طرح این موضوع که نخستینبار از سوی روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال منتشر شد، بهگونهای بود که حتی حضور یا صرفاً نام بردن از یک فرمانده ارشد نظامی، میتواند بر فضای اعتماد، محاسبات طرفین و برداشت افکار عمومی تأثیرگذار باشد.
این نشست، نخستین تماس مقامات دو کشور از زمان جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن محسوب میشود. والاستریت ژورنال در گزارش روز جمعه خود نوشت که در حالیکه ایالات متحده همزمان در حال تقویت حضور نظامی خود و آمادهسازی برای سناریوهای احتمالی است، رئیس ستاد مرکزی ارتش آمریکا نیز به مذاکرات میپیوندد.
درباره حضور فرمانده سنتکام در این دور از مذاکرات ، گفته میشود این اقدام را میتوان از دو منظر تحلیل کرد. در تحلیل خوشبینانه، حضور وی با هدف دسترسی سریع به ارزیابیهای نظامی و تسهیل فرآیند تصمیمگیری صورت گرفته است؛ چرا که نه جرد کوشنر و نه استیو ویتکاف، تخصص مستقیمی در حوزه نظامی ندارند.
برخی کارشناسان این حضور را با عنوان «دیپلماسی در سایه تهدید» تعریف کردند. در چنین شرایطی، حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات میتواند برای ایران بهمنزله پیامی در جهت ادغام دیپلماسی با فشار و نمایش قدرت نظامی تلقی شود.
بازتاب حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات ایران و آمریکا
علی بیگدلی، کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات گفت: موضوع نظامی همچنان روی میز قرار دارد و این اقدام را میتوان نوعی تهدید غیرمستقیم علیه ایران تلقی کرد.
به گفته او، از منظر آداب دیپلماتیک، این رفتار اقدام مناسبی محسوب نمیشود، اما با شیوه و رویکرد دونالد ترامپ همخوانی دارد؛ رویکردی که در آن، در صورت عدم همراهی ایران یا مخالفت با بخشی از پیشنهادهای واشنگتن، همزمان از ابزار قدرت نظامی نیز استفاده میشود.
بیگدلی افزود: برخی معتقدند یکی از مطالبات ایران، کاهش حضور و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه بوده و حضور فرمانده سنتکام میتواند در همین چارچوب ارزیابی شود، اما در عمل، این اقدام از پیش طراحیشده و حامل دو پیام همزمان است؛ هم پیام نظامی و هم نمایش قدرت.
به تعبیر او، آمریکا تلاش دارد این پیام را منتقل کند که «ما هم از مسیر سیاسی وارد مذاکره شدهایم و هم گزینه نظامی را فعال نگه داشتهایم؛ اگر دیپلماسی به نتیجه نرسد، گزینه دیگر همچنان روی میز است».
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد که چنین رفتاری را باید نوعی مانور قدرت دانست که با اصول کلاسیک دیپلماسی فاصله دارد، اما در چارچوب سیاست فشار همزمان سیاسی و نظامی واشنگتن قابل تحلیل است.
دیپلماسی زیر سایه سنتکام
قاسم محبعلی، دیپلمات پیشین با اشاره به ترکیب هیأت آمریکایی در مذاکرات عمان گفت: این اقدام با رویههای معمول دیپلماتیک همخوانی ندارد. به گفته او، پیش از آغاز هر مذاکرهای، طرفین باید بر سر دستور کار و ترکیب هیأتها به توافق برسند؛ اصلی که در این دور از گفتوگوها رعایت نشده است.
محبعلی تأکید کرد: در این مذاکرات، اصل «همتایی» هیأتها رعایت نشده؛ نه استیو ویتکاف همتای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، محسوب میشود و نه فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا جایگاهی همسطح با اعضای هیأت ایرانی دارد.
به گفته او، هر یک از طرفین بدون توافق قبلی، ترکیب مورد نظر خود را به مذاکرات آوردهاند و حتی درباره دستور کار گفتوگوها نیز هماهنگی روشنی وجود نداشته است.
این دیپلمات پیشین با اشاره به سابقه رفتارهای غیرمتعارف دولت دونالد ترامپ افزود: در چارچوب سنتی دیپلماسی آمریکا، پیشتر از «دیپلماسی قایقهای توپدار» یاد میشد و امروز این الگو با ناوهای هواپیمابر و قدرت هوایی بازتولید شده است. از این منظر، حضور فرمانده سنتکام میتواند حامل این پیام باشد که اگر مذاکرات به توافق نرسد، گزینه نظامی همچنان فعال خواهد بود.
به باور محبعلی، مذاکرات کنونی عملاً زیر سایه تهدیدهای نظامی جریان دارد و در شرایطی غیرعادی برگزار میشود.
او تأکید کرد که حتی در صورت تداوم گفتوگوها، امکان دستیابی به توافق وجود دارد، اما سطح و دامنه آن محل تردید جدی است.
وی افزود: اختلافات اساسی بر سر موضوعاتی مانند غنیسازی صفر، انتقال مواد هستهای از ایران، بازگشت کامل تیمهای نظارتی بینالمللی و دامنه رفع تحریمها، روند مذاکرات را بهمراتب پیچیدهتر از توافق برجام کرده است.
به گفته محبعلی، تحریمها صرفاً به پرونده هستهای محدود نمیشود و شامل حوزههایی چون برنامه موشکی، اتهامات مرتبط با تروریسم و اخیراً مسائل حقوق بشری نیز میشود.
این دیپلمات پیشین در پایان خاطرنشان کرد: مذاکرات ایران و آمریکا تنها میان دو طرف خلاصه نمیشود و بازیگران دیگری مانند اروپا، اسرائیل و کشورهای عربی نیز در این معادله نقش دارند. از این رو، یکی از متغیرهای کلیدی در مسیر توافق، مسئله امنیت اسرائیل است؛ موضوعی که بعید است صرفاً با یک توافق هستهای بهطور کامل حلوفصل شود.