به گزارش اکوایران، اروپا بار دیگر در حال تبدیلشدن به صحنهای است که در آن دیپلماسی و قدرت سخت، شانهبهشانه یکدیگر حرکت میکنند؛ جایی میان میز مذاکره و عرشه ناوهای هواپیمابر.
گزارش خبرگزاری رویترز و باراک راوید در آکسیوس، حاکی از آن است که دور دوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا سهشنبه در ژنو برگزار میشود. برخی رسانهها هم از وین به عنوان محل برگزاری یاد کردند. آنچه تقریبا قطعی به نظر میرسد، خروج مذاکرات از مسقط و انتقال آن به خاک اروپا است؛ انتقالی که به خودی خود حامل پیام سیاسی است: پروندهای که سالهاست امنیت منطقه را شکل میدهد، اکنون دوباره در قلب اروپا در حال بازتعریف است.
در سطح علنی، لحن واشنگتن تندتر از همیشه به گوش میرسد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا در سخنرانیهای اخیر خود از دشواری توافق سخن گفته و همزمان با اشاره به گزینههای نظامی، از «پیامدهای سنگین» شکست دیپلماسی حرف زده است.
او حتی پا را فراتر گذاشته و در اظهاراتی، به سناریوهای تغییر رژیم نیز اشاره کرده؛ ادبیاتی که دامنه بحران را از چارچوب فنی برنامه هستهای به سطحی وجودی ارتقا میدهد. با این حال، ترامپ در موضعی دیگر تأکید کرد که اگر «توافق درست» ارائه شود، حملهای در کار نخواهد بود. این نوسان میان تهدید و توافق، نه تصادفی بلکه بخشی از راهبرد فشار حداکثری در قالبی جدید است؛ ترکیبی از نمایش آمادگی نظامی و باز نگهداشتن درِ معامله.
روبیو: ترجیح واشنگتن همچنان توافق است
در همین چارچوب، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام کرد ترجیح واشنگتن همچنان توافق است و حتی احتمال دیدار مستقیم با مقامات عالیرتبه ایران را منتفی ندانسته است. اما طرح چنین ایدههایی، در شرایطی که در تهران اساسا بحثی رسمی درباره آن در جریان نیست، بیشتر کارکردی رسانهای دارد؛ پیامی برای افکار عمومی و نیز اهرمی در چانهزنی.
در سوی دیگر، تهران بر الگویی تأکید میکند که میتوان آن را «دیپلماسی در سایه بازدارندگی» نامید. مقامات ایرانی ضمن اعلام آمادگی برای توافق هستهای، شرط اصلی را رعایت اصل برابری و تمرکز صرف بر موضوع هستهای و رفع تحریمها میدانند.
برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای، به تصریح مقامهای رسمی، خارج از دستور کار است. این شکاف، یکی از گرههای اصلی مذاکرات پیشرو به شمار میرود؛ چرا که گزارشها، از جمله از سوی رویترز، نشان میدهد واشنگتن تمایل دارد دامنه توافق را به حوزههای موشکی و نفوذ منطقهای نیز بکشاند.
در سطح میدانی، تحرکات نظامی آمریکا بر پیچیدگی معادله افزوده است. اعزام ناوهای هواپیمابر، از جمله احتمال پیوستن یواساس جرالد آر. فورد به آرایش دریایی ایالات متحده در منطقه، پیام روشنی دارد: گزینه نظامی همچنان روی میز است.
همزمان، گزارشهایی درباره آمادهسازی پنتاگون برای سناریوی عملیات چندهفتهای منتشر شده است. با این حال، تحلیلهایی که در نیویورک تایمز منتشر شده، حاکی از آن است که پراکندگی نیروهای آمریکایی در منطقه و آسیبپذیری احتمالی آنها، محاسبات کاخ سفید را پیچیده کرده است. به تعبیر برخی ناظران، تهدید نظامی بیش از آنکه مقدمه جنگی قریبالوقوع باشد، ابزاری برای بهبود موقعیت چانهزنی است.
کانالهای فعال میانجیها
در پشت صحنه، کانالهای ارتباطی همچنان فعالاند. نقش عمان در این میان کلیدی است. گزارشهایی از سوی آکسیوس حاکی از آن است که پیامهایی از سوی نماینده آمریکا از طریق وزیر خارجه عمان به تهران منتقل شده و حتی سندی مکتوب در سفر اخیر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به مسقط تحویل داده شده است.
اگر این روایتها دقیق باشد، مذاکرات از مرحله تبادل کلیات عبور کرده و وارد فاز بررسی متون و جزئیات اجرایی شده است؛ مرحلهای که در آن واژهها، زمانبندی تعهدات، سازوکارهای راستیآزمایی و تضمینهای حقوقی، سرنوشت توافق را رقم میزنند.
در این میان، بازیگران ثالث نیز فعالاند. سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه از تلاش مسکو و پکن برای کمک به ایجاد فضای سیاسی مناسب سخن گفت. همچنین وانگ یی، وزیر امور خارجه چین نیز هشدار داد که هرگونه تشدید تنش میتواند کل خاورمیانه را بیثبات کند.
کشورهای عربی خلیج فارس نیز، بنا بر گزارشهایی در المانیتور، نسبت به پیامدهای یک حمله نظامی گسترده ابراز نگرانی کردهاند؛ هرچند همزمان از توافقی که از نظر آنان «ناکافی» باشد نیز هراس دارند. این دوگانه نشان میدهد منطقه بیش از هر چیز خواهان مدیریت بحران است، نه قمار بر سر جنگ.
در سوی اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل آشکارا نسبت به امکان دستیابی به توافقی مطلوب بدبین است و تلاش دارد گزینه نظامی را در دستور کار واشنگتن نگه دارد. برخی تحلیلگران حتی از احتمال نوعی هماهنگی تاکتیکی میان تلآویو و کاخ سفید برای افزایش فشار روانی بر تهران سخن میگویند؛ فرضیهای که البته در حد گمانه باقی مانده و نیازمند شواهد فراتر است.
3 سناریو روی میز
اکنون سه سناریو پیش روی این پرونده قرار دارد: توافقی حداقلی و موقت برای مهار تنش و خرید زمان؛ توافقی جامعتر با اصلاحاتی در چارچوبهای پیشین؛ یا شکست مذاکرات و ورود به چرخهای از تقابل که میتواند از برخورد محدود فراتر رود. هر یک از این مسیرها پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه دارد و امنیت انرژی، ثبات منطقه و حتی رقابت قدرتهای بزرگ را تحت تأثیر قرار میدهد.
آنچه ژنو را به نقطهای تعیینکننده بدل میکند، نه صرفا محل برگزاری مذاکرات، بلکه نسبت میان «منطق تهدید» و «منطق مدیریت منازعه» است. اگر زبان اول دست بالا را بیابد، حتی فعالترین میانجیگریها نیز کارایی خود را از دست خواهند داد.
اما اگر دو طرف بتوانند از دوگانه سادهانگارانه «تسلیم یا جنگ» عبور کنند و به منطقه خاکستری مصالحه واقعگرایانه وارد شوند، هنوز امکان مهار بحران وجود دارد. اروپا اینبار نه فقط میزبان یک گفتوگو، بلکه صحنه آزمونی برای سنجش وزن عقلانیت در برابر شتاب و نمایش قدرت است؛ آزمونی که نتیجه آن، دامنهای بسیار فراتر از سالنهای مذاکره خواهد داشت.