به گزارش اکو ایران به نقل از ایسنا، کتاب حماسه اروند؛ نبرد لشکر ۳۱ عاشورا در عملیات والفجر۸، نوشته مصطفی عابدی قشلاقی در ۴۱۶ صفحه و در پنج فصل به نقش لشکر ۳۱ عاشورا در نبرد والفجر۸ پرداخته است.
در فصل اول کتاب با عنوان کلیات، درباره عناوینی همچون وضعیت سیاسی کشور، تناسب تاکتیکهای عملیاتی با توان رزم و شرایط زمین با توان خودی، دلایل اجرای عملیات، انتصاب فرماندهی جدید لشکر، ارزش نظامی و جنبههای تاکتیکی منطقه، معایب و محاسن نظامی منطقه، منطقه عملیاتی لشکر ۳۱ عاشورا، اهداف عملیات، سازمان سپاه پاسداران برای رزم و موقعیت و وضعیت جغرافیای منطقه عملیات توضیح داده شده است.
در فصل دوم نیز، روند بازسازی لشکر، تامین نیروی انسانی و آمادگی رزم، تامین تجهیزات، تسلیحات و مهمات، پشتیبانی مردمی از لشکر، اعزام و آموزش نیروها، بازدید فرمانده لشکر از رزمایش گردانهای خطشکن، روند طراحی مانور، ماموریت پدافندی، شناساییها، طریقه عبور از اروند، استعداد و گسترش دشمن، واحدهای جهاد سازندگی مأمور به لشکر، اقدامات مهندسی لشکر در منطقه، آمادهسازی واحدهای پشتیبانی رزم، ماموریت لشکر۳۱ عاشورا، سازمان رزم، تدابیر فرمانده لشکر در طراحی مانور، حال و هوای معنوی رزمندگان در اردوگاه شهید باکری، زمان بندی حرکت و استقرار واحدها، جلسه هماهنگی، انتقال گردانهای خط شکن به ساحل اروند و آمادگی برای عزیمت به نقطه رهایی توصیف شده است.
همچنین، کتاب در فصل سوم با عناوینی همچون حرکت گردانهای رزم و پشتیبانی رزم، محورهای عملیاتی، حرکت غواصان، عبور از اروند، آغاز رسمی عملیات، شرح مراحل و وقایع عملیات والفجر ۸ ادامه یافته است.
در فصل چهارم و پنجم نیز به نتایج عملیات، تلفات انسانی، تحلیل عملیات، علل و عوامل موفقیت و دستاوردهای عملیات والفجر۸ و در فصل پنجم به تشریح عملیات تکمیلی والفجر ۸ به همراه ضمائم پرداخته است.
از نکات برجسته این کتاب میتوان به بیان خاطرات تعدادی از رزمندگان لشکر ۳۱ عاشورا از این عملیات و همچنین انتشار وصیت نامه برخی از شهدای این لشکر در بخش ضمائم آن اشاره داشت.
در پشت جلد کتاب میخوانیم:
لحظه موعود فرا رسید. نیروی اطلاعات، آرام شدن حرکت آب به سمت دریا را اطلاع داد و با شروع جزر راکد، غواصها در ۹ ستون، وارد اروند رود شدند. از ۵ معبر در خط حد لشکر ۳۱، محور یکم با استفاده از ۳ معبر و محور دوم با استفاده از ۲ معبر به سمت ساحل دشمن حرکت و به مواضع عراقیها نفوذ کردند.
از لحظه ورود غواصها به رودخانه تا رسیدن به ساحل آن طرف، مسئولان عملیات یکی از سختترین ساعتهای عمرشان را تجربه کردند. همه وجودشان را اضطراب و نگرانی فراگرفته بود. این احساس فرماندهان، ناخواسته بر نیروها نیز اثر گذاشته بود. در آن لحظههای سخت، تنها رازونیاز و دعا، آرامبخش دلهای نگران بود. صدای دعا، روضه و مناجات نیروها از نخلستان به گوش میرسید. حتی فرماندهان قرارگاه کربلا و خاتم الانبیا (ص) نیز با خواندن دعای توسل، در پی آرامش روحی خود بودند.
یک نگرانی خاصی فرماندهان را آزار میداد و آن اینکه آیا این ستونهای غواص میتوانند به صورت هماهنگ به خط دشمن حمله کنند؟ چرا که فاصله آنها تا خط عراق و همچنین سرعت حرکت ستونهای غواص با هم دیگر متفاوت بود. از سوی دیگر احتمال غیر فعالشدن بی سیمهای مخابراتی به دلیل نفوذ آب نیز وجود داشت و این موضوع، نگرانی را افزایش میداد، اما اخلاص رزمندگان موجب نزول لطف الهی شد و باران بهصورت نمنم شروع به باریدن کرد. لب فرماندهان از این لحاظ که دشمن متوجه نیروها نمیشد، آرام گرفت اما از طرف دیگر شدت باران و باد همچنان آنان را نگران میکرد، اما با توکل بر خدا، نیروهای غواص را هدایت میکردند. پس از اینکه غواصها در آب رفتند، با عمیقشدن آب، آرامآرام زیر پایشان خالی شد و شروع به حرکت کردند .