که چین در این زمینه با سایر اعضای بریکس همکاری خواهد کرد، زیرا این جنگ «با منافع مشترک جامعه جهانی همسو نیست». رهبر چین این بلوک را «گروهی پیشرو» در «جنوب جهانی» و الگویی از خوداتکایی برای کشورهای نوظهور و در حال توسعه توصیف کرد که باید توسعه مبتنی بر نوآوری را ترویج کنند.
لحظهای سرنوشتساز؛ چین به میدان میآید؟
در واکنش به این سخنان، ولی نصر، استاد روابط بینالملل در دانشگاه جان هاپکینز، نوشت: «اکنون لحظهای سرنوشتساز است؛ چین سرانجام در قامت یک قدرت جهانی وارد عمل شده و کارتهای خود را رو میکند. نتیجه این موضوع، معادلات خاورمیانه و روابط ایالات متحده و چین را دگرگون خواهد کرد».
ترتیتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه هم این گمانه را اظهار داشته که شاید تنها پکن قادر به پایان دادن به جنگ ایران باشد. پارسی با هشدار نسبت به احتمال بالای وقوع دور سوم جنگ -که بهطور قطع بسیار شدیدتر از دو دور قبلی خواهد بود- معتقدست که با توجه به درک نادرست ترامپ از موازنه فعلی، شاید تنها برگ برنده دیپلماتیکی که بتواند از این فاجعه قریبالوقوع جلوگیری کند، تصمیم پکن برای مداخله و تحمیل یک راهکار برای حلوفصل مناقشه باشد.
اکنون شی جینپینگ آمادگی چین را برای استفاده از نفوذ دیپلماتیک خود جهت کمک به پایان جنگ اعلام کرد. شی در اجلاس بریکس در دهلی نو گفت: «چین مایل است با دیگر اعضای بریکس همکاری کند تا در دستیابی به صلح و ثبات در خاورمیانه و منطقه خلیج [فارس] نقش ایفا نماید».
چین بهطور سنتی از درگیر شدن در مناقشات سایر کشورها پرهیز میکند—از جمله استفاده از وزن دیپلماتیک خود برای حل آنها، حتی زمانی که منافع خودِ چین در ثبات منطقه، میانجیگری را توجیه میکند. پکن میخواهد هم از شرمساری ناشی از یک ابتکار دیپلماتیک ناموفق و هم از خطرِ پذیرفتن ناخواسته مسئولیت مناقشهای که در غیر این صورت هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارد، دوری کند.
اما پکن ممکن است اکنون احساس کند که روند این جنگ به سمتی پیش میرود که دیگر نمیتوان هزینههای آن را مهار کرد. در دورههای قبلی، دونالد ترامپ از عملی کردن تهدیدات علیه زیرساختهای حیاتی و صنعت نفت ایران خودداری کرد، زیرا میدانست که ایران به اهداف مشابهی در اسرائیل و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پاسخ متقابل خواهد داد. در آن سناریو، به جای صرفاً یک مشکلِ گلوگاهی (محدودیت موقت)، بحرانی در تولید انرژی پدید میآمد.
چنین سناریویی کار را برای چین بسیار دشوار—و شاید غیرممکن—میکرد تا بتواند قیمت نفت را زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه نگه دارد و بدین ترتیب به جلوگیری از رکود جهانی کمک کند. تصمیم چین برای کاهش شدید تقاضای نفت، در نهایت یکی از دلایل اصلی این بود که دو دور پیشینِ این مناقشه، قیمت نفت را به سمت ۱۵۰ دلار در هر بشکه سوق نداد.
تغییر معادله «هزینه-فایده» پکن؟
به نوشته پارسی، با وجود این چالشها، چین توانست تا حد زیادی خود را در برابر شوک انرژی ناشی از این مناقشه مصون نگه دارد و همزمان از وقوع بحرانی بسیار عمیقتر برای سایر نقاط جهان جلوگیری کند. اما در صورت وقوع دور سوم درگیری، شواهد بسیاری حاکی از آن است که ترامپ تنشها را بهشدت تشدید خواهد کرد؛ امری که چین را در وضعیتی آسیبپذیر قرار میدهد و ممکن است تحلیلِ «هزینه-فایده» پکن را به نفع مداخله دیپلماتیک تغییر داده باشد.
شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در انتظار دیدار با رئیسجمهور ایران/ عکس از گتی ایمیجز
در این شرایط، چین ممکن است نقش تعیینکنندهای ایفا کند. میانجیگری اغلب پرخطر است و تقریباً همیشه بیقدردانی همراه است؛ کافی است به نحوه برخورد واشنگتن با قطر و عمان نگاه کنید، آن هم با وجود کمکهای شایانی که میانجیگری آنها به امنیت ملی ایالات متحده کرده است. اما هیچیک از این میانجیها اهرم فشار قابلتوجهی بر دو طرفِ درگیر—یعنی ایالات متحده و ایران—ندارند.
اما چین چنین اهرمی را در اختیار دارد. و دقیقاً همین اهرم فشار بود که به پکن کمک کرد تا توافق عادیسازی روابط میان عربستان و ایران را به سرانجام برساند. عراق و عمان بخش عمدهای از فرآیند دشوار و زمانبر میانجیگری را انجام داده بودند، اما عمق بیاعتمادی میان تهران و ریاض در نهایت نیازمند قدرتی بود که اهرم فشار کافی بر هر دو طرف داشته باشد تا آنها را به پایبندی به تعهداتشان وادارد؛ این همان عنصر حیاتی بود که چین به میدان آورد. هم تهران و هم ریاض به این نتیجه رسیدند که هیچکدام نمیتوانند بهسادگی توافقی را که چین ضامن آن است نقض کنند، مگر آنکه بخواهند روابط خود با پکن را به خطر بیندازند. و از آنجا که چین برای هر دو طرف آنقدر اهمیت دارد که ریسک چنین گسستی را نپذیرند، نقش پکن بهعنوان ضامن، نه تنها برای دستیابی به توافق، بلکه—شاید مهمتر از آن—برای تداوم و حفظ آن، نقشی حیاتی ایفا کرد.
البته رابطه چین با ایالات متحده بسیار متفاوت است. نه ایران و نه عربستان، چین را رقیب یا همتای خود نمیدانند؛ اما واشنگتن چنین نگاهی دارد. با این حال، اهرم فشار چین بر هر دو طرف ممکن است همان حلقه مفقودهای باشد که دستیابی به یک توافق پایدار را تاکنون دشوار کرده است. میانجیهای کنونی ممکن است بتوانند تفاهمنامه دیگری را میان طرفین برقرار کنند، اما دلیلی وجود ندارد که باور کنیم آن توافق، دوام بیشتری نسبت به توافق قبلی خواهد داشت. برای اینکه توافق پایدار بماند، حضور چین ممکن است ضروری و غیرقابلجایگزین باشد.
بازگشت به بازار
این در شرایطی است که در روزهای اخیر گزارش شده بود در شرایطی که تنشها در تنگه هرمز از سر گرفته شده، ورود چین به بازار نفت فشار صعودی بر قیمتها وارد کرده است. بر اساس گزارش نیکی آسیا، بزرگترین واردکننده نفت خام جهان با کاهش شدید واردات خود، به تعدیل شوک قیمتی ناشی از درگیریهای مربوط به ایران کمک کرده بود. اکنون، اگرچه انتظار نمیرود چین حجم خرید خود را به سرعت و بهطور کامل افزایش دهد، تحلیلگران معتقدند که این کشور آماده است تا با کاهش قیمتها، از فرصتهای موجود بهرهبرداری کند.
یک نفتکش در تاریخ ۲ سپتامبر در چینگدائوی چین مشغول تخلیه نفت خام وارداتی است/ عکس از گتی ایمیجز
بر اساس دادههای شرکت کپلر که در حوزه اطلاعات کالا فعالیت میکند، میزان واردات نفت خام و میعانات گازی چین در ماه اوت به ۲۲۵ میلیون بشکه رسید. این رقم همچنان ۳۰ درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته بود، اما نسبت به پایینترین سطح ماهانه پس از آغاز درگیریها — یعنی ۱۷۹ میلیون بشکه در ماه ژوئن — افزایش چشمگیری را نشان میداد. در واقع، این کشور در مسیر تکرار همین حجم واردات در ماه سپتامبر قرار دارد و سرعت واردات آن با نرخ ۷.۲ میلیون بشکه در روز، مشابه ماه اوت است.
اواخر هفته گذشته، قیمت نفت خام برنت برای نخستین بار از ماه ژوئیه از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت. این افزایش قیمت پس از آن رخ داد که ایالات متحده حملاتی را علیه نفتکشهای ایرانی انجام داد و حوثیهای یمن به زیرساختهای انرژی عربستان سعودی حمله کردند. تحلیلگران گلدمن ساکس در یادداشتی اخیر خاطرنشان کردند که اگر چین واردات خود را در بازه زمانی مارس تا اوت ۲۰۲۶ ثابت نگه میداشت، قیمت نفت برنت «۱۰ تا ۱۵ دلار بالاتر» میبود؛ این نکته بر نقش وارداتِ محدودِ چین در مهار قیمتهای جهانی نفت تأکید دارد. چین به لطف برخورداری از ذخایر عظیم خود — که با اختلاف زیاد بزرگترین ذخایر جهان محسوب میشوند — توانست سرعت واردات را کاهش دهد. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، تخمین زده میشود که این کشور تا دسامبر ۲۰۲۵، معادل ۱.۳ میلیارد بشکه ذخایر استراتژیک نفت خام در اختیار داشته است.
بانک سرمایهگذاری جیپیمورگان محاسبه کرده است که از ماه فوریه تاکنون، ۱۱۷ میلیون بشکه از این ذخایر مصرف شده است؛ بدین معنا که چین همچنان بیش از یک میلیارد بشکه نفت خام در اختیار دارد و با فاصلهای زیاد، جایگاه خود را به عنوان دارنده بزرگترین ذخایر (بالاتر از ایالات متحده که در رتبه دوم قرار دارد) حفظ کرده است.
طرح از نیکی آسیا
لین یه، مدیر بخش تحقیقات بازار نفت آسیا-اقیانوسیه در شرکت مشاوره ریستاد انرژی گفت: «اما برداشت مداوم از ذخایر از ماه آوریل بدین سو نشان میدهد که اگر چین با همین سرعت به برداشت ادامه دهد، حجم بشکههای موجود در انبارها بهطور فزایندهای محدود خواهد شد.» او اظهار داشت که ذخایر فعلی میتواند پاسخگوی تقاضای واردات برای ۱۴۰ روز باشد و در کوتاهمدت، ادامه صادرات و برداشت از ذخایر برای پالایشگاهها همچنان مقرونبهصرفه است. وی افزود: «با این حال، این وضعیت بدان معناست که چین برای تداوم فعالیت پالایشگاهها، به واردات نفت خام بیشتری نیاز خواهد داشت. سقف قیمتی قبلی ۹۰ دلار برای چین، اکنون احتمالاً به ۱۰۰ دلار افزایش یافته است، زیرا همزمان با توقف فعالیت برخی پالایشگاهها، عرضه جهانی سوخت با محدودیت مواجه شده است.»
به گفته آسائوکا، از موسسه تحقیقاتی ایتوچو، گفت که اگر تنشهای ژئوپلیتیک کاهش یابد و قیمت نفت برنت دوباره به حدود ۷۰ دلار در هر بشکه برسد، «احتمال زیادی وجود دارد» که چین بار دیگر برای تقویت ذخایر نفت خود اقدام کند. او گفت: «در آن صورت، خریدهای چین میتواند بخشی از فشار کاهشی بر قیمتها را خنثی کرده و به ایجاد یک کف قیمتی برای بازار نفت خام کمک کند». بدین ترتیب ممکن است یکی از انگیزههای چین برای کمک به صلحسازی میان تهران و واشنگتن همین موضوع باشد.
فرصت نشستن پای میز مذاکره در کنار ایران
نیویورک تایمز هم در این رابطه نوشت، در شرایطی که گسترش درگیریها در خاورمیانه موجب جهش قیمت جهانی انرژی شده، گردهمایی اعضای بریکس در دهلی نو، مزیتی را در اختیار رهبران چین، هند و روسیه قرار میدهد که واشنگتن از آن بیبهره است: فرصت نشستن پای میز مذاکره در کنار ایران.
رهبران در جریان اجلاس بریکس در دهلی نو، در تاریخ ۱۲ سپتامبر، برای گرفتن عکس یادگاری (عکس گروهی) در کنار هم قرار گرفتند/ عکس از رویترز
اکنون خیابانهای دهلی تصویر نخستوزیر مودی را در کنار شعارهایی همچون «با هم میسازیم، با هم اوج میگیریم» به نمایش میگذارند که بازتابدهنده امید گروه بریکس به نمایش همبستگی میان اعضای خود است؛ گروهی که در سالهای اخیر با پیوستن کشورهایی نظیر مصر، اتیوپی، ایران، امارات متحده عربی و اندونزی گسترش یافته است. پیام وحدت این گروه در تضاد با تنشهای جهانی ناشی از سیاستهای تعرفهای دولت ترامپ و همچنین تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران قرار دارد؛ تقابلی که مسیرهای جهانی انرژی را مختل کرده است.
در واقعیت اما، انتظارات برای اینکه بریکس — که بلوکی با ساختاری نه چندان منسجم است — بتواند برای پر کردن این خلأ رهبری پا پیش بگذارد، اندک است؛ چه رسد به اینکه بخواهد راهکاری دیپلماتیک برای پایان دادن به بحران خاورمیانه بیابد. به گفته الکساندر گابوئف، مدیر مرکز کارنگی روسیه و اوراسیا در برلین: «جهان واقعاً به سرعت در حال چندپاره شدن است و از قضا، این همان چیزی است که گروه بریکس همواره بر آن تأکید داشته است؛ اما عملکرد آنها در عمل بسیار ضعیفتر از حد انتظار بوده است». او افزود: «اداره چنین باشگاه بزرگ و گستردهای از کشورها که وجه اشتراکشان خصومت با هژمونی غرب است اما منافعی بسیار متفاوت — و گاه متضاد یا حتی خصمانه — با یکدیگر دارند، بسیار دشوار است.
سیگنال مودی
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران — که کشورهایشان درگیر جنگ هستند و تحت فشارهای شدید غرب (بهویژه تحریمها) قرار دارند — روز جمعه و حتی پیش از آغاز رسمی اجلاس، برای پیشبرد اهداف خود دستبهکار شدند. با این حال، مودی در دیدار روز جمعه با پزشکیان، پیامی صریح و معنادار را مطرح کرد و از او خواست تا از «آزادی کشتیرانی و تجارت» پاسداری کند؛ اشارهای تلویحی به محدودیتها و تهدیدها در تنگه هرمز و دریای سرخ که واردات سوخت هند را به خطر میاندازد.
بنرهای اجلاس بریکس در دهلی نو که تصاویر پوتین، مودی و شی جینپینگ را نشان میدهند/ عکس از آسوشیتدپرس
این نوع موضعگیری، همان سبک رهبری جهانی است که مودی مشتاق است از خود به نمایش بگذارد. او برخلاف پوتین و پزشکیان، مخالفتی با غرب ندارد و در عوض، تجسمبخشِ رویکرد تاریخی هند مبنی بر عدم تعهد و برقراری دوستیهای راهبردی با قدرتهایی از طیفهای گوناگون ایدئولوژیک است. رقیب اصلی هند برای کسب نفوذ در این گروه، چین است؛ کشوری که کوشیده تا از «بریکس» برای تضعیف و کنار زدن قدرت ایالات متحده بهره گیرد.
این اجلاس فرصتی برای مودی است تا وجهه خود را به عنوان یک دولتمرد برجسته تقویت کند؛ آن هم در شرایطی که قدرت سیاسی او در داخل کشور تضعیف شده و اقتصاد هند همچنان در مقایسه با اقتصاد چین، در جایگاه پایینتری قرار دارد.
در انتظار دیدار
ایران نزدیکترین شریک راهبردی پکن در خاورمیانه است، اما چین روابط اقتصادیای نیز با کشورهای حوزه خلیج فارس دارد که هدف حملات ایران قرار گرفتهاند. در اجلاس اخیر امنیت منطقهای در قرقیزستان، شی و پزشکیان به جای برگزاری یک دیدار دوجانبه و مستقل، تنها دیداری کوتاه در حاشیه اجلاس داشتند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشککِ قرقیزستان، دیدار کوتاهی با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، داشت/ عکس از رویترز
این مسئله به گمانهزنیهایی دامن زد مبنی بر اینکه پکن از وضعیت جنگ و احتمال بسته شدن تنگه هرمز ناراضی است. همچنین ممکن است شی برای پرهیز از تحریک ترامپ — که قرار است اواخر همین ماه در واشنگتن با او دیدار کند — فاصله خود را با تهران حفظ کرده باشد.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در «گروه بینالمللی بحران»، گفت: «بنابراین، یک دیدار دوجانبه و اساسی در دهلی نو، اهمیتی فراتر از تشریفات دیپلماتیک خواهد داشت. «این دیدار میتواند روشن کند که آیا چین همچنان ایران را شریکی راهبردی میداند که ارزش سرمایهگذاریِ سرمایه سیاسی در شرایط فشار شدید را داشته باشد، یا اینکه پکن بهطور فزایندهای در حال حفظ فاصله با تهران است.»