به گزارش اکوایران، سرمایهگذاران هفته گذشته را با این اطمینان آغاز کردند که حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران یک جنگ کوتاه دیگر خواهد بود؛ جنگی که بازارها میتوانند تقریبا آن را نادیده بگیرند. شاخص S&P 500 حتی روز دوشنبه کمی افزایش یافت.
اما در پایان هفته، نگرانیها افزایش یافت. اکنون سرمایهگذاران نگراناند که جهش جهانی قیمت نفت در پی گسترش درگیریها در خاورمیانه، از برخی جهات یادآور شوک سال ۲۰۲۲ پس از حمله روسیه به اوکراین باشد؛ شوکی که خطر بازگشت رکود تورمی را مطرح میکند.
اکنون پرسش اصلی برای سرمایهگذاران این است: آیا نشانههای نگرانی در بازار فرصتی برای «خرید در کف» است، یا هشداری برای خروج از بازار پیش از بدتر شدن شرایط؟
برای شروع میتوان وضعیت فعلی را با حمله روسیه به اوکراین مقایسه کرد. پیش از آن حمله، قیمت نفت از حدود ۹۰ دلار به نزدیک 120 دلار در هر بشکه جهش کرد؛ زیرا سرمایهگذاران اختلال در عرضه را پیشخور کرده بودند. اکنون قیمت نفت در حدود 91 دلار قرار دارد.
با اینحال از نظر درصدی، رشد قیمت نفت تقریبا مشابه جهشی است که در سال ۲۰۲۲ رخ داد، فقط از سطحی پایینتر آغاز شده است. این نشان میدهد بازار نفت به شدت نگران شده است.

بازارهای سهام خارج از آمریکا نیز واکنشی مشابه زمان آغاز جنگ اوکراین نشان دادهاند. شاخص MSCI سهام جهانی به جز آمریکا از اوج خود پیش از آغاز حمله به ایران حدود 6.6 درصد افت کرده؛ رقمی که تقریبا با افت سال ۲۰۲۲ قابل مقایسه است.
با اینحال، از اینجا به بعد شباهتها کمتر میشود. هنوز شاهد فرار گسترده سرمایه به داراییهای امن مانند اوراق قرضه، طلا یا ارزهایی مثل فرانک سوئیس نیستیم؛ داراییهایی که معمولا در زمان بحران مورد توجه قرار میگیرند.
جیکوب مانوکیان، رئیس استراتژی سرمایهگذاری جی پی مورگان میگوید: «از نظر جغرافیایی این بحران به اندازه جنگ اوکراین به ما نزدیک نیست که از نظر انسانی همان حس ترس را ایجاد کند. اما بازارها کمکم متوجه شدهاند که این بحران ممکن است به اقتصاد سرایت کند.»
توضیح تحولات هفته گذشته فقط به پیشبینی سرمایهگذاران درباره حملات پهپادی ایران یا مواضع کاخ سفید و تاثیر آن بر قیمت نفت محدود نمیشود.
دو اثر مهم در بازارها دیده شد. از نظر اقتصادی، افزایش ناگهانی قیمت نفت باعث تغییر در برندگان و بازندگان شد. صادرکنندگان انرژی خارج از خاورمیانه سود میبرند، در حالی که واردکنندگان بزرگ نفت متضرر میشوند. از نظر مالی نیز نوسانات شدید باعث شد سرمایهگذاران محتاطتر شوند و میزان بدهی و اهرم مالی خود را کاهش دهند.
افزایش قیمت نفت برای اروپا، ژاپن و کره جنوبی که واردکنندگان بزرگ انرژی هستند خبر بدی است. اما برای ایالات متحده که بزرگترین تولیدکننده نفت جهان و در عین حال صادرکننده آن است در مجموع یک مزیت محسوب میشود.
حمله به ایران و واکنش تهران که زیرساختهای نفتی و مسیرهای حملونقل همسایگان را هدف قرار داده، دستکم موقتا به رقبای جهانی تولیدکنندگان نفت آمریکا آسیب میزند. این سادهترین توضیح برای این است که دلار تقویت شد در حالی که یورو و ین سقوط کردند؛ و همینطور اینکه سهام آمریکا کمتر از بازارهای سهام سایر کشورها آسیب دید.

از نظر مالی، داراییهایی که امسال بیشترین رشد را داشتند بیشترین افت را تجربه کردند، و برخی از داراییهایی که پیش از این بازنده بودند حتی رشد کردند؛ با وجود آنکه بازارها در مجموع تحت فشار بودند.
در سطح کشورها نیز چنین الگویی دیده شد. بازار سهام کره جنوبی که پیش از آغاز جنگ حدود 50 درصد رشد کرده است و بخش زیادی از آن ناشی از خریدهای اعتباری بود، بیشترین افت را تجربه کرد. پس از آن ژاپن و سپس بریتانیا و اروپا قرار داشتند.
در مقابل، بازار سهام آمریکا که پیش از جنگ رشد چندانی نداشت، در جریان بحران نیز افت محدودی را تجربه کرد.
در داخل بازار سهام نیز الگوی مشابهی دیده شد. سهام شرکتهای نرم افزاری که امسال به دلیل نگرانی از رقابت هوش مصنوعی تحت فشار بودند، در هفته گذشته رشد کردند؛ در حالی که سهام شرکتهای نیمه رسانا که پیشتر جهش زیادی داشتند، به شدت افت کردند.

تقریبا نیمی از شرکتهای شاخص Nasdaq 100 رشد کردند و بیشتر آنها همان شرکتهایی بودند که پیش از شروع جنگ در سال جاری افت کرده بودند.
بر اساس یک تحلیل رگرسیونی، میزان رشد یا افت سهام نزدک پیش از جنگ میتواند حدود 60 درصد از تغییرات هفته گذشته را توضیح دهد. برخلاف سطح کشورها، در اینجا یافتن یک منطق اقتصادی روشن برای این جابهجایی میان برندگان و بازندگان دشوار است.
نشانههای بیشتری نیز از کاهش اهرم مالی دیده میشود. شاخص گلدمن ساکس از سهام صندوقهای پوشش ریسک در طول هفته 4.7 درصد افت کرد؛ رقمی بسیار بیشتر از افت کل بازار.در مقابل، شاخص بزرگترین موقعیتهای فروش (short) این صندوقها فقط 1.1 درصد کاهش یافت؛ یعنی حدود نصف افت شاخص S&P 500.

این دقیقا همان الگویی است که انتظار میرود وقتی صندوقهای پوشش ریسک برای کاهش بدهی خود بخشی از موقعیتهایشان را میبندند. با این حال شدت این تحرکات هنوز به اندازهای نیست که نشاندهنده وحشت واقعی و فروش اجباری گسترده باشد.
این وضعیت میتواند الگویی برای آنچه در صورت طولانی شدن جنگ و جهش بیشتر قیمت نفت رخ خواهد داد ارائه دهد. در آن صورت، کاهش اهرم مالی احتمالا برای مدتی به فشار بر داغترین بخشهای بازار ادامه میدهد. در نهایت ممکن است وحشت واقعی شکل بگیرد؛ مرحلهای که در آن تقاضا برای داراییهای امن به احتمال زیاد بر نگرانیهای تورمی غلبه میکند و بازده اوراق خزانهداری آمریکا کاهش مییابد.
تاریخ بازارها نشان میدهد که در مقطعی میان اکنون و آن سناریوی بدتر، احتمالا زمان مناسبی برای خرید در کف فرا میرسد. اما مشکل اینجاست که تشخیص زمان درست بسیار دشوار است. به همین دلیل باید به نشانههای اولیه آشفتگی بیشتر در بازار توجه کرد، و همچنین به شناخت رفتار خود.