با افزایش نگرانی‌ها در تهران، احتمال ازسرگیری جنگ ایران و اسرائیل پیش از انتخابات اسرائیل به یکی از محورهای اصلی ارزیابی‌های امنیتی تبدیل شده است. ایران معتقد است توافق اسرائیل و لبنان موقعیت نظامی تل‌آویو را تقویت و نقش حزب‌الله را محدود کرده است. همزمان، انگیزه‌های سیاسی و قضایی بنیامین نتانیاهو برای آغاز دوباره جنگ افزایش یافته است. تهران سه سناریو درباره نقش آمریکا بررسی می‌کند، اما همچنان معتقد است توان تحمیل هزینه‌های سنگین به اسرائیل را حفظ کرده و نتیجه جنگ از پیش تعیین‌شده نیست.

به گزارش اکو‌ایران به نقل از فرارو براساس گزارشی  از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، این پرسش که آیا اسرائیل پیش از انتخابات اکتبر بار دیگر جنگ با ایران را از سر خواهد گرفت، طی هفته گذشته به یکی از مهم‌ترین محورهای بحث در نهادهای امنیت ملی ایران تبدیل شده است. مجموعه‌ای از عوامل، مقام‌های تهران را به این ارزیابی رسانده‌اند. در کنار بی‌اعتمادی عمیق به نیت‌های دونالد ترامپ، سخنان جی دی ونس نیز بر این نگرانی‌ها افزوده است. او گفته است که ترامپ قصد دارد از یادداشت تفاهم برای بازسازی ذخایر جهانی نفت استفاده کند و سپس «ببیند اوضاع به کدام سو پیش می‌رود». هم‌زمان، دو تحول دیگر نیز بیش از هر عامل دیگری توجه تهران را به خود جلب کرده‌اند؛ توافق اخیر میان اسرائیل و لبنان و پیامدهای احتمالی آن برای وضعیت نظامی حزب‌الله در ماه‌های آینده، از جمله تحولاتی هستند که با دقت در تهران دنبال می‌شوند.

از نگاه تهران، این توافق در صورت ازسرگیری جنگ با ایران، امتیازی راهبردی در اختیار اسرائیل قرار خواهد داد؛ امتیازی که این کشور در ماه فوریه از آن برخوردار نبود. این توافق با فراهم کردن زمینه تداوم استقرار نیروهای اسرائیلی در بخش‌هایی از جنوب لبنان، عملاً مفاد یادداشت تفاهم را نقض می‌کند و هم‌زمان موازنه نظامی را به‌طور بنیادین تغییر می‌دهد. تداوم حضور نیروهای اسرائیلی در این مواضع راهبردی نیز توان حزب‌الله را برای اجرای عملیات‌های تهاجمی به‌مراتب محدودتر خواهد کرد.

اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که به گفته مقام‌های ایرانی، تهران در ماه‌های فوریه و مارس تنها حدود ۴۰ درصد از توان تهاجمی خود را علیه اسرائیل به کار گرفت، زیرا بخش عمده بار عملیاتی بر دوش حزب‌الله قرار داشت. در همان مقطع، بسیاری از تحلیلگران غربی این پرسش را مطرح می‌کردند که چرا ایران امارات متحده عربی را با شدتی بیشتر از اسرائیل هدف قرار داد.

بخشی از پاسخ به این پرسش، به آستانه تحمل به‌مراتب بالاتر اسرائیل در مقایسه با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بازمی‌گردد. از همین رو، تهران تلاش کرد با وارد کردن فشاری که در دسترس‌ترین آستانه درد را برای طرف مقابل ایجاد می‌کرد، ایالات متحده را به پایان دادن به جنگ وادار کند. اما بخش دیگر این پاسخ، به نقش تعیین‌کننده حزب‌الله در جریان جنگ مربوط می‌شد؛ نقشی که برخلاف بخش قابل‌توجهی از گزارش‌های رسانه‌ای آن زمان، بسیار اثرگذار بود. حزب‌الله با درگیر کردن نیروهای اسرائیلی در چندین جبهه، پیچیده‌تر کردن فرایند تصمیم‌گیری برای انتخاب اهداف و واداشتن اسرائیل به تقسیم منابع و توان نظامی خود میان جبهه‌های مختلف، نقشی کلیدی در روند جنگ ایفا کرد.

با این حال، این نقش هرگز به‌درستی درک نشد، زیرا اسرائیل در طول جنگ، سانسور نظامی تقریباً کاملی را اعمال کرد؛ سانسوری که حتی در مقایسه با محدودیت‌های رسانه‌ای اعمال‌شده در ژوئن ۲۰۲۵ نیز به‌مراتب سخت‌گیرانه‌تر بود و مانع از آن شد که افکار عمومی تصویر روشنی از عملیات‌های حزب‌الله و میزان تأثیر آن‌ها بر روند جنگ به دست آورند. در نتیجه، نقش و میزان اثرگذاری حزب‌الله بر مسیر درگیری‌ها بسیار کمتر از واقعیت برآورد شد.

برخلاف مفاد یادداشت تفاهم، توافق کنونی میان اسرائیل و لبنان، اسرائیل را ملزم نمی‌کند که پیش از خلع سلاح حزب‌الله، از خاک لبنان خارج شود. از آنجا که تحقق چنین شرطی، دست‌کم در آینده قابل پیش‌بینی، بسیار بعید به نظر می‌رسد، اسرائیل به احتمال زیاد به حفظ مواضع خود در داخل لبنان ادامه خواهد داد. این وضعیت نیز به تل‌آویو امکان خواهد داد که بدون مواجهه با همان فشارهایی که در جنگ پیشین از جبهه شمالی متحمل می‌شد، بار دیگر جنگ با ایران را از سر بگیرد.

انگیزه‌های بنیامین نتانیاهو برای حرکت به سمت ازسرگیری جنگ نیز تا حد زیادی روشن به نظر می‌رسند. علاوه بر تمایل دیرینه او به بهره‌گیری از قدرت نظامی آمریکا برای وادار کردن ایران به پذیرش برتری اسرائیل و تغییر موازنه منطقه‌ای به سود تل‌آویو، اکنون ملاحظات سیاسی و شخصی مهمی نیز وجود دارند که می‌توانند او را به سمت آغاز دوباره جنگ سوق دهند.

یادداشت تفاهم (MOU) هزینه سیاسی سنگینی را بر بنیامین نتانیاهو تحمیل کرده است. چشم‌انداز او برای کسب پیروزی دوباره در انتخابات اکتبر نیز در مقایسه با هر مقطع دیگری طی ماه‌های اخیر، بیش از پیش تضعیف شده است. نتانیاهو که تا پیش از این تنها رهبر اسرائیل تلقی می‌شد که می‌تواند حمایت و همراهی دونالد ترامپ را تضمین کند، اکنون با این احتمال روبه‌رو شده است که هم جنگ و هم روند دیپلماتیکی که پس از آن شکل گرفته است، اسرائیل را در موقعیتی راهبردی ضعیف‌تر قرار دهند؛ وضعیتی که در نهایت می‌تواند مهم‌ترین استدلال او برای تداوم حضورش در قدرت را با تردید جدی مواجه کند.

از سوی دیگر، اگر نتانیاهو انتخابات را واگذار کند، به احتمال زیاد سال‌های آینده را در زندان سپری خواهد کرد؛ زیرا با از دست دادن مصونیت ناشی از مقام نخست‌وزیری، ناچار خواهد شد در برابر اتهام‌های فساد در دادگاه پاسخگو باشد. از همین رو، انگیزه‌های شخصی او نیز در کنار ملاحظات سیاسی، بر اهمیت این معادله می‌افزایند. با این حال، هنوز برای تهران روشن نیست که آیا دولت ترامپ نیز در چنین راهبردی با اسرائیل هماهنگ است یا خیر. با وجود این، مقام‌های ایرانی نسبت به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، سوءظن عمیقی دارند؛ زیرا او نقشی محوری در شکل‌گیری توافق میان اسرائیل و لبنان ایفا کرده، از جنگ حمایت کرده و از نگاه تهران، با یادداشت تفاهم نیز مخالفت کرده است.

از نگاه تهران، سه سناریوی محتمل پیشِ‌رو قرار دارد. سناریوی نخست آن است که کاخ سفید از برنامه‌های اسرائیل آگاه باشد و توافق با لبنان را نیز تا حدی با هدف هموار کردن مسیر اجرای این برنامه‌ها تسهیل کرده باشد. سناریوی دوم آن است که واشنگتن از نیت‌های بنیامین نتانیاهو بی‌اطلاع باشد، اما پس از آنکه او بار دیگر جنگ را آغاز کرد، برای دفاع از اسرائیل وارد عمل شود و حتی به عملیات نظامی علیه ایران نیز بپیوندد. سناریوی سوم نیز آن است که دولت آمریکا از اقدام اسرائیل غافلگیر شود، تصمیم بگیرد مانع آن نشود، اما در عین حال از مشارکت مستقیم نظامی در این درگیری خودداری کند.

با وجود این، تهران بر این باور نیست که برتری اسرائیل در لبنان بتواند نتیجه جنگ را تعیین کند. مقام‌های ایرانی همچنان اطمینان دارند که خواهند توانست هزینه‌های سنگینی بر اسرائیل تحمیل کنند و مانع از دستیابی آن به اهداف راهبردی گسترده‌ترش شوند. با این حال، ازسرگیری جنگ ممکن است مهم‌ترین هدف کوتاه‌مدت بنیامین نتانیاهو یعنی از میان بردن یادداشت تفاهم را محقق کند. با توجه به فشارهای سیاسی و حقوقی فزاینده‌ای که او با آن‌ها روبه‌رو است، این احتمال نیز وجود دارد که نتانیاهو خود را چنان در تنگنا ببیند که حتی برای تضمین تحقق این هدف، مستقیماً با دونالد ترامپ وارد تقابل شود.

در نهایت، پرسش اصلی بار دیگر این نیست که ترامپ چگونه واکنش نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا او خواهد توانست مانع از آن شود که نتانیاهو عامدانه دامنه انتخاب‌های رئیس‌جمهور آمریکا را محدود کرده و مسیر تصمیم‌گیری او را به نفع خود شکل دهد یا نه. این همان آزمونی است که دونالد ترامپ تاکنون بارها در آن ناکام مانده است.