اکوایران: هزار تن کیک زرد در نیامی، بین حاکمیت ملی و موانع جهانی گرفتار شده است؛ وقتی منابع استراتژیک یک کشور فقیر، به ابزاری برای نفوذ قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شوند.

به گزارش اکوایران، نیجر پس از شش دهه استخراج اورانیوم توسط فرانسه، تلاش می‌کند کنترل منابع استراتژیک خود را به دست گیرد. با این حال، مسیر این استقلال پر از موانع حقوقی، سیاسی و امنیتی است: اورانیوم در پایگاه نظامی ذخیره شده، فروش آن تقریباً غیرممکن است و بازارهای جهانی مالکیت نیجر را به رسمیت نمی‌شناسند. بحران اورانیوم، نمونه‌ای کوچک اما دقیق از تناقض پسااستعماری است؛ جایی که منابع طبیعی زیر زمین هستند، قدرت واقعی در جای دیگر است و تحقق حاکمیت ملی بدون زیرساخت و حمایت بین‌المللی تقریباً ناممکن می‌شود.

بحران اورانیوم نیجر و محدودیت‌های استقلال اقتصادی

به نوشته فایننشنال تایمز، در نوامبر گذشته، یک کاروان حامل هزار تن اورانیوم از معادن آِرلیت به سوی نیامی حرکت کرد. ژنرال‌های حاکم بر نیجر این اقدام را رهایی خواندند. بعد از شصت سال استخراج فرانسه، بالاخره کشور کنترل منابع خود را در دست گرفت. شرکت هسته‌ای دولت فرانسه، اورانو، این اقدام را «سرقت» خواند و روزنامه فایننشال تایمز آن را بحران امنیتی توصیف کرد: زیرا اخیراً شبه‌نظامیان داعش به پایگاهی که اورانیوم در آن قرار دارد حمله کرده بودند. اما اگر تمام این تفسیرهای متضاد را کنار بگذاریم، مسئله ساده‌تر است: نیجر صاحب منبعی استراتژیک به ارزش صدها میلیون دلار است، اما نمی‌تواند آن را بفروشد و شاید حتی نتواند آن را جابه‌جا کند. این داستان واقعاً مسئله تروریسم یا رقابت قدرت‌های بزرگ نیست؛ این نتیجه تلاش یک مستعمره سابق برای اعمال حاکمیت بر منابعی است که بازارهای جهانی حاضر به به رسمیت شناختن مالکیت آن‌ها نیستند.

آخرین دارایی فرانسافریک

نیجر تا یک‌چهارم اورانیوم طبیعی مورد نیاز راکتورهای اروپایی را تأمین می‌کرد. این امر تصادفی نبود؛ اساس سیاست هسته‌ای فرانسه بر این موضوع بنا شده بود. معادن آِرلیت، که از دهه ۱۹۶۰ توسط اورانو و شرکت‌های پیشین آن اداره می‌شد، سوخت ناوگان گسترده هسته‌ای فرانسه را تأمین می‌کرد و تقریباً هیچ چیزی نصیب نیجر نمی‌شد. آمارها نگران‌کننده‌اند: فرانسه بیش از ۷۰ درصد برق خود را از انرژی هسته‌ای تولید می‌کند، در حالی که نیجر که بیشتر سوخت را تأمین کرده، نرخ دسترسی به برق آن زیر ۲۰ درصد است و میانگین درآمد روزانه هر نیجریه‌ای کمتر از دو دلار است. اورانیوم صادرشده به فرانسه طی شش دهه ارزش ده‌ها میلیارد دلار داشته، اما معادن پس از خود، سفره‌های آب کم‌عمق، گرد و غبار رادیواکتیو و یکی از فقیرترین جمعیت‌های جهان را به جا گذاشته‌اند.

نیجر

وقتی افسران نظامی در ژوئیه ۲۰۲۳ قدرت را به دست گرفتند، این همان معامله‌ای بود که تحویل گرفتند: مواد خام جریان می‌یابد، کالاهای نهایی و نفوذ سیاسی وارد می‌شوند و کشور استخراج‌کننده فقیر می‌ماند، با وجود اینکه بر ثروت استراتژیک نشسته است. ملی‌سازی دارایی‌های اورانو توسط ژنرال‌ها در ژوئن ۲۰۲۴ پایان منطقی این رابطه بود. پس از اخراج نیروهای فرانسوی، قطع روابط دیپلماتیک و نزدیک شدن به روسیه و دیگر ژانتاهای ساحل، حاکمان نظامی نیجر تصمیم گرفتند اورانیوم را نیز تحت کنترل خود بگیرند. این اقدام تقلیدی از روند مشابه در مالی و بورکینافاسو بود، جایی که دولت‌های نظامی امتیازات استخراج را لغو و به دنبال شریکان جدیدی خارج از حوزه نفوذ فرانسه رفتند. ملی‌گرایی منابع در اینجا ایدئولوژیک نیست؛ بقا مالی است. وقتی چیزی برای فروش ندارید، تنها چیزی که می‌فروشید، حاکمیت بر آن چیزی است که زیر خاک شماست.

چرا بازار تسلیم نمی‌شود

فایننشال تایمز مشکل نیجر را ناتوانی در یافتن خریدار عنوان کرده است، اما مسئله عمیق‌تر است. فروش اورانیوم نه فقط دشوار که تقریباً غیرممکن است. زنجیره‌های تأمین هسته‌ای از سخت‌ترین بازارهای قانونمند جهان هستند. خریداران نیاز به وضوح حقوقی، قراردادهای بلندمدت، چارچوب‌های تطبیقی و اطمینان از عدم مواجهه با داوری، تحریم یا آسیب به اعتبار دارند. یک انبار تصاحب‌شده از شرکت دولتی فرانسوی، در حال حاضر تحت رسیدگی قانونی بین‌المللی و نگهداری در پایگاهی که اخیراً مورد حمله جهادی‌ها قرار گرفته، هیچ‌یک از این شرایط را ندارد.

اورانو پیش از این حکمی برای جلوگیری از فروش یا انتقال اورانیوم صادر کرده و تهدید کرده است هر خریدار ثالثی را پیگرد قانونی خواهد کرد. بنابراین اورانیوم به جای دارایی، به یک بدهی تبدیل می‌شود. روسیه محتمل‌ترین خریدار است که زیرساخت هسته‌ای لازم را دارد و به دعاوی قانونی فرانسه اهمیت نمی‌دهد، اما حتی مسکو ممکن است محاسبه کند که دردسرها بیشتر از منفعت است. چین، که اورانیوم را جهانی خریداری می‌کند و در مناطق ناپایدار فعالیت دارد، معمولاً از منازعات قانونی علنی اجتناب می‌کند. واسطه‌های آمریکایی یا غربی با داوری فوری مواجه خواهند شد. حتی شرکت‌های مرتبط با امارات علاقه نشان داده است، اما همان محدودیت‌ها برای کارگزاران نیز صادق است.

بازار کالاها بی‌طرف نیست. مالکیت را اعمال می‌کند، حقوق مالکیت و چارچوب‌های قانونی و هم‌راستایی ژئوپولیتیک را نهادینه می‌کند. کالا فقط زمانی کالا است که سیستم مالکیت شما را به رسمیت بشناسد. اورانیوم نیجر واقعی و ارزشمند است، اما از نظر قانونی تقریباً وجود ندارد و بازار حاضر به شناسایی آن نیست.

زیرساخت‌ها به عنوان محدودیت

حتی اگر خریدار پیدا شود، نیجر برای تحویل آن مشکل دارد. این کشور درون‌مرزی است. مسیر صادرات سنتی از طریق بنین بود، اما پس از کودتا، مرز عمدتاً بسته شده است. تنها گزینه باقی‌مانده: حمل جاده‌ای از طریق بورکینافاسو به بندر لُمه در توگو. این مسیر از مناطقی می‌گذرد که در کنترل داعش و شاخه‌های القاعده است. ممکن است کاروان‌های غذایی بدون مشکل عبور کنند، اما کاروان‌های اورانیوم چنین نیستند.

نیجر

هر صادراتی نیازمند اسکورت سنگین نظامی، تقریباً قطعاً روسی است. نیروهای گروه واگنر (که اکنون تحت نام آفریقا کورپ فعالیت می‌کنند) هم‌اکنون امنیت ژانتاهای ساحل را تأمین می‌کنند. اما یک کاروان سنگین و مسلح حامل مواد هسته‌ای از میان مناطق فعال شورش، همان‌طور که یک تحلیل‌گر گفته، بسیار خطرناک است. خطر این نیست که تروریست‌ها بمب بسازند؛ زردکیک اورانیوم نیاز به فرآوری گسترده دارد تا به سطح تسلیحاتی برسد. خطر نمادین است؛ ارزش تبلیغاتی حمله به یک کاروان اورانیوم عظیم است، بدون توجه به استفاده واقعی آن ماده.

محدودیت استقلال اقتصادی

اینجاست که چالش کشورهایی که منابع دارند اما زیرساخت ندارند آشکار می‌شود. ثروت زیر خاک بدون توان استخراج، فرآوری و حمل، هیچ ارزشی ندارد. قدرت‌های استعماری این توانمندی‌ها را برای خود ساخته‌اند. وقتی رابطه سیاسی فرو می‌پاشد، زیرساخت‌های فیزیکی همچنان به ترتیب قدیمی متکی‌اند: جاده‌ها به سمت بنادر دوست فرانسه می‌رود، تاسیسات فرآوری در فرانسه است و بازارها طبق چارچوب قانونی هم‌راستای فرانسه فعالیت می‌کنند. استقلال از نظر جغرافیایی و سابقه سرمایه‌گذاری محدود می‌شود، هر دو محصول تصمیمات دیگران هستند.

چارچوب امنیتی و پیچیدگی اورانیوم نیجر

بازتاب رسانه‌های غربی درباره اورانیوم نیجر همواره بر تروریسم تمرکز دارد. فایننشال تایمز هشدار می‌دهد که اورانیوم در تیررس داعش قرار دارد. این نگاه سابقه تاریخی دارد: در سال ۲۰۰۲، سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا ادعا کردند عراق تلاش داشته از نیجر زردکیک خریداری کند تا برنامه تسلیحاتی خود را تأمین کند. این اسناد بعدها جعلی تشخیص داده شدند، اما پیش از آن نقش دلیل جنگ را ایفا کردند. هرگاه اورانیوم نیجر برای غرب سیاسی و استراتژیک شود، ناگهان در ارزیابی تهدیدها ظاهر می‌شود. هراس امنیتی فعلی نیز همین کارکرد را دارد: ژنرال‌های حاکم بی‌مسئولیت جلوه داده می‌شوند، اورانیوم در خطر است و نگرانی غرب مشروع و غیرخودخواهانه به نظر می‌رسد. این چارچوب حقیقت اصلی را پنهان می‌کند: اعتراض فرانسه در واقع نه به دلیل امنیت بلکه به دلیل مالکیت است.

کودتای نیجر

توجه از پرسش اساسی منحرف می‌شود: چرا پس از شصت سال استخراج اورانیوم، نیجر هنوز فقیر است؟ و فشار برای توافقی ایجاد می‌شود که تقریباً مطمئناً کنترل فرانسه را تحت شرایطی جدید بازمی‌گرداند. داعش نیز به نظر می‌رسد این دینامیک را می‌فهمد. هفته‌نامه «النبا» سه صفحه مقاله منتشر کرد و شایعات درباره هدف قرار دادن اورانیوم در حمله ژانویه به پایگاه هوایی نیامی را مسخره کرد: حمله پیش از رسیدن ذخیره‌سازی برنامه‌ریزی شده بود و به‌طور تصادفی نزدیک آن رخ داد. اما هشدار داده شد که دفعه بعد برای یافتن اورانیوم تلاش خواهد شد. تروریسم به عنوان استراتژی رسانه‌ای: اهمیت واقعی مواد کمتر از داستانی است که تولید می‌کند.

بحران اورانیوم

بحران اورانیوم تنها مربوط به خود ماده نیست. ساختارهای اقتصادی استعماری حتی پس از پایان استعمار رسمی همچنان باقی مانده‌اند. فرانسه دیگر نیجر را اداره نمی‌کند، اما شرکت‌های فرانسوی هنوز منابع استراتژیک آن را کنترل می‌کنند. نظام‌های حقوقی هم‌راستای فرانسه هنوز تعیین می‌کنند چه کسی می‌تواند آنها را بخرد. زیرساخت‌های ساخته‌شده توسط فرانسه هنوز مسیر حرکت آن‌ها را مشخص می‌کند. رسانه‌های تحت سلطه فرانسه هنوز داستان را به نفع منافع فرانسوی روایت می‌کنند. تلاش ژنرال‌ها برای شکستن این نظام منجر به بن‌بست شده است: آن‌ها اورانیوم را در اختیار دارند اما نمی‌توانند آن را به پول تبدیل کنند. حاکمیت اعلام شده اما تضمین نشده است. فرانسه رفته، اما وابستگی باقی مانده و به‌طور فزاینده‌ای به روسیه منتقل شده است. این آزادی نیست؛ این تغییر از یک حامی به حامی دیگر است، در حالی که اورانیوم بی‌فایده در میان قرار دارد.

احتمال‌ترین نتایج: توافق مذاکره‌ای با اورانو (بازگرداندن نفوذ فرانسه با شرایط جدید) یا یک معامله آرام دولت‌به‌دولت با روسیه تأیید جهت‌گیری نیجر به سوی مسکو. هیچ‌کدام استقلال واقعی را نشان نمی‌دهند. هر دو تأیید می‌کنند که حاکمیت منابع برای کشورهایی که زیرساخت، مشروعیت قانونی و وزن ژئوپلیتیک لازم برای اعمال آن را ندارند، صرفاً یک وهم است. هزار تن زردکیک در یک پایگاه نظامی در نیامی قرار دارد؛ پیش از رسیدن به راکتور، از نظر سیاسی رادیواکتیو است. نمی‌توان آن را فروخت، نمی‌توان جابه‌جا کرد و نمی‌توان نادیده گرفت. نمونه‌ای کوچک و دقیق از بن‌بست پسااستعماری: منابع زیر زمین، قدرت در جای دیگر، و راه روشنی برای پر کردن این شکاف وجود ندارد.