در هفتههای اخیر نیز ایران و آمریکا بارها در وضعیت دوگانه دیپلماسی و تقابل نظامی قرار داشتند. یک روز خبر میرسید دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده قصد حمله نظامی به ایران را دارد و صحبت از ارسال کمک به مردم ایران در صورت حضور در خیابان و اعتراض میکند و روز دیگر از سمت سایر مقامات این کشور صحبت از دیپلماسی و ملاقات با مقامات ایران میشد.
از طرفی استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ و مذاکرهکننده ارشد تیم آمریکایی نیز عنوان کرد که واشنگتن دیپلماسی با ایران را ترجیح میدهد و هرگونه توافق احتمالی میان طرفین شامل چهار محور اصلی توقف غنیسازی هستهای، کاهش بُرد و موجودی موشکی، مواد هستهای موجود در ایران و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران است.
در همین راستا برخی از کشورهای منطقه نیز برای جلوگیری از افزایش تنش و بروز جنگ میان ایران و آمریکا در حال انجام اقدامات دیپلماتیکاند.
کاخ سفید با نشر تصویری از پیام دونالد ترامپ، نوشت: امیدوارم ایران سریعاً «پای میز مذاکره بیاید و برای یک معامله منصفانه و عادلانه مذاکره کند. بدون سلاح هستهای، توافقی که برای همه طرفها خوب باشد. زمان در حال اتمام است، زمان رو به پایان است! همانطور که قبلاً هم یکبار به ایران گفتم؛ معامله کنید.»
کشورهای منطقه، از بازیگران عرب خلیج فارس تا ترکیه، مصر و عراق، در هفتهها و روزهای اخیر تلاش کردهاند با فعالسازی کانالهای ارتباطی، از لغزش اوضاع به سمت یک درگیری نظامی فراگیر جلوگیری کنند؛ درگیریای که به باور بسیاری از ناظران، محدود به ایران و آمریکا نخواهد ماند و کل منطقه را درگیر خواهد کرد.
در این چارچوب، کانال کشورهای عربی فعالتر از گذشته شده است. قطر، عمان، عربستان سعودی و امارات هرکدام بهنوعی در تلاشاند نقش میانجی یا دستکم ترمز بحران را ایفا کنند. تماسهای مستمر وزرای خارجه، رایزنیهای امنیتی و پیامهای غیرعلنی، همگی نشانهای از نگرانی عمیق منطقه نسبت به تبعات یک درگیری احتمالی است.
اعلام موضع صریح عربستان و امارات مبنی بر عدم اجازه استفاده از حریم هوایی یا خاکشان برای حمله به ایران، از یکسو پیام سیاسی مهمی به واشنگتن ارسال میکند و از سوی دیگر تلاشی است برای دور نگه داشتن خود از پیامدهای مستقیم یک جنگ.
در کنار این تحرکات، ترکیه و عراق نیز بر مسیر کاهش تنش تأکید دارند. آنکارا بار دیگر واشنگتن را به آزمودن راه دیپلماسی فراخوانده و بغداد، با اذعان به دشواری میانجیگری، مشکل اصلی را نبود ارتباط مستقیم میان تهران و واشنگتن میداند؛ وضعیتی که بهگفته مقامهای عراقی، بدون شکلگیری یک نشست رسمی، تنها به عمیقتر شدن شکافها منجر خواهد شد.
کارشناسها در گفتوگو با اکوایران معتقدند این دوگانگی تازه نیست،
اما تفاوتش با سریهای قبل این است که هزینهها بالاتر رفته و حاشیه خطا بسیار کمتر شده است.
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر روابط بینالملل در گفتوگو با اکوایران گفت: باتوجه به گفتهها و سیاستهای انعطافناپذیر مقامات ایرانی تا به امروز، شانس دیدار و گفتوگوی جدیدی را برای ملاقات با آمریکا قائل نیستم. در مقابل احتمال درگیری نظامی را کم نمیدانم. باتوجه به سابقه جنگ 12 روزه علیه ایران، بمباران سایتهای هستهای ایران که منجر به وارد شدن صدها میلیارد دلار خسارت به کشور شد و مواضع مقامات آمریکایی دیگر از سرگیری تقابل نظامی امری خارج از تصور نیست.
به گفته این تحلیلگر روابط بینالمللی، ایران نیز اکنون در موقعیتی نیست که بتواند از طریق جنگ یا تقابل مشکلاتش را حل کند. ما تنها یک درصد جمعیت و کمتر از یک درصد ظرفیت اقتصادی جهان را در اختیار داریم. ادامه تنش نهتنها سودی ندارد بلکه هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل میکند. ما نیازی به دوستی با آمریکا نداریم؛ اما بیش از آن، نیازی به دشمنی با آمریکا نیز نداریم.
او گفت: ایران نیازمند دوستی با هیچ کشور خاصی نیست، اما بیش از هر چیز باید از دشمنیهای بیثمر رهایی یابد تا بتواند در جهان پررقابت امروز جایگاه واقعی خود را بازیابد.
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل در گفتوگو با اکوایران با محتمل دانستن اقدام نظامی آمریکا علیه کشور، گفت: باتوجه به شرایط و فضای موجود به نظر میرسد نوعی اقدام نظامی علیه ایران بهصورت جدی در دست بررسی کاخ سفید است. اینکه اقدام نظامی به چه صورتی است، بیشتر مورد سؤال است.
به نظر من ایران باید مذاکرات مستقیم را بپذیرد و انجام دهد. تا آنجایی که پای مذاکره در میان است، ایران نباید میز مذاکره را ترک کند. در مقام مذاکره هیچ حد و حدودی نباید باشد. در مذاکره باید هر موضوعی قابل طرح باشد.
او تأکید کرد: ایران باید یک تغییر و تحول اساسی در رویه مذاکراتی بدهد. توافق باید برابر باشد، اما مذاکرات در موضع برابر که وزرات امور خارجه از آن سخن میگوید، معنی ندارد. توافق برابر است که موضوعیت دارد. در روند مذاکره، یا توافق حاصل میشود؛ یا نمیشود.
محمد خواجویی، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران گفت: اینکه دولت آمریکا از حملۀ نظامی به ایران در برهه کنونی صرفنظر کرد، به معنای گشوده شدن یک افق جدید و روشن شدن یک چشمانداز برای حل و فصل دیپلماتیک اختلافات بین تهران و واشنگتن نیست. اقدام دونالد ترامپ در لحظۀ آخر درباره عدم حمله به ایران، نه به مسائل مذاکراتی بین دو کشور، بلکه به ملاحظات خود ایالات متحده درخصوص کارکرد و هدف این حمله، به سود و زیان ناشی از این حمله و همچنین به سنجش میزان آمادگی نظامی خود آمریکا باز میگردد.
او شانس کمی برای احتمال دیدار و رایزنی دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن در شرایط کنونی قائل است. او ادامه داد: ادراکی در ایران حاکم است که ناآرامی و اعتراضات اخیر در داخل تکهای از پازل سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران است؛ بنابراین این تحولات در ادامه جنگ 12 روزه، نظم سیاسی و امنیتی در ایران را بیشتر به سمت گارد بسته و امنیتیتر شدن میبرد، تا به سمت گشایش و تعامل با غرب.
خواجویی تأکید کرد: در مجموع چشماندازی روشن برای دیپلماسی موفق بین دو طرف در کوتاه مدت و میان مدت نمیبینم و احتمال افزایش تقابلهای سیاسی، امنیتی و نظامی علیه ایران را در ماههای پیشرو بیشتر میدانم.
علی بیگدلی، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران درباره احتمال بازگشت ایران به میز مذاکره با غرب گفت: ما گزینهای جز دیپلماسی نداریم. تمام مسیرها به سوی ما بسته شده و تنها راه، بهرهگیری از دیپلماسی فعال است. باید مذاکرات با آمریکا از سر گرفته شود.
او ادامه داد: تنها برون رفت از این وضعیت، مذاکره با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. باید به بازرسان آژانس اجازه ورود به سایتهای هستهای را بدهیم تا مسئله برنامه هستهای ایران برطرف شود.
بیگدلی تصریح کرد: او با اشاره به گزارش پیشروی رافائل گروسی که قرار است در ماه مارس (حوالی عید 1405) به شورای حکام فرستاده شود، گفت: در صورت مثبت نبودن این گزارش گروسی، گزارش میتواند به شورای امنیت برود، امکان صدور قطعنامه توبیخی برای ایران وجود دارد. که در این صورت پرونده ذیل تبصره 42 فصل هفتم منشور سازمان تعریف میشود که وضعیت خطرناکی را برای کشور ایجاد میکند.
این کارشناس سیاسی تأکید کرد: اولین کار ایران باید بهبود ارتباط با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد و در وهله دوم نیز باید به صورت مستقیم با آمریکا وارد مذاکره شویم. هیچ راه دیگری برای برون رفت از تنگنای اقتصادی و سیاسی برای کشور وجود ندارد
فیروز دولتآبادی، دیپلمات پیشین در گفتوگو با اکوایران گفت: سطح مناسبات ایران با آمریکا بسیار پیچیده است. شاید بتوان گفت تنها چالش استراتژیک جهان، چالش تهران و واشنگتن است. مابقی چالشهای جهان در حوزه حوزه تاکتیکی قابل ارزیابی و بررسی است. حتی رابطه آمریکا با چین و روسیه.
سفیر سابق ایران در ترکیه تاکید کرد: ارزیابی من از حرکات آمریکاییها این است که آنها آماده حمله نیستند. ظرفیت واشنگتن نهایتا در حد حملات نظامی محدود و نقطهای است. ترامپ هیاهوی بسیاری دارد اما نهایتاً آنطوری که میگوید نمیتواند عمل کند.
او گفت: مسائل ایران و آمریکا هر روز پیچیدهتر میشود و این امر باعث سختتر شدن روند مذاکرات نیز شده است.
علی سقاییان، دیپلمات پیشین کشورمان در گفتوگو با اکوایران به بررسی رفتارهای اخیر آمریکا و شخص دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخت و تأکید کرد که آنچه امروز از سوی واشنگتن دنبال میشود، بیش از آنکه نشانهای از آمادگی برای اقدام نظامی باشد، بخشی از یک جنگ روانی و تبلیغاتی سازمانیافته است.
به گفته سقاییان، موج تبلیغاتی اخیر آمریکا مسبوق به سابقه است و این کشور پیشتر نیز برای پیشبرد اهداف مورد نظر خود از شیوههای تبلیغی، تحریف و فضاسازی روانی استفاده کرده است. او افزود: «آمریکا در موارد متعددی نشان داده زمانی که با برخورد سخت مواجه میشود، بهسرعت در مواضع خود عقبنشینی میکند.
در نهایت، جمعبندی روشن است: سیاست خارجی ایران در برزخ ایستاده است. در دورانی که نه راه تقابل کمهزینه است و نه مسیر دیپلماسی شفاف و هموار.