داده‌های موسسه کپلر نشان می‌دهد تولید جهانی نفت در طول 50 روز جنگ در ایران، 50 میلیارد درآمد نفتی از بین رفته است، در حالی که بیشترین فشار بر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وارده شده است.

برآوردهای جدید نشان می‌دهد جنگ ایران تاکنون هزینه‌ای فراتر از تنش‌های ژئوپلیتیک برای بازار انرژی داشته و به یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های عرضه در تاریخ مدرن تبدیل شده است. بر اساس محاسبات رویترز و داده‌های مؤسسه Kpler، از آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه، بیش از 500 میلیون بشکه نفت و میعانات گازی از بازار جهانی حذف شده؛ رقمی که معادل بیش از 50 میلیارد دلار درآمد از دست رفته است.

این حجم از اختلال، در مقیاس تاریخی کم‌سابقه توصیف شده است. برای درک بهتر، تحلیلگران می‌گویند این میزان نفت معادل حدود یک ماه مصرف ایالات متحده یا بیش از یک ماه مصرف کل اروپاست. حتی در مقیاسی دیگر، این مقدار می‌تواند سوخت مورد نیاز صنعت حمل‌ونقل دریایی جهان را برای حدود چهار ماه تأمین کند.

در همین حال، سیگنال‌های سیاسی متناقضی از آینده بحران مخابره می‌شود. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اعلام کرده که تنگه هرمز پس از توافق آتش‌بس باز است، در حالی که دونالد ترامپ نیز از احتمال دستیابی به توافقی برای پایان جنگ در «آینده‌ای نزدیک» سخن گفته است. با این حال، بازارها همچنان نسبت به زمان‌بندی و پایداری این تحولات تردید دارند.

در بعد عرضه، بیشترین فشار بر کشورهای عربی خلیج فارس وارد شده است. تولید نفت این کشورها در ماه مارس حدود 8 میلیون بشکه در روز کاهش یافته؛ رقمی که تقریباً با مجموع تولید دو غول نفتی یعنی اکسون موبیل و شورون برابری می‌کند. همزمان، صادرات سوخت جت از کشورهایی مانند عربستان، قطر و امارات نیز سقوط چشمگیری داشته و از حدود ۱۹.۶ میلیون بشکه در فوریه به تنها ۴.۱ میلیون بشکه در مجموع مارس و آوریل رسیده است.

با وجود نشانه‌هایی از کاهش تنش، بازگشت کامل عرضه به بازار به این زودی‌ها اتفاق نخواهد افتاد. موجودی ذخایر نفتی جهان تنها در ماه آوریل حدود 45 میلیون بشکه کاهش یافته و اختلال در تولید به حدود 12 میلیون بشکه در روز رسیده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که برخی میادین نفتی سنگین در کشورهایی مانند کویت و عراق ممکن است 4 تا 5 ماه زمان برای بازگشت به سطح عادی نیاز داشته باشند.

علاوه بر این، آسیب به زیرساخت‌های پالایشی و تأسیسات گاز مایع، از جمله مجموعه راس لفان در قطر، می‌تواند روند بازیابی کامل ظرفیت انرژی منطقه را حتی تا چند سال به تأخیر بیندازد.