همزمان، توجه سرمایهگذاران به کامودیتیها و داراییهایی که میتوانند در برابر کاهش ارزش پول نقش پوشش ریسک داشته باشند، افزایش یافته است.
ریشه این تحولات را باید در بازار اوراق قرضه آمریکا جستوجو کرد. بازده اوراق بلندمدت آمریکا برای مدتی در سطح بالایی باقی مانده و این مسئله، با توجه به کسری بودجه و حجم بالای بدهی دولت آمریکا، هزینه تأمین مالی واشنگتن را افزایش داده است. در چنین شرایطی، اعلام افزایش بازخرید اوراق بلندمدت از سوی وزارت خزانهداری آمریکا، این پیام را به بازار مخابره کرد که دولت نسبت به بالا ماندن نرخهای بلندمدت حساس شده است.
واکنش بازار تنها به خود عملیات بازخرید محدود نماند. بخشی از سرمایهگذاران این نگرانی را مطرح کردند که اگر دولتهای بدهکار نتوانند از مسیر رشد اقتصادی یا کنترل کسری بودجه، بار بدهی خود را مدیریت کنند، در نهایت ممکن است بخشی از این فشار از طریق تورم و کاهش ارزش واقعی پول تعدیل شود.
این همان چیزی است که در بازارهای مالی با عنوان Debasement Tradeیا «معامله کاهش ارزش پول» شناخته میشود؛ وضعیتی که سرمایه از داراییهای وابسته به پول فیات فاصله میگیرد و به سمت طلا، کامودیتیها، بیتکوین و سایر داراییهای واقعی حرکت میکند.
البته هنوز مشخص نیست این روند یک واکنش کوتاهمدت به تحولات بازار اوراق است یا آغاز یک تغییر بزرگتر در رژیم اقتصادی. اگر کسری بودجه کنترل شود، تورم کاهش یابد و بازده اوراق به وضعیت عادی بازگردد، این روند میتواند معکوس شود. اما اگر نگرانی درباره بدهی آمریکا پایدار بماند، شاید «معامله کاهش ارزش پول» به یکی از روندهای مهم بلندمدت بازارهای جهانی تبدیل شود.