به گزارش اکوایران، پایان دور نخست مذاکرات جدید ایران و ایالات متحده در مسقط، بیش از آنکه با متن گفتوگوها تعریف شود، با زمانبندی واکنشها، سکوتهای معنادار و رقابت بر سر روایتسازی معنا پیدا کرد. نشستی که بهصورت غیرمستقیم و با میانجیگری عمان برگزار شد، بدون صدور بیانیه مشترک یا حتی اعلام چارچوبی حداقلی برای ادامه مسیر پایان یافت؛ خلأیی خبری که خود به بخشی از پیام مذاکرات بدل شد.
در حالی که واشنگتن تا ساعتها پس از پایان گفتوگوها از هرگونه اظهارنظر رسمی خودداری کرد، تهران تلاش کرد با احتیاط اما فعالانه، ابتکار روایت را در دست بگیرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، مذاکرات را «آغاز خوبی» توصیف کرد و همزمان هشدار داد که مسیر اعتمادسازی همچنان طولانی و پرپیچوخم است. این ناهمزمانی در روایتها، نشانهای بود از آنکه رقابت تهران و واشنگتن، دستکم در این مرحله نهفقط بر سر مفاد توافق احتمالی بلکه بر سر مدیریت افکار عمومی نیز جریان دارد.
هستهای؛ دستور کاری محدود، خط قرمزهای پررنگ
عراقچی بهصراحت اعلام کرد که مذاکرات مسقط صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز بوده و هیچ موضوع دیگری، از جمله برنامه موشکی یا سیاستهای منطقهای ایران، وارد دستور کار نشده است. این تأکید، پاسخی پیشدستانه به گمانهزنیهایی بود که از ساعات ابتدایی مذاکرات درباره احتمال گسترش دامنه گفتوگوها در رسانهها مطرح شد.
در قلب این موضعگیری، گزارهای آشنا اما تعیینکننده قرار داشت: «غنیسازی حق مسلم ایران است و باید ادامه یابد.» جملهای که نهتنها بازتولید سیاست رسمی تهران در دو دهه گذشته است، بلکه پیامی مستقیم به واشنگتن ارسال میکند؛ اینکه حتی فشار نظامی و حملات سال گذشته نیز نتوانسته این توانمندی را از میان ببرد. با این حال، عراقچی از آمادگی ایران برای رسیدن به «توافقی اطمینانبخش» درباره غنیسازی سخن گفت.
در همین چارچوب، خطوط قرمز نیز بار دیگر ترسیم شد. «موشکها هیچوقت قابل مذاکره نیستند.» این جمله که بارها از زبان مقامات ایرانی شنیده شده، در مسقط کارکردی دوگانه داشت: از یکسو پیام اطمینانبخش به افکار عمومی داخلی و از سوی دیگر، هشدار روشن به آمریکا که تلاش برای پیوند زدن پرونده هستهای با سایر مؤلفههای قدرت ایران، راه به جایی نخواهد برد.
در سوی مقابل، رسانههای آمریکایی تصویر متفاوتی ترسیم کردند. نیویورکتایمز در گزارشی نوشت که تا زمانی که تهران و واشنگتن بر سر میزان غنیسازی به توافق نرسند، پیشرفت معناداری در مذاکرات حاصل نخواهد شد. بهگزارش این روزنامه، «عدد صفر» به چالش اصلی دیپلماتیک بدل شده است؛ عددی که دونالد ترامپ و تیم او آن را خط قرمز واشنگتن میدانند.
موضع «غنیسازی صفر» که استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ نیز پیشتر بر آن تأکید کرده بود، از نگاه تحلیلگران عملاً به قرص سمی مذاکرات شباهت دارد. کلسی داونپورت، کارشناس عدم اشاعه، هشدار داده است که اصرار بر این موضع، مذاکرات را به بنبست میکشاند، چراکه ایران حاضر نیست از آنچه حق ملی خود میداند عقبنشینی کند. گری سامور، مشاور پیشین شورای امنیت ملی آمریکا نیز این مسئله را نهفقط فنی، بلکه عمیقاً سیاسی توصیف کرده است؛ موضوعی که سالها در دکترین جمهوری اسلامی تثبیت شده و بهسادگی قابل معامله نیست.
تهدید نرم، فشار سخت
سکوت اولیه واشنگتن سرانجام با اظهارات دونالد ترامپ شکسته شد؛ اظهاراتی که بیش از آنکه توضیحدهنده آنچه در مسقط گذشته باشد، ترکیبی از نرمش تاکتیکی و تهدید استراتژیک بود. ترامپ از «گفتوگوهای بسیار خوب» سخن گفت، اما همزمان از اعزام ناوگان دریایی به خاورمیانه و اعمال تعرفههای تنبیهی جدید خبر داد. او تأکید کرد آمریکا برای توافق عجلهای ندارد اما هشدار داد در صورت شکست مذاکرات، پیامدها بسیار شدید خواهد بود.
این دوگانگی، همان پارادوکسی است که سالهاست سیاست آمریکا در قبال ایران را تعریف میکند: دعوت به مذاکره در کنار نمایش قدرت. عراقچی نیز در واکنشی ضمن تأکید بر آمادگی ایران برای جلوگیری از جنگ، گفت احتمال درگیری همیشه وجود دارد و تهران برای آن آماده است. او در گفتوگو با الجزیره، حتی کوشید نگرانی همسایگان ایران را مدیریت کند و تأکید داشت که در صورت حمله، هدف ایران پایگاههای آمریکا خواهد بود، نه کشورهای منطقه.
یکی از پرحاشیهترین ابعاد نشست مسقط، نه محتوای مذاکرات بلکه شکل و جزئیات آن بود. از شایعه مذاکره مستقیم گرفته تا گمانهزنی درباره حضور فرمانده سنتکام یا نقشآفرینی جرد کوشنر، داماد ترامپ، فضای رسانهای بهسرعت ملتهب شد. روایت رسمی ایران اما تأکید داشت که آنچه رخ داده صرفاً یک احوالپرسی دیپلماتیک بوده و نه مذاکره مستقیم یا خروج از چارچوب اعلامشده.
با این حال، همین جزئیات بهظاهر کماهمیت نشان داد که در شرایط پرتنش کنونی، فرم به اندازه محتوا اهمیت یافته است؛ هر دست دادن، هر عکس و هر سکوت، به سوژهای برای تفسیر و بازتولید سیاسی تبدیل میشود.
در این میان، نگرانی تلآویو نیز پررنگ است. گزارشهای المانیتور نشان میدهد مقامات اسرائیلی بیم آن دارند که واشنگتن، برای دستیابی به توافقی سریع، از طرح موضوع موشکهای بالستیک ایران عقبنشینی کند. از نگاه منابع امنیتی اسرائیل، تهدید اصلی نه سلاح هستهای، بلکه زرادخانه موشکی ایران است؛ تهدیدی که بهزعم آنها میتواند حتی بدون سلاح هستهای، موازنه قوا را تغییر دهد.
آیندهای نامعلوم، میز مذاکره پابرجا
در مجموع، آنچه از نشست مسقط برمیآید، توافقی نانوشته برای ادامه گفتوگوهاست؛ حتی اگر زمان، شکل و محتوای آن هنوز مبهم باشد. عراقچی میگوید تاریخ دقیقی برای دور دوم مشخص نشده، اما هر دو طرف بر ضرورت ادامه مذاکرات تأکید دارند. ترامپ نیز از دیدارهای آتی سخن گفته و توافقی محدود به پرونده هستهای را، مشروط به جلوگیری کامل از دستیابی ایران به سلاح هستهای، قابلپذیرش دانسته است.
مسقط نه نقطه پایان است و نه نقطه عطف؛ بلکه ایستگاهی میانی در مسیری است که میتواند به توافقی شکننده یا بازتولید چرخه تهدید و تقابل بینجامد. آنچه فعلاً مسلم است، این است که تهران و واشنگتن، با همه بیاعتمادیها، هنوز ترجیح میدهند پای میز مذاکره بمانند؛ حتی اگر همزمان، هر یک در حال تنظیم دقیق پیامهای خود برای مخاطبان داخلی، منطقهای و جهانی باشند.