در حالی‌که رهبران نظامی در میانمار توانسته‌اند حمایت چین را به دست آورند، پیش‌بینی می‌شود که درگیری‌ها در سوی دیگر آسیا میان پاکستان و افغانستان در سال 2026 ادامه یابد.

به گزارش اکوایران، گروه بین‌المللی بحران، به سنت هر ساله، در آغاز سال نو میلادی گزارش سالانه خود از 10 مناقشه بزرگ در سال جدید میلادی را که باید رصد کرد، منتشر کرده است. ترجمه این گزارش در شش بخش منتشر شده است. بخش نخست، دوم، سوم، چهارم و پنجم پیش از این منتشر شده و در ادامه بخش پایانی این گزارش ارائه می‌شود.

9. میانمار؛ قدرت در دست نظامیان

رژیم نظامی که در سال 2021 قدرت را در دست گرفت و میانمار را به سوی یک جنگ داخلی تمام‌عیار سوق داد، به دنبال دوره‌ای که به نظر می‌رسید طی آن شورشیان توانسته‌اند مسلط‌تر شوند، اکنون درست برتر را دارد. در حالی‌که چین از حکومت نظامیان حمایت می‌کند، قدرت‌های آسیایی پیش‌بینی کرده‌اند که حتی پس از آنکه انتخابات برگزار شود و یک دولت اسما غیرنظامی بر سر کار بیاید، کنترل نظامی ادامه خواهد داشت.

دور نخست انتخابات در میانمار در تاریخ 28 دسامبر برگزار شد و دیگر دورهای این انتخابات در تاریخ 11 و 25 ژانویه برگزار می‌شود. عمده مردم میانمار، این انتخابات را یک نمایش مضحک می‌دانند. آنک سان سوچی، رهبر برکنار شده و وین مینت، رئیس‌جمهوری پیشین، همچنان در بازداشت قرار دارند و ارتباطی با بیرون ندارند.

حزب سیاسی آن‌ها موسوم به اتحادیه ملی برای دموکراسی، در کنار دیگر احزابی که به سرکوب اقلیت‌های قومی می‌پرداختند، پس از خودداری از ثبت نام برای تبدیل شدن به یک سازمان قانونی، در کنار دیگر احزاب منحل شدند. بنابراین، پیروزی قاطع حزب اتحادیه همبستگی و توسعه که توسط ارتش تأسیس شده، قطعی به نظر می‌رسد.

ezgif.com-webp-to-jpg-converter (29)

چین نیز موجب تقویت جایگاه حکومت نظامیان شده است. چین در ابتدای کودتای 2021، آزردگی خود را ابراز کرده بود چراکه از نظر پکن، این اتفاق موجب بی‌ثباتی در میانمار و آسیب به سرمایه‌گذاری‌ها و منافع استراتژیک چین می‌شد. مین آنگ هلاینگ، فرمانده ارتش میانمار، از سوی چین به عنوان یک دشمن در نظر گرفته می‌شد و پکن حتی به طور ضمنی، چراغ سبز را برای حمله شورشیان به مناطق مرزی در سال 2023 نشان داد.

اما در طول سال گذشته میلادی، پکن که از فروپاشی رژیم میانمار نگران بود، رویکردش را تغییر داد. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، پیشنهاد حمایت دیپلماتیک از حکومت نظامیان در میانمار را ارائه داد و در ماه می با مین آنگ هلاینگ در مسکو دیدار داشت. یک دیدار دیگر نیز میان این دو در ماه آگوست در شهر تیانجین چین رقم خورد. چین همچنین به انتقال فناوری نظامی به خصوص پهپاد و تجهیزات ضد پهپادی به میانمار اقدام کرد و به مهندسی آتش‌بس‌هایی پرداخت که در آن، گروه‌های مسلح قومی مرتبط با چین، مجبور شدند سرزمین‌هایی را که از میانمار تصرف کرده‌ بودند، پس بدهند.

حکومت نظامی میانمار نیز از یک سیاست احضار به خدمت نامحبوب منفعت برد که باعث شده ده‌ها هزار نفر به جبهه اعزام شوند. با وجود انگیزه پایین و نداشتن آمادگی بالا، این سربازان به رژیم میانمار کمک کرده‌اند به ارکان دفاعی ثبات ببخشد و به بازپس‌گیری سرزمین‌ها اقدام کند.

حمایت چین این سیگنال را به دیگران از جمله هند و اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) می‌دهد که بعید است رژیم میانمار با سقوط روبه‌رو شود. حتی کشورهایی که پیش از این از ارتباط با میانمار خودداری می‌کردند، اکنون واقف هستند که باید با نایپیداو (پایتخت میانمار) معامله کنند. این نوع عادی‌سازی روابط احتمالا زمانی که یک حکومت شبه غیرنظامی در پایان ماه مارس مستقر شود، سرعت بگیرد. عمده جمعیت میانمار ادامه سلطه نظامیان را رد می‌کند و از حکومت نظامی به دلیل سرکوب‌های وحشیانه‌اش، تنفر دارد.

از سوی دیگر، بعید به نظر می‌رسد که رژیم بتواند ارتش شورشی آراکان را در ایالت راخین بیرون براند و همچنین با مقاومت ریشه‌داری در نقاط دیگر روبه‌روست. این رویکرد به شکل اپوزیسیون مسلح، جنبش‌های سیاسی زیرزمینی یا نافرمانی مدنی خود را نشان خواهد داد، حتی اگر رقبای حکومت نظامیان نتوانند در میدان نبرد پیشروی داشته باشند. همچنین عبور از یک حکمرانی نظامی آشکار به یک دولت پسا انتخابات، ریسک‌هایی برای خود مین آنگ هلاینگ دارد. بسیاری در پایتخت میانمار نسبت به این مسئله که او چنگال خود بر قدرت و حق عزل و نصب را افزایش دهد، محتاط هستند. یک کودتای داخلی بعید به نظر می‌رسد، اما رقابت برای نفوذ، شدید خواهد بود.

ezgif.com-webp-to-jpg-converter (28)

دولت وحدت ملی، یک دولت موازی که توسط سیاست‌مداران برکنار شده از حزب ملی برای دموکراسی و همچنین رهبران جوامع قومی تأسیس شده، حمایت گسترده مردمی را حفظ کرده است. اما با توجه به بعید بودن پیروزی در میدان نبرد و زندانی شدن رهبران ارشد، هیچ استراتژی سیاسی مشخصی برای مقاومت در برابر رژیم در میانمار یا با تکیه بر روابط نزدیک با واشنگتن برای جلب نظر پکن و سایر پایتخت‌های آسیایی وجود ندارد.

همه این تحولات برای پناهندگان روهینگیا که هیچ چشم‌اندازی برای بازگشت داوطلبانه و آبرومندانه به راخین ندارند، نویدبخش شرایط بدی است. کاهش کمک‌های مالی، وضعیت یک میلیون روهینگیایی در اردوگاه‌های بنگلادش را به طور فزاینده‌ای وخیم می‌کند و مهاجرت پرخطری را به دنبال دارد. تقریباً 400 هزار روهینگیایی باقی‌مانده در راخین بین مناطق تحت کنترل رژیم و ارتش آراکان تقسیم شده‌اند. حدود 120 هزار نفر بیش از یک دهه است که در اردوگاه‌های تحت کنترل رژیم در اطراف شهر سیتوه محبوس شده‌اند و به حمایت رو به کاهش کمک‌های مالی متکی هستند.

10. افغانستان و پاکستان؛ بن‌بست نظامی در مرزهای کابل و اسلام‌آباد

افغانستان و پاکستان در اوایل ماه اکتبر، پس از آنکه اسلام‌آباد افزایش حملات به خاک پاکستان را به شورشیان مستقر در مرز افغانستان نسبت داد، با یکدیگر درگیر شدند. آتش‌بس فعلا برقرار است، اما در حالی‌که خشونت شبه‌نظامیان ادامه دارد، پاکستان احتمالا دوباره حمله خواهد کرد.

اینکه پاکستان کشوری است که بیشترین آسیب را از تصرف افغانستان توسط طالبان در سال 2021 دیده است، شاید غیرمنتظره باشد. پس از سال 2001، اسلام‌آباد به رهبران طالبان در حالی‌که آن‌ها علیه دولت افغانستان تحت حمایت واشنگتن شورش می‌کردند، پناه داد. اندکی پس از بازگشت طالبان به قدرت، رئیس اطلاعات پاکستان از اولین مقامات خارجی بود که علنا از کابل بازدید کرد.

افغانستان پاکستان

با این حال، روابط دو کشور عمدتا به دلیل امتناع طالبان از سرکوب گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) رو به وخامت گذاشته است. TTP که در سال 2007 برای مبارزه با دولت پاکستان تشکیل شد، ائتلافی از شبه‌نظامیان عمدتا پشتون است که در مرز 2570 کیلومتری میان دو کشور حضور دارند. تا سال 2014، ارتش پاکستان تا حد زیادی پیروز شده بود و تحریک طالبان پاکستان را به شرق افغانستان رانده و کنترل دولت بر مناطق قبیله‌ای را تثبیت کرده بود.

پس از تصرف کابل در سال 2021، طالبان میانجی‌گر مذاکرات میان پاکستان و تحریک طالبان پاکستان شد. این گفت‌وگو منجر به آتش‌بس موقت در سال 2022 شد، اما پس از برکناری دولت عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان که طرفدار اصلی مذاکرات در اسلام آباد بود، این گفت‌وگوها در ماه آوریل همان سال فرو پاشید. تحریک طالبان پاکستان اکنون خواستار آن است که پاکستان دوباره اختیار بخش‌هایی از استان خیبر پختونخوا را واگذار کند که برای بسیاری از سیاست‌مداران و رهبران نظامی پاکستان و همچنین اکثر ساکنان این منطقه، غیرقابل قبول است.

از سال 2022، خشونت در پاکستان افزایش یافته است. تنها در سال 2025، شبه‌نظامیان بیش از 600 سرباز و پلیس پاکستانی را کشتند که عمدتا در خیبر پختونخوا و بلوچستان، دو استان هم‌مرز با افغانستان بودند. اسلام آباد، تحریک طالبان پاکستان را به همراه تندروهای بلوچ که به اعتقاد برخی شواهد از حمایت هند برخوردارند، مسئول این حملات می‌داند.

ناظران سازمان ملل متحد ادعا می‌کنند که تحریک طالبان پاکستان از حمایت طالبان برخوردار است، اما طالبان علنا حضور شبه‌نظامیان پاکستانی در افغانستان را انکار می‌کنند و می‌گویند اسلام‌آباد آنچه را که آن‌ها خشونت داخلی می‌نامند، تحریک می‌کند. با این حال، مقامات طالبان در پشت درهای بسته، حضور تحریک طالبان پاکستان را تأیید اما استدلال می‌کنند که هیچ یک از این دو کشور نمی‌توانند رفت و آمد در آن سوی مرز را کنترل کنند.

کابل ادعا می‌کند که بسیاری از شبه‌نظامیان پاکستانی، خانواده‌هایشان و سایر افرادی که در سال 2024 به دلیل جنگ آواره شده‌اند را از مرز پاکستان دور کرده است. اما مقامات طالبان حملات فرامرزی را متوقف نکرده‌اند و از تحویل رهبران تحریک طالبان پاکستان که همان چیزی است که اسلام آباد می‌خواهد، خودداری می‌کنند. برای کابل، تحریک طالبان پاکستان یک گروه بسیار بزرگ است و روابط آن با طالبان بسیار قوی است، در حالی‌که بسیاری از افغان‌ها در مناطق مرزی نیز با دولت پاکستان مخالف هستند. سرکوب می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و حتی منجر به پیوستن جنگجویان طالبان یا تحریک طالبان پاکستان به نیروهای داعش علیه طالبان شود.

در اصل، این چالشی است که اسلام‌آباد باید آن را درک کند. برای سال‌ها، مقامات ارشد ارتش پاکستان نگران بودند که سرکوب شبه‌نظامیان ضد هند می‌تواند خشم صفوف خودشان را برانگیزد. شبه‌نظامیان در کشمیر مورد مناقشه اکنون عمدتا خودمختار به نظر می‌رسند، اما پس از آنکه آن‌ها در حمله‌ای در ماه آوریل 26 غیرنظامی را کشتند، دهلی نو ادعاهای اسلام‌آباد مبنی بر بی‌گناهی را نادیده گرفت و در عوض به سابقه‌ پر فراز و نشیب حمایت از شبه‌نظامیان نیابتی خود اشاره کرد. هند اردوگاه‌ها، پایگاه‌های نظامی و شهرهای شبه‌نظامیان پاکستان را بمباران کرد و خطرناک‌ترین تشدید تنش بین این دو کشور مسلح به سلاح هسته‌ای را در سال‌های اخیر آغاز کرد.

ezgif.com-webp-to-jpg-converter (30)

در جبهه غربی، پس از آنکه تحریک طالبان پاکستان در 8 اکتبر 2025 میلادی، 11 پرسنل نظامی را کشت، پاکستان حملات هوایی فرامرزی، از جمله اولین حمله هوایی خود به کابل را انجام داد که ظاهرا نور ولی محسود، رهبر تحریک طالبان پاکستان را هدف قرار داده بود. افغانستان با حمله به تأسیسات نظامی پاکستان تلافی کرد. ادامه درگیری‌ها جان نظامیان و غیرنظامیان را در هر دو طرف گرفت. طبق گزارش‌ها، تنها فشار ترکیه و قطر مانع از آن شد که پاکستان حملات گسترده‌تری را با هدف از بین بردن تحریک طالبان پاکستان آغاز کند.

مذاکرات بین وزرای دفاع افغانستان و پاکستان در دوحه در ماه اکتبر منجر به آتش‌بس شد. اما دورهای بعدی در استانبول تنش‌های دوجانبه را کاهش نداده، روابط دیپلماتیک به حالت تعلیق درآمده و تجارت متوقف شده است. اقدامات اسلام‌آباد علیه اتباع افغان در خاک خود، از جمله اخراج‌های دسته‌جمعی، کابل را بیشتر خشمگین کرده است. در همین حال، طالبان با ایجاد روابط نزدیک‌تر با هند، سوء ظن پاکستان را تشدید می‌کنند.

اگر اسلام‌آباد حمله دیگری را به افغانستان نسبت دهد، احتمالا دوباره واکنش نشان خواهد داد. رژیم طالبان به شدت از نظر تسلیحاتی ضعیف است، اما انتقام آن هنوز هم می‌تواند کشنده باشد. کابل ادعا می‌کند موشک‌هایی دارد که می‌توانند به شهرهای پاکستان برسند که استفاده از آن‌ها احتمالا واکنش شدیدتری از سوی پاکستان را در پی خواهد داشت.

در طول سال گذشته، رهبران پاکستان به طور غیرمنتظره‌ای برای جلب نظر کاخ سفید کارهای زیادی انجام داده‌اند، به طوریکه عاصم منیر، فرمانده ارتش و شهباز شریف، نخست‌وزیر، چندین بار با رئیس‌جمهوری آمریکا دیدار کرده‌اند. با این حال، در جنوب آسیا، روابط خارجی اسلام‌آباد بسیار پرتنش‌تر است. پس از جنگ‌های کوتاه‌مدت در سال 2025 با افغانستان و هند، یک حمله بزرگ دیگر توسط شبه‌نظامیان می‌تواند آرامش ناپایداری را که بین پاکستان و دو همسایه‌اش حاکم است، برهم بزند.