به گزارش اکوایران، سوریه بیش از یک سال پس از سقوط دولت بشار اسد، نه تنها در حال بازسازی پس از جنگ داخلی است، بلکه به صحنه رقابت پیچیده و فزاینده بین قدرتهای منطقهای تبدیل شده است. ترکیه بهدنبال تثبیت یک دولت متحد و طرفدار آنکارا در دمشق است، در حالی که اسرائیل ترجیح میدهد سوریه تضعیف و تجزیه شود تا مانع از قدرتنمایی و تهدیدات مرزی شود. وضعیت حلنشده منطقه کردستان و روابط آن با اسرائیل و آمریکا، نقطه فشار اصلی در این رقابت است و آینده وحدت یا تجزیه سوریه به میزان پیشرفت ادغام نیروهای کرد و تعاملات منطقهای بستگی دارد.
چگونه سوریه میتواند به میدان نبرد ترکیه و اسرائیل تبدیل شود
به نوشته جورجیو کافیرو، تحلیلگر مسائل منطقهای، در العربی الجدید، از زمان سقوط دولت بشار اسد کمی بیش از یک سال پیش، سوریه به صحنهای برای رقابت فزاینده و آشکار بین ترکیه و اسرائیل تبدیل شده است. چشماندازهای راهبردی آنکارا و تلآویو در مورد سوریه اساساً با یکدیگر ناسازگار هستند. ترکیه به دنبال یک دولت متحد است که با یک قدرت مرکزی طرفدار آنکارا تثبیت شود و تمامیت ارضی کشور حفظ گردد. اسرائیل اما برعکس، ترجیح میدهد سوریه تضعیف و تجزیه شود تا نتواند قدرتنمایی کند یا در برابر تجاوزات خارجی مقاومت کند.
با وضعیت جدید ایران در شامات، ترکیه به اصلیترین نیروی متوازنکننده در برابر طراحیهای توسعهطلبانه و بیثباتکننده اسرائیل در این کشور جنگزده تبدیل شده است. تقریباً ده ماه پس از امضای توافق ۱۰ مارس بین دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که هدف آن ادغام نیروی تحت کنترل یگانهای مدافع خلق (YPG) در ساختار دولت سوریه بود، این فرآیند متوقف شده است. این بنبست نگرانیهای آنکارا را تشدید کرده است، بهویژه آنکه روابط اسرائیل با SDF/YPG روزبهروز شکلدهنده ادراک تهدید ترکیه نسبت به این گروه تحت حمایت آمریکا در شمال شرقی سوریه شده است.
نیروهای دموکراتیک سوریه و محدودیتهای اقتدار دولت
توافق ۱۰ مارس قرار بود تا پایان سال ۲۰۲۵، ادغام SDF/YPG در ارتش سوریه را تسهیل کند، اما پیشرفت آن متوقف شده و اختلافات بر سر شیوه ادغام بهطور حلناشدنی ادامه دارد. در هسته این بنبست، یک تفاوت اساسی وجود دارد: نیروی تحت حمایت آمریکا میخواهد ساختارهای گردانهای خود و میزان معینی از خودمختاری را حفظ کند، در حالی که دمشق بر جذب فردی اعضای SDF در ارتش ملی پافشاری میکند.
SDF/YPGکه طی جنگ داخلی استقلال بیسابقهای کسب کرده، به سختی حاضر به از دست دادن قدرتی است که از سال ۲۰۱۲ در اختیار داشته است. این نیرو همچنین کنترل تأسیسات بازداشتگاههای داعش و بخشهای وسیعی از منابع هیدروکربنی سوریه را در اختیار دارد که بهعنوان داراییهای استراتژیک، اهرم بیشتری برای مقاومت در برابر کنترل مرکزی به آن میدهد.
اینکه دمشق و SDF/YPG در نهایت بتوانند به مصالحهای برسند که از برخورد تمامعیار جلوگیری کند، همچنان نامشخص است. ایالات متحده در تلاش است مذاکرات بیشتری را تسهیل کند تا حرکت به سمت ادغام حفظ شود. تمدید مهلت تا سال ۲۰۲۶ ممکن است فرصت حفظ آبرو برای هر دو طرف ایجاد کند و خطر شکاف ملی عمیقتر را کاهش دهد. با این حال، درگیری بین SDF/YPG و نیروهای دولتی سوریه در حلب در ۲۲ دسامبر، شکنندگی روند و عمق بیاعتمادی متقابل را بهخوبی نشان داد.
اسرائیل در شمال شرق سوریه
در همین حال، صبر ترکیه به سرعت در حال کاهش است. آنکارا اعلام کرده در صورت عدم پیشرفت ملموس در ادغام، دور جدیدی از عملیاتهای نظامی ترکیه علیه SDF/YPG غیرقابل اجتناب نخواهد بود. وزیر امور خارجه ترکیه، حاکان فیدان، در کنفرانس خبری مشترک با همتای سوری خود، اسعد حسن الشیبانی، در دمشق و همزمان با درگیریهای حلب، اعلام کرد که SDF/YPG هیچ نیت واقعی برای پیشرفت قابل توجه در مذاکرات ادغام با دولت دمشق ندارد. او همچنین این گروه را به انجام «برخی فعالیتها هماهنگ با اسرائیل» متهم کرد و آن را «مانعی بزرگ» برای ادغام دانست.
گزارشها حاکی از آن است که نتانیاهو روابط غیرمستقیم اما جدی با SDF/YPG ایجاد کرده است تا از طریق این گروه، تثبیت قدرت دولتهای تازهتأسیس در دمشق محدود شود. با این حال، روابط اسرائیل با SDF/YPG بسیار کمتر مستقیم از روابط آن با گروههای دروزی تحت حمایت اسرائیل در جنوب سوریه است. موقعیت جغرافیایی نقش مهمی در این تفاوت دارد.
سلیم چوک، پژوهشگر موسسه مطالعات بینالمللی و امنیت آلمان (SWP)، توضیح میدهد: «دروزیها در مناطق نزدیک به اسرائیل و در محدودهای که اسرائیل آن را حوزه نفوذ خود میداند زندگی میکنند. شمال سوریه فاصله زیادی از این محدوده دارد.» وی افزود: «روابط اسرائیل با SDF/YPG باید در چارچوب نقش آمریکا بهعنوان حامی این گروه عمدتاً کرد فهمیده شود. هیچ سناریوی واقعی وجود ندارد که اسرائیل بتواند SDF را در مقابل عملیات ترکیه بهطور نظامی حمایت کند. مهمتر از همه، بازیگر خارجی تعیینکننده در مورد SDF، آمریکا است نه اسرائیل.»
خطوط قرمز آنکارا و خطر تشدید تنش
پیام ترکیه واضح است: اگر SDF/YPG در ادغام با ارتش سوریه شکست بخورد، ترکیه بیعمل نخواهد ماند. ترکیه YPG را شاخهای از حزب کارگران کردستان (PKK) میداند و این گروه را سازمان تروریستی اعلام کرده است. هرچند آمریکا و اتحادیه اروپا PKK را تروریستی میدانند، اما این برچسب را به YPG تعمیم نمیدهند. ترکیه بهشدت مخالف شکلگیری یک دولت کردی وابسته به PKK است، بهویژه اگر این گروه با اسرائیل در طول مرزها هماهنگ باشد و آن را تهدید امنیت ملی تلقی میکند. از سال ۲۰۱۶ تاکنون، ترکیه چندین عملیات نظامی علیه گروه انجام داده و گمانهزنیها درباره عملیات جدید افزایش یافته است.
علی دمیرداس، تحلیلگر ترکتبار مستقر در آمریکا، میگوید: «یک دولت کردی وابسته به PKK و دشمن ترکیه همیشه بخشی از طرح اسرائیل بزرگ بوده است و حمایت آشکار نتانیاهو از YPG این تصور را تشدید کرده است. با سقوط اسد و روی کار آمدن دولت تحت حمایت ترکیه در دمشق، بسیاری از ترکها احساس میکنند اکنون ترکیه عملاً با اسرائیل در ارتفاعات جولان هممرز است. بنابراین، تلاشهای ترکیه و اسرائیل برای تسلط منطقهای احتمالاً به برخورد مستقیم یا غیرمستقیم منجر خواهد شد.»
ورود عربستان به سوریه
عربستان سعودی و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس در سوریه پس از اسد نقش فزایندهای ایفا میکنند، نه تنها بهعنوان سرمایهگذار اقتصادی، بلکه بهعنوان شریک سیاسی و دیپلماتیک دمشق. با همسویی ریاض با محور ترکیه-قطر در پرونده سوریه، عربستان و ترکیه در مخالفت با تلاشهای اسرائیل برای تضعیف کشور متحد شدهاند.
کریم امیل بیتار از دانشگاه علوم سیاسی پاریس میگوید: «روزبهروز مشخصتر میشود که ترکیه تنها قدرت منطقهای است که توان و اراده مقابله با هژمونی نوین اسرائیل در منطقه، بهویژه در سوریه، را دارد.» وی افزود: «در حالی که تنشهای بین عربستان و امارات در یمن، سودان و سایر نقاط افزایش یافته، ترکیه و عربستان در یک هدف مشترک قرار دارند: حفظ وحدت و تمامیت سوریه در مقابل سیاستهای اسرائیل که بر تضعیف و تجزیه تمرکز دارد.»
نبرد برای سوریه هنوز پایان نیافته است
۱۳ ماه پس از سقوط اسد، سوریه تنها در حال بازسازی پس از جنگ داخلی نیست، بلکه این بازسازی با رقابت شدید بین دیدگاههای منطقهای مختلف همراه است. در مرکز این رقابت، انتخابی واضح بین تمرکز قدرت در دولت احمد الشراعی و تجزیه کشور قرار دارد. ترکیه، همراه با عربستان، قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس، سرمایهگذاریهای دیپلماتیک و سیاسی قابل توجهی برای بازسازی دولت متحد سوریه انجام میدهد.
اسرائیل اما کاملاً متعهد است که از شکلگیری چنین دولتی جلوگیری کند و سوریهای تکهتکه ترجیح میدهد که نتواند تجاوزات مرزی اسرائیل را محدود کند یا با هژمونی منطقهای تلآویو مقابله کند. وضعیت حلنشده SDF/YPG نقطه فشار این رقابت شده است. با توقف ادغام و افزایش بیاعتمادی متقابل، خطر محاسبه اشتباه بالا میرود، بهویژه با کاهش صبر آنکارا. اگرچه آمریکا نفوذ غیرمستقیم اسرائیل بر SDF/YPG را محدود میکند، اما روابط تلآویو با این گروه باعث تشدید ادراک تهدید ترکیه شده و احتمال مواجهه مستقیم ترکیه و اسرائیل بر سر سوریه پس از اسد را افزایش داده است.
با نگاه به سال ۲۰۲۶، عامل مهم نحوه برخورد دولت ترامپ با افزایش تنشها بین ترکیه و اسرائیل خواهد بود. اینکه کاخ سفید به همکاری نزدیک با ترکیه و سوریه پایبند باشد یا اجازه دهد نتانیاهو آزادانه طرح «اسرائیل بزرگ» را دنبال کند، تعیینکننده خواهد بود که سوریه پس از اسد به ثبات و وحدت بیشتری تحت دولت همراستا با آنکارا دست مییابد یا به شکلگیری نهادهای جداگانه و تجزیهناپذیر شبیه یوگسلاوی دهه ۱۹۹۰ تن میدهد.