بروک جایلز کسب‌وکاری را راه‌اندازی کرده است که از کودکی سرشار از غذا، آشپزی و پذیرایی الهام گرفته شده است.

بر اساس گزارشی از Entrepreneur، او در زمان شروع این کسب‌وکار در بخش مالی یک شرکت مشغول به کار بود؛ ولی موفقیت او زمانی شروع شد که به بخش مدیریت محصول و تحلیل داده‌های شرکت بزرگ تجارت الکترونیک رفت. این زمانی بود که او واقعا روی کسب‌وکار جانبی خود با هدف تبدیل آن به شغلی تمام‌وقت تمرکز کرد.

او کسب‌وکار خود را به نام «های مسا» زمانی آغاز کرد که در آستانه فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و  شروع به کار در حوزه مالی بود. تصور جایلز در ابتدا این بود که این کسب‌وکار همیشه به‌عنوان یک فعالیت جانبی نسبتا کوچک باقی می‌ماند و راهی برای کسب درآمد بیشتر در کنار شغل شرکتی‌اش خواهد بود.

ایده این کار از کودکی‌اش الهام گرفته شده بود؛ دورانی که غذا، آشپزی و پذیرایی بخش اصلی از زندگی خانوادگی آن‌ها بود. این موضوع حتی از خانواده هم فراتر می‌رفت و گروهی از دوستان خانوادگی آنان را نیز دربر می‌گرفت. آن‌ها همچون خانواده دوم او بودند، و غذا و فرهنگ جنوب غربی آمریکا به سرعت در او تاثیر گذاشت. فصل برداشت در اواخر تابستان همیشه با مهمانی‌های آخرهفته‌ همراه بود. زمانی‌که خانواده‌ها دورهم جمع می‌شدند تا فلفل‌های چیلی را برشته کنند، پوست بگیرند و در آشپزی از آن‌ها استفاده کنند.

عشق به فلفل‌های چیلی برشته‌شده در این فضای خانوادگی، همراه با دوران کودکی‌ که در بیابان‌های جنوب یوتا گذرانده بود، الهام‌بخش یک عمر آشپزی شد و در نهایت به راه‌اندازی شرکت «های مسا» منجر شد.

اولین قدم‌ها برای شروع کسب‌وکار

به گفته جایلز، بازارهای کشاورزی محلی منبع ارزشمندی برای راه‌اندازی برندها و محصولات جدید برای یک شرکت غذایی هستند. او برای عرضه محصولات خرده‌فروشی خود به‌شدت به بازار کشاورزان مرکزی شهر متکی بود و با حضور در نمایشگاه‌های تجاری مواد غذایی محلی، محصولات خود را برای صنعت غذا معرفی می‌کرد. با این‌حال، بر این باور بود که پیش از عرضه هر محصولی به مشتریان، شبکه‌سازی و یافتن راهنماهای صنعتی بسیار مفید است.

1738176547_7small

بزرگ‌ترین چالش‌ تبدیل فعالیت جانبی به شغل اصلی

در برخی کسب‌وکارها، فعالیت‌های جانبی اغلب به‌مرور زمان و بدون اهداف مشخص و یا یک شروع برنامه‌ریزی‌شده شکل می‌گیرند و این شرایط دقیقا در مورد «های مسا» هم صدق می‌کرد.

به گفته بروک جایلز ، به‌دلیل طولانی‌شدن کسب‌وکار جانبی به فعالیتی تمام‌وقت، حفظ هدف مشخص دشوار بود. وقتی یک ایده به‌دلیل محدودیت زمانی بلافاصله جواب نمی‌دهد، وسوسه دنبال‌کردن ایده‌های دیگر برای رسیدن به موفقیت به‌سرعت به سراغ انسان می‌آید اما تشخیص این‌که چه زمانی باید تغییر ایجاد کرد و چه زمانی دست نگه داشت،‌ چالشی بزرگ است؛ آن‌هم در شرایطی که سرمایه محدود است و امکان آزمایش در مقیاس وسیع وجود ندارد.

شروع درآمد پایدار

جایلز حدود یک سال را در سردرگمی سپری کرد تا سرانجام توانست شریکی مناسب برای توزیع مواد غذایی خود پیدا کند و در این زمان بود که کسب درآمد ماهانه پایدار اما اندک شروع شد. در این برهه زمانی او این پتانسیل را دید که قراردادهای بزرگ‌تری ببندد. از آنجایی‌که برند خرده‌فروشی او بعدها راه‌اندازی شد، کسب‌وکار جایلز تاحدی از نوسانات بزرگ درآمدی مصون ماند و همین موضوع به ورود او به بازار خرده‌فروشی کمک کرد.

در سال‌های اول، حتی افزایش درآمد ماهانه از پنج به 10 هزار دلار برای او دستاوردی بزرگ به‌نظر می‌رسید؛ اما به‌زودی متوجه شد که رشد هزینه دارد. اما چون کسب‌وکارش را با سرمایه شخصی پیش می‌برد، افزودن 2 منبع درآمدی دیگر امکان‌پذیر نبود. جایلز هر سودی که به‌دست می‌آورد را صرف تجهیزات، افزایش فضای تولید و انبار می‌کرد. زمانی‌که فعالیت جانبی‌اش به کار اصلی تبدیل شد، درآمد او از 50 هزار دلار به بیش از 100 هزار دلار در ماه رسید و پایه‌های محکمی برای پیشرفت به‌وجود آمد.

توصیه به کارآفرینان

جایلز به کسانی‌که به‌دنبال شروع کسب‌وکار هستند، توصیه می‌کند که روی هدف ابتدای خود کارشان متمرکز بمانند و همواره این هدف را به خود یادآوری کنند. به عقیده او، برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق باید از روزمرگی فاصله گرفت و تصمیم‌ها را از زاویه‌ای وسیع‌تر بررسی کرد.

1738176480_DSC03472