او گفت: ما بسیار با هم خودمانی بودیم. از سال ۱۳۵۶ که ایشان داماد ما شدند، تقریباً همسن بودیم؛ ایشان هشت ماه از من بزرگتر بود. آن زمان هر دو دانشجو بودیم و گاهی با هم در تظاهرات خیابانی شرکت میکردیم.
کلاً روابط بسیار نزدیکی داشتیم. اگر جایی هم اختلافی بود، معمولاً در قالب شوخی و مزاح برگزار میشد. البته اختلاف نظر وجود داشت، ولی گاهی ممکن بود نظر ایشان با نظر من یکی باشد، اما ایشان به خاطر جایگاهش، مثلاً ریاست مجلس، ملاحظاتی داشتند و محدودیتهایی برایشان وجود داشت.
ایشان داماد خوبی برای ما بود اخلاق بزرگوارانه داشتند و کینه کسی را به دل نمی گرفت اگر احساس می کرد کسی از او ناراحت است سعی می کرد از دلش بیرون آورد.
این که می گویند معتدل بود این اعتدال بی جهت ایجاد نمی شود، در بسیاری از مکان ها با ایشان بد رفتار کردند.