در نگاه اول، کاهش تنش میان ایران و آمریکا باید خبر خوبی برای بازارهای مالی جهان می‌بود. افت بیش از ۸ درصدی قیمت نفت پس از اعلام توافق موقت، چشم‌انداز تورم را بهبود بخشید و انتظار می‌رفت سهام شرکت‌ها از کاهش هزینه‌های انرژی استقبال کنند. اما بازارها مسیر دیگری را انتخاب کردند.

هفته گذشته، بسیاری از بورس‌های بزرگ جهان یکی از ضعیف‌ترین عملکردهای ماه‌های اخیر را ثبت کردند. از وال‌استریت تا توکیو و سئول، فشار فروش به‌ویژه بر سهام شرکت‌های فناوری، هوش مصنوعی و تولیدکنندگان نیمه‌هادی متمرکز بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد نگرانی اصلی سرمایه‌گذاران دیگر ژئوپلیتیک نیست، بلکه آینده سودآوری صنعت هوش مصنوعی است.

طی دو سال گذشته، غول‌های فناوری صدها میلیارد دلار برای توسعه مراکز داده، خرید تراشه‌های پیشرفته و گسترش زیرساخت‌های هوش مصنوعی هزینه کرده‌اند. اکنون بازار این سؤال را مطرح می‌کند که آیا درآمد این سرمایه‌گذاری عظیم می‌تواند با همان سرعت رشد هزینه‌ها افزایش یابد یا خیر. حتی گزارش مالی بسیار قوی میکرون نیز نتوانست این تردید را از بین ببرد؛ زیرا سرمایه‌گذاران بیش از عملکرد امروز، نگران پایداری تقاضا در سال‌های آینده هستند.

در کنار این نگرانی، مواضع انقباضی رئیس جدید فدرال رزرو نیز فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده است. احتمال تداوم نرخ‌های بهره بالا، ارزش‌گذاری سهام شرکت‌های رشدی را با چالش مواجه کرده و سرمایه‌گذاران را محتاط‌تر ساخته است.

بازارهای جهانی اکنون بیش از هر زمان دیگری به دو پرسش کلیدی چشم دوخته‌اند: آیا انقلاب هوش مصنوعی می‌تواند بازدهی متناسب با سرمایه‌گذاری‌های نجومی ایجاد کند؟ و آیا سیاست پولی آمریکا اجازه خواهد داد این رشد ادامه پیدا کند؟ پاسخ این دو سؤال، مسیر بازارها در ماه‌های آینده را تعیین خواهد کرد.