به گزارش اکوایران، اتحاد استراتژیک عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که روزگاری بهعنوان دو قطب اصلی سیاستهای منطقهای خلیج فارس شناخته میشد، اکنون به مرحلهای از تنشهای آشکار و بیسابقه وارد شده است. تحولات اخیر در یمن، رقابتهای اقتصادی و مسائل ژئوپلیتیکی جدید، این روابط را بهطور جدی تهدید کردهاند. از دیدگاه ریاض، امارات حالا نه تنها بهعنوان رقیب منطقهای، بلکه بهعنوان تهدیدی برای امنیت ملی و استراتژیهای عربستان در خاورمیانه و شمال آفریقا به شمار میآید. این مقاله به بررسی دلایل و ابعاد این شکاف میپردازد و آینده روابط این دو کشور را تحلیل میکند.
شکافهای آشکار: چرا اتحاد عربستان سعودی و امارات متحده عربی به هم خورده است
به نوشته العربی الجدید، پادشاهی عربستان سعودی مدتهاست که خود را بهعنوان مرجع و رهبر طبیعی شورای همکاری خلیج فارس با شش عضو میبیند. در مقاطع مختلف، ریاض برخی از شاهزادهنشینهای کوچکتر و بسیار ثروتمند شبهجزیره عربستان را بهعنوان کسانی میدیده است که استراتژیهایی را در پیش میگیرند که منافع عربستان را تضعیف کرده و بهطور غیرمستقیم باعث تضعیف انسجام کشورهای عربی خلیج فارس میشود. از طرف دیگر، برخی از شرکای GCC عربستان به بیتوجهی ریاض به حاکمیت آنها اعتراض کردهاند و سیاست منطقهای عربستان را بیشتر بهعنوان بلندپروازی هژمونیک تلقی کردهاند، نه رهبری جمعی، که منافع ملی شاهزادهنشینهای کوچکتر را نادیده میگیرد.
همانطور که علی شیهابی، تحلیلگر سعودی اخیراً اشاره کرده است، این دینامیکها نخستینبار در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با توسعه سریع کویت بهواسطه درآمدهای نفتی آغاز شد. از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا دو دهه اول قرن ۲۱، قطر مسیر مشابهی را در پیش گرفت و از درآمدهای کلان گازی خود برای ایجاد یک سیاست مستقل و دوری از آنچه دوحه آن را "سایه سعودی" میدانست، استفاده کرد. این تکامل به بحرانهای شورای همکاری خلیج فارس در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷–۲۰۲۱ منجر شد که تنشهای ساختاری در درون این نهاد فرمنطقهای را آشکار ساخت.
ریاض و ابوظبی: از رقابت خاموش تا اصطکاک آشکار
مراقبان سیاستهای خلیج فارس همواره به رقابت بین عربستان و امارات متحده عربی اشاره کردهاند، رقابتی که بهطور خاص در سال ۲۰۱۹ زمانی که رویکرد ابوظبی به یمن از استراتژی عربستان سعودی در قبال شورشیان حوثی جدا شد، بهطور برجستهتری نمایان شد. منابع دیگر تنش نیز بلافاصله پس از آن نمایان شد، از جمله تلاش عربستان برای جلب شرکتهای چندملیتی برای تأسیس مقرهای منطقهای خود در عربستان بهجای امارات متحده عربی. همچنین، توافق امارات با اسرائیل تحت پیمان ابراهیم که با رد آن از سوی عربستان سعودی همراه بود، اختلافات معناداری در دیدگاههای منطقهای این دو کشور ایجاد کرد.
محمد بن زاید رئیسجمهور امارات نقش کلیدی در ارتقاء جایگاه محمد بن سلمان در تأمین حمایت بینالمللی برای وی، بهویژه از سوی دولت اوباما ایفا کرد. این امر به رهبر اماراتی نفوذ زیادی بر ولیعهد جوان سعودی اعطا کرد، بهطوریکه عربستان در سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفت به کارزار عربی تحت رهبری امارات علیه قطر بپیوندد. اما با تثبیت قدرت و کسب جایگاه برجسته او بهعنوان یک دیپلمات بینالمللی، بهویژه پس از بازسازی تصویر او پس از قتل جمال خاشقجی در ۲۰۱۸، اعتماد بهنفس بیشتری پیدا کرد. در این مسیر، بیشتر آماده بود تا برتری عربستان را در شورای همکاری خلیج فارس مطرح کند و نشان دهد که رهبری عربستان دیگر قابل چالش از سوی ابوظبی نیست.
برای سالها، تحلیلگران و روزنامهنگاران این دینامیکها را عمدتاً بهعنوان یک رقابت پنهانی مشاهده میکردند که پشت درهای بسته در حال وقوع بود. اما این وضعیت در اواخر سال ۲۰۲۵ زمانی که تحولات در یمن جنوبی و شرقی تنشها میان عربستان و امارات را به سطوح جدیدی برد، تغییر کرد. آنچه زمانی بهطور پنهانی مدیریت میشد، بهطور علنی به منبعی از اصطکاک دوطرفه تبدیل شد که یک تغییر عمده را در رقابت دو قدرت خلیج فارس رقم زد.
نقطه عطف در دسامبر ۲۰۲۵
این نقطه عطف در اوایل دسامبر ۲۰۲۵ بود که شورای انتقالی جنوب یمن تحت حمایت امارات بخشهای وسیعی از یمن جنوبی و شرقی را تصرف کرد. از نظر ریاض، سیاست یمن امارات حالا چیزی بیش از یک تحریک بهنظر میرسید. رهبران سعودی نتیجهگیری کردند که نیروی اصلی اماراتی در یمن، بهویژه در مناطقی نزدیک به مرز یمن و عربستان، "خط قرمز" استراتژیک را رد کرده است. در پاسخ، عربستان سعودی بیسابقهترین محکومیتها را علیه سیاستهای امارات صادر کرد و در ۳۰ دسامبر اقدام نظامی مستقیم علیه STC انجام داد.
اگرچه نیروهای مورد حمایت عربستان در نهایت اراضی تصرفشده را بازپس گرفتند و این تحولات به انحلال STC بهعنوان یک نهاد سیاسی و خروج نیروهای اماراتی از یمن انجامید، اما این رویدادها شکاف عمیقتری را بین ریاض و ابوظبی حل نکرد. بهجای آنکه پایان ماجرا باشد، این اتفاق یک فصل دیگر از رقابت پیچیدهتر را به پایان رساند. در دیگر عرصههای منطقهای مانند سومالی، سودان، اسرائیل-فلسطین و احتمالاً سوریه، رقابت سعودی-اماراتی احتمالاً به شکلدهی به دینامیکهای ژئوپلیتیک در آینده نزدیک ادامه خواهد یافت.
یک تهدید ملی برای عربستان
افزایش تنشها میان عربستان سعودی و امارات در حال حاضر نتیجهگیری از یک اختلاف صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه عربستان سعودی به سیاست خارجی امارات بهعنوان تهدیدی واقعی برای امنیت ملی خود نگاه میکند. دکتر میرا الحسن، پژوهشگر مرکز "الولید" دانشگاه ادینبرو در اینباره گفت که عربستان احساس میکند که بهویژه پروژههای امارات در یمن، حاشیه دریای سرخ و شاخ آفریقا بهویژه هنگامیکه با منافع اسرائیل تلاقی میکند، در حال تهدید امنیت و منافع ژئوپلیتیکی آن است. "علاوه بر این، گزارشهای منابع اطلاعاتی اسرائیل ممکن است باعث افزایش بدبینی عربستان در مورد شایعاتی شوند که نشان میدهد یک پایگاه نظامی اسرائیلی در منطقه "اراده" در ۲۰ کیلومتری مرز عربستان-امارات در حال احداث است."
با توجه به این زمینه، تلاشهای عربستان برای هماهنگی با بازیگران منطقهای مشابه، بسیار مهم است. دکتر حسین معتقد است که یک اتحاد سعودی که امارات را محاصره کند، میتواند توجه بسیاری از کشورهایی را جلب کند که امارات را تهدیدی برای امنیت ملی خود میدانند و بهویژه در یمن، لیبی و شاخ آفریقا نگران افزایش نفوذ آن هستند. اگرچه امارات منابع مالی فراوانی در کشورهایی نظیر مصر و ترکیه دارد که همکاری با آنها را پیچیدهتر میکند، اما به نظر میرسد که عربستان ممکن است برای شکلدهی به این ائتلاف با چالشهای جدی مواجه شود.