به گزارش اکوایران، اقدام بیسابقه دونالد ترامپ در حمله نظامی به ونزوئلا، بازداشت رئیسجمهور این کشور و اعلام اداره موقت آن از سوی آمریکا، نهتنها معادلات سیاسی آمریکای لاتین را تغییر داده، بلکه شکافی جدی در گفتمان پایگاه «ماگا» ایجاد کرده است. رئیسجمهوری که زمانی وعده پایان دادن به جنگها و پرهیز از مداخله خارجی میداد، اکنون وارد مسیری شده که شباهت زیادی به مداخلات پرهزینه گذشته آمریکا دارد؛ مسیری که میتواند هم پیامدهای بینالمللی سنگینی داشته باشد و هم هزینه سیاسی بزرگی در داخل آمریکا بهوجود آورد.
ترامپ راه گذشته را ادامه میدهد؟
به نوشته رویترز، تصمیم ترامپ برای حمله به ونزوئلا، بازداشت مادورو و اداره موقت ونزوئلا، نشاندهنده انحرافی چشمگیر از مواضع سیاستمداری است که سالها دیگران را به زیادهروی در سیاست خارجی متهم میکرد و وعده داده بود از درگیریهای خارجی پرهیز کند. تصویر او از نقش ایالات متحده در ونزوئلا که در یک کنفرانس خبری در میانه روز ترسیم شد، امکان اقدام نظامی بیشتر، دخالت مستمر در سیاست و صنعت نفت آن کشور و حتی «استقرار نیروهای زمینی» را منتفی ندانست؛ اصطلاحی که به استقرار نظامیای اشاره دارد که رؤسایجمهور معمولاً برای پرهیز از واکنش منفی داخلی از آن اجتناب میکنند.
ترامپ گفت:«ما ونزوئلا را اداره خواهیم کرد تا زمانی که بتوانیم یک انتقال امن، مناسب و سنجیده انجام دهیم». او توضیح روشنی درباره اینکه تا چه اندازه حاضر است برای بهدست گرفتن کنترل ونزوئلا پیش برود ارائه نداد؛ کشوری که به نظر میرسد دستیاران ارشد مادورو همچنان کنترل آن را در دست دارند.
جنگهایی که هرگز واردشان نشدیم
ترامپ همین ژانویه گذشته و در مراسم تحلیف دومین دوره ریاستجمهوری خود به هوادارانش گفته بود: «ما موفقیت خود را نهتنها با نبردهایی که میبریم، بلکه با جنگهایی که پایان میدهیم و شاید مهمتر از همه، با جنگهایی که هرگز واردشان نمیشویم، خواهیم سنجید»؛ با این حال، از آن زمان ترامپ اهدافی را در سوریه، عراق، ایران، نیجریه، یمن و سومالی بمباران کرده، دهها قایق مظنون به قاچاق مواد مخدر را در دریای کارائیب و اقیانوس آرام منهدم ساخته و تهدیدهای ضمنی برای حمله به گرینلند و پاناما مطرح کرده است.
حمله شبانه به ونزوئلا تهاجمیترین اقدام نظامی خارجی او تا امروز بود؛ حملهای که کاراکاس و دیگر نقاط ونزوئلا را هدف قرار داد و به دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهوری این کشور و همسرش برای پاسخگویی به اتهامات قاچاق مواد مخدر در نیویورک انجامید. این تحولات برخلاف میل برخی جمهوریخواهان بود که انتظار داشتند رئیسجمهور تمرکز بیشتری بر دغدغههای داخلی رأیدهندگان از جمله هزینههای زندگی، مراقبتهای درمانی و اقتصاد داشته باشد.
ترامپ در کنفرانس خبری گفت که مداخله در ونزوئلا با سیاست «ماگا» در تضاد نیست. او گفت: «ما میخواهیم خودمان را با همسایگان خوب احاطه کنیم. ما ثبات میخواهیم. ما انرژی میخواهیم»، و به ذخایر نفتی ونزوئلا اشاره کرد. اما پیامدهای سیاسی در پستی در شبکههای اجتماعی از سوی مارجری تیلور گرین، نماینده جمهوریخواه جورجیا، بهخوبی منعکس شد؛ کسی که از فاصله گرفتن ترامپ از شعارهای «ماگا» و محدود کردن ماجراجوییهای خارجی میدانست با او دچار اختلاف شده و قرار است هفته آینده از کنگره استعفا دهد. او نوشت: «این دقیقاً همان موضوعی است که بسیاری در جنبش ماگا فکر میکردند به آن رأی دادهاند تا پایان یابد. چه اشتباه بزرگی کردیم.»
خطر گرفتار شدن در باتلاق
تمرکز مداوم ترامپ بر سیاست خارجی، به دموکراتها امکان تازهای برای انتقاد از او در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر میدهد؛ انتخاباتی که کنترل هر دو مجلس احتمالاً با اختلافی اندک تعیین خواهد شد. جمهوریخواهان در حال حاضر با اختلافی ناچیز هر دو مجلس را در اختیار دارند و این به رئیسجمهور امکان اجرای برنامههایش را داده است. چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، در تماس تلفنی با خبرنگاران گفت:«بگذارید روشن بگویم؛ مادورو یک دیکتاتور نامشروع است، اما آغاز اقدام نظامی بدون مجوز کنگره و بدون برنامهای فدرال برای مرحله بعد، کاری بیپروا و خطرناک است».
ترامپ برای پایان دادن به چندین درگیری خارجی، از جمله در اوکراین و غزه، تلاش کرده و حتی برای دریافت جایزه صلح نوبل لابی کرده است. با این حال، اقدامات نظامی آمریکا معمولاً توجه عمومی بیشتری جلب میکنند و از نظر تاریخی ریسک سیاسی بیشتری برای رؤسایجمهور و احزابشان داشتهاند. نظرسنجیها نشان میدادند که پیش از این حمله، احتمال اقدام نظامی آمریکا در ونزوئلا محبوبیتی نداشت؛ بهطوریکه تنها حدود یکپنجم آمریکاییها از استفاده از زور برای برکناری مادورو حمایت میکردند.
او راه اسلافش را پیش گرفته است
برای رئیسجمهوری که همواره خود را در تقابل با «نومحافظهکاران» جمهوریخواه اواخر قرن بیستم تعریف کرده است، سیاست خارجی ترامپ شباهتهای قابلتوجهی با سیاستهای اسلافش پیدا کرده است. در سال ۱۹۸۳، در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان، آمریکا به گرنادا حمله کرد و دولت آن زمان را نامشروع خواند؛ ادعایی که ترامپ نیز درباره مادورو مطرح کرده است. در سال ۱۹۸۹، جورج اچ. دبلیو. بوش، رئیسجمهور وقت، به پاناما حمله کرد تا دیکتاتور آن کشور، مانوئل نوریهگا که مانند مادورو تحت تعقیب آمریکا به اتهام قاچاق مواد مخدر بود را برکنار کند. در آن مورد، آمریکا جانشین نوریهگا را نیز منصوب کرد. الیوت آبرامز که در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ نماینده ویژه امور ونزوئلا بود، گفت باور ندارد که برکناری مادورو برای رئیسجمهور در داخل کشور ریسک سیاسی بزرگی داشته باشد و افزود: «او تا زمانی که سربازان آمریکایی کشته نشوند، آزادی عمل زیادی دارد.» با این حال، اذعان کرد: «نمیدانم اداره کردن ونزوئلا دقیقاً به چه معناست.»
آبرامز، پژوهشگر ارشد اندیشکده شورای روابط خارجی، گفت: «او کار درستی با کنار زدن مادورو انجام داده است. پرسش این است که آیا در حمایت از دموکراسی در ونزوئلا هم کار درست را انجام خواهد داد یا نه.» برت بروئن، مشاور پیشین سیاست خارجی در دولت باراک اوباما، گفت آمریکا اکنون ممکن است ناخواسته وارد نظارت بر یک فرایند انتقالی پیچیده شود. او گفت: «من نسخه کوتاهی برای این داستان نمیبینم. آمریکا در ونزوئلا گرفتار خواهد شد و در عین حال با مشکلات تازهای در ارتباط با همسایگان آن کشور روبهرو میشود.