به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، تحریمهای اقتصادی جدیدی را علیه تهران اعلام کرده و این اقدامات را «روز دی اقتصادی» توصیف کرده است؛ این تحریمها همزمان با نزدیک شدن به ششمین ماه جنگ آمریکا با ایران انجام شد.
اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا، همزمان با اعلام محاصره دریایی بنادر ایران، گفت که این تحریمها، منابع کلیدی درآمد ایران از جمله صنعت نفت و گاز را هدف قرار میدهد و از همه کشورهای جهان خواست که روابط اقتصادی خود را با تهران قطع کنند.
بسنت بعدا نیز اعلام کرد فشار اقتصادی جهت وادار کردن ایران به آمدن پای ممیز مذاکره و دادن امتیاز است.
در خصوص این موضوع، خبرنگار تابناک گفتگویی با پروفسور «جفری ساکس» استاد دانشگاه کلمبیا آمریکا و از مدیران ارشد سازمان ملل انجام داده که در ادامه آمده است.
«جفری ساکس» اقتصاددان برجسته آمریکایی، تحلیلگر سیاستهای عمومی و یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان جهان محسوب میشود. نشریه تایمز دو بار او را در فهرست ۱۰۰ رهبر تأثیرگذار جهان قرار داده و اکونومیست نیز او را جزو سه اقتصاددان برجسته زنده جهان معرفی کرده است. ساکس فعالیت علمی خود را از دانشگاه هاروارد آغاز کرد. او در سال ۱۹۸۰ به عنوان استادیار مشغول به کار شد و در سال ۱۹۸۲ به دانشیاری ارتقا یافت. ساکس همچنین ریاست مؤسسه توسعه بینالملل هاروارد (۱۹۹۵-۱۹۹۹) و مرکز توسعه بینالملل مدرسه کندی هاروارد (۱۹۹۹-۲۰۰۲) را بر عهده داشت. او هماکنون استاد دانشگاه کلمبیا است.
«ساکس» از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۸ مشاور ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد بوده و به سه دبیرکل متوالی (کوفی عنان، بان کیمون و آنتونیو گوترش) مشاوره داده است. در حال حاضر به عنوان مدافع اهداف توسعه پایدار (SDG Advocate) زیر نظر آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، فعالیت میکند. او رئیس شبکه راهحلهای توسعه پایدار سازمان ملل (UN Sustainable Development Solutions Network) است.
جنگ ایران و آمریکا در مقطع کنونی بیشتر متمرکز بر جنگی اقتصادی است. یک تحلیل استدلال میکند که ایران میخواهد این وضعیت به انتخابات کنگره آمریکا برسد و زمینه شکست دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا را رقم بزند. این در حالی است که ترامپ اخیرا اعلام کرده چه رئیس جمهور موفقی باشید یا نه در هر صورت در انتخابات میان دورهای شکست خواهید خورد. یعنی او نتیجه انتخابات را فارغ از اقدام ایران در نظر میگیرد. ارزیابی شما چیست؟
به نظر من، دولت آمریکا بعید است که در قالب یک توافق کتبی، امتیازات رسمی به ایران بدهد، از ترس اینکه ضعیف به نظر برسد. بنابراین، عملیترین راهحل این است که جنگ بدون یک توافق رسمی متوقف شود، از طریق یک عقبنشینی نظامی عملی بدون توافق کتبی.
بنابراین، میانجیگران باید بر روی یک عقبنشینی عملگرایانه کار کنند، نه فقط بر روی یک معاهده رسمی، زیرا آمریکا بعید است که یک توافق رسمی را امضا کند یا به آن پایبند باشد.
چرخه انتخاباتی آمریکا نیز چندان این مسئله را تغییر نخواهد داد. درست است که مردم آمریکا مخالف جنگ هستند و دوست دارند که آن پایان یابد، اما افکار عمومی و کنگره نقش کوچکی در این موضوع دارند.
کشورهای منطقه از جمله پاکستان و قطر در حال رایزنی برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا هستند. این تلاشها را مثمر ثمر میدانید و آیا در کوتاه مدت امکان مذاکره میان دو طرف وجود دارد؟
من فکر میکنم شاید بتوان یک توافق غیررسمی داشت، اما خودم نسبت به یک توافق رسمی بدبین هستم، چه رسد به توافقی که مسائل هستهای را نیز پوشش دهد. به باور من، ما از آن نقطه فاصله زیادی داریم.
شاید ارزش امتحان کردن چنین توافقی را داشته باشد، اما این نباید تنها رویکرد برای پایان دادن به درگیری باشد. رویکرد عملیتر، یک عقبنشینی عملگرایانه و بازگشایی تنگه هرمز بدون هیچ توافق رسمی است.
ارزیابی آمریکا در حال حاضر این است که محاصره دریایی ایران را ناگزیر به دادن امتیاز خواهد کرد. ارزیابی شما چیست؟
اگر محاصره چنین نتیجهای بدهد، بسیار برایم شگفتآور خواهد بود. اولاً، محاصره کاملاً نفوذناپذیر نیست. ثانیاً، فکر میکنم ایران با چین، روسیه و دیگران همکاری خواهد کرد تا روابط تجاری و مالی خود را حفظ کند و حتی در دوران محاصره، ثبات مالی ایران را تامین نماید. حمایت مالی چین میتواند در اینجا کمککننده باشد. «روز دی» اقتصادی آمریکا معتبر نیست.
ایران اعلام کرده تداوم محاصره دریایی را تحمل نخواهد کرد. آیا به نظر شما ممکن است این وضعیت منجر به یک درگیری تمام عیار دیگر شود؟
اگر ایران واقعاً با فروپاشی اقتصادی مواجه شود، به خوبی ممکن است که دوباره جنگ را از سر بگیرد تا محاصره آمریکا را بشکند.
در آن صورت، احتمالاً آمریکا به یک درگیری تمامعیار بازنمیگردد، به دلیل اعتبار بازدارندگی ایران.
ایران همواره یک تهدید معتبر علیه منافع آمریکا (و اسرائیل) در منطقه دارد. دقیقاً به همین دلیل است که اکنون در این نوع بنبست قرار داریم: آمریکا نمیتواند در یک رویارویی نظامی پیروز شود بدون اینکه خسارت جبرانناپذیری به خود و اقتصاد جهانی وارد کند.