به گزارش اکوایران به نقل از اطلاعات آنلاین، گرانی کتاب به عنوان اصلیترین متهم کاهش سرانه مطالعه شناخته میشود. اما آیا واقعاً کتاب در ایران نسبت به کشورهای توسعهیافته گران است، یا این گزاره افسانهای است که برای توجیه تغییر اولویتهای فرهنگی ساخته شده است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید نگاهی به نسبت قیمت کتاب به متوسط درآمد در ایران و کشورهای پیشرفته داشته باشیم.
اگر یک کتاب ۳۰۰ صفحهای معمولی را در بازارهای جهانی در نظر بگیریم، قیمت آن در انگلستان حدود ۱۵ تا ۲۰ پوند، در آلمان و فرانسه بین ۱۵ تا ۲۵ یورو و در ایالات متحده حدود ۲۰ تا ۲۵ دلار است. اگر متوسط حقوق خالص ماهیانه در این کشورها را (بهطور میانگین) حدود ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ واحد ارزی آن کشورها در نظر بگیریم، خرید یک کتاب تنها حدود ۰.۵ تا ۰.۸ درصد از حقوق ماهیانه یک فرد را به خود اختصاص میدهد.
برای مقایسه اگر قیمت یک کتاب ۳۰۰ صفحهای حدود ۴۰۰ هزار تومان و متوسط حقوق دریافتی یک فرد شاغل را ۳۰ میلیون تومان در نظر بگیریم، خرید یک کتاب حدود ۱.۳ درصد از حقوق ماهیانه او را شامل میشود.
با مقایسه این ارقام، مشاهده میکنیم که نسبت قیمت کتاب به درآمد در ایران، اگر چه بیشتر است اما نه آن قدر که بتوان توجیهگر فاصله میزان سرانه مطالعه با استاندارد جهانی باشد. پس مشکل کجاست؟
اصطلاحی در علم اقتصاد وجود دارد به نام «هزینهی فرصت»؛ یعنی ارزش بهترین چیزی که از دست میدهید تا انتخاب دیگری را انجام دهید. طبق این تعریف مشکل اصلی سرانه مطالعه در کشورمان نه در قیمت کتاب، بلکه در «هزینه فرصت» و «ترتیب اولویتهای معیشتی» نهفته است. در کشورهای توسعهیافته، هزینههای ثابت زندگی (مسکن، انرژی، تغذیه و درمان) به لطف ثبات اقتصادی و تورم تکرقمی، ساختار قابل پیشبینی و متناسبی با درآمد دارند. از اینرو بخش بزرگی از حقوق فرد پس از تأمین نیازهای پایه باقی میماند و کالاهای فرهنگی در سبد مصرفی او جایگاه ثابتی دارند.
در ایران اما، اقتصاد تورمی باعث شده است که هزینههای پایه بخش بسیار بزرگتری از حقوق قشر متوسط را ببلعند. در واقع وقتی یک خانوار با تورم لحظهای در اقلام خوراکی و جهشهای ناگهانی در اجارهبها روبهروست، ذهن سرپرست خانوار درگیر مدیریت بقا میشود تا ارتقای فرهنگی، به همین دلیل در چنین شرایطی، کتاب به دلیل «فشار خردکننده هزینههای جانبی» به سادگی از اولویتهای خانوار حذف میشود.
به بیان دیگر کتاب در ایران قربانی عدم امنیت معیشتی است. وقتی فرد برای تأمین نیازهای اولیه در تقلا است، ۴۰۰ هزار تومان برای خرید کتاب، دیگر یک هزینه فرهنگی محسوب نمیشود؛ بلکه هزینهای است که مستقیماً با امنیت زیستی خانوار در تضاد قرار میگیرد. از اینرو راهکار، نه فقط کنترل قیمت کاغذ، بلکه ایجاد ثبات اقتصادی در همه شئون زندگی است؛ تا کتاب دوباره از کالای لوکسِ حذفشدنی به کالای ضروریِ حیاتبخش در زندگی ایرانیان بازگردد.