به گزارش اکوایران، پسزمینهٔ تازهترین گزارش منتشرشده در واشنگتن نشان میدهد که وزارت دفاع ایالات متحده، در شش روز نخست جنگ ایران و آمریکا، هزینهای بالغ بر ۱۱.۳ میلیارد دلار را صرف کرده است. این رقم، که بر اساس اعلام رسمی به کنگره محاسبه شده، همسو با برآوردهای اولیهٔ مربوط به مصرف مهمات در روزهای نخست جنگ است، اما از تخمینهای پیشین مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) دربارهٔ ۱۰۰ ساعت ابتدایی عملیات فراتر میرود.
بهرغم مصرف بالای مهمات و هزینههای مرتبط با آن، نگرانی جدی در مورد موجودی تسلیحات وزارت دفاع ایالات متحده وجود ندارد؛ اما کاهش تدریجی ذخایر میتواند در جبهههای دیگر، همچون غرب اقیانوس آرام و اوکراین، زمینه را برای ریسک بیشتر فراهم کند. این موضوع در گزارش اخیر CSIS با دقت بررسی شده است و نویسندگان تلاش کردهاند با اتکا بر دادههای رسمی منتشرشده از سوی وزارت دفاع، برآوردهای دقیقی در خصوص هزینه، مصرف مهمات، و آسیب به تجهیزات و زیرساختها ارائه دهند.
تفکیک هزینهها و روششناسی برآورد
آنگونه که از گزارش وزارت دفاع آمریکا برمیآید، هزینههای عملیات عمدتاً صرف مهمات، خسارتهای زیرساختی و تلفات تجهیزاتی شده است. بیش از ۵.۶ میلیارد دلار صرف مهمات تهاجمی در روزهای نخست شده است و در کنار آن، خسارتهای وارده به تجهیزات و تأسیسات نظامی با مجموعی در حدود ۱.۴ میلیارد دلار دومین دسته بزرگ هزینه را تشکیل میدهد.
در اولین روزهای جنگ، به علت شدت و گستردگی حملات، هزینههای روزانه در سطح بالایی قرار داشت، اما به مرور امکان استفاده از مهمات کوتاهبرد و ارزانتر فراهم شد و روند مصرف مهمات گرانقیمت کاهش یافت. این تغییر سیاست، بر کاهش هزینههای جنگ اثر داشته است. طبق ارزیابیهای منتشرشده، مصرف مهمات پیشرفته و گرانقیمت عمدتاً در روزهای اولیه عملیات نمود داشت و پس از تمرکز بر حملات هوایی، بخش عمدهای از مهمات مصرفی از نوع سادهتر و ارزانتر شدند.
خسارتهای تجهیزاتی و زیرساختی
خسارتهای واردشده به تجهیزات نظامی آمریکا، مطابق گزارش رسمی فرماندهی مرکزی، سه فروند جنگنده F-15 و یک فروند KC-135 به عنوان تلفات تجهیزاتی بوده است. با انتشار تصاویر هوایی جدید، ارزیابی مقدماتی از میزان خسارت به پایگاههای نظامی ممکن شده، هرچند همچنان جزئیات دقیقی در دست نیست. بعلاوه خسارات اصلی به تأسیسات ارتباطات ماهوارهای وارد شده است و مواردی مانند از دست رفتن یک رادار THAAD و یازده فروند پهپاد ریپر نیز در محاسبات هزینهای لحاظ شدهاند.
بایستی توجه داشت که آسیبهای وارده به پایگاههای نظامی عمدتاً در روزهای ابتدایی جنگ رخ داده است.
تغییرات در الگوی مصرف مهمات و پیامدهای مالی
یکی از رخدادهای کلیدی در روند جنگ، تغییر در انواع مهمات مصرفی است. با رسیدن به برتری هوایی، ایالات متحده و شرکای ائتلافی توانستند مصرف مهمات گرانقیمت را کاهش داده و از مهمات ارزانتر و فراوانتر استفاده کنند. برای مثال، در حالی که یک موشک تاماهاوک قیمتی حدود ۳.۵ میلیون دلار دارد، یک بمب BLU-110 مجهز به کیت JDAM میتواند با هزینه کمتر از ۱۰۰ هزار دلار، اثری مشابه در میدان جنگ ایجاد کند. این تغییر، کاهش قابل توجهی در انباشت هزینههای جنگ ایجاد کرده است.
برآوردها نشان میدهد که تا روز دوازدهم جنگ، مجموع هزینهها به حدود ۱۶.۵ میلیارد دلار رسیده و با ادامه روند فعلی، روزانه نیم میلیارد دلار به این رقم افزوده میشود. این هزینهها شامل موارد بودجهریزیشده و خارج از بودجه، و همچنین خسارتهای واردشده به تجهیزات و زیرساختهاست.
ابعاد بودجهای و چشمانداز تصمیمات کنگره
ابعاد هزینهای جنگ به اندازهای گسترده است که انتظار میرود دولت آمریکا برای تأمین مالی، نیازمند درخواست بودجهٔ اضافی از کنگره شود. تأمین هزینههای جنگ از محل بودجه سالانه، با توجه به حجم تعهدات و هزینههای جاری وزارت دفاع، بسیار دشوار خواهد بود و گزینههای مختلفی برای ایجاد توازن در درون بودجه مطرح است. یکی از این گزینهها، تخصیص بخشی از بودجه سایر بندها به جنگ است؛ هرچند این روش میتواند فلسفهٔ اصلی این بودجه را که برای ساخت ظرفیت جدید تصویب شده بود، تحت شعاع قرار دهد.
قابل ذکر است که برآوردهای مطرحشده، تمامی ابعاد هزینهای جنگ را در بر نمیگیرد. برای مثال، هزینههای تأمین مجدد مهمات کشورهای متحد، افزایش قیمت سوخت، یا هزینههای امنیت داخلی در محاسبات فعلی لحاظ نشده است و در جمعبندی نهایی این موارد نیز به رقم کل افزوده خواهد شد. همچنین، مزایای مربوط به نیروهای مجروح و خدمات کهنهسربازان نیز معمولاً در بودجههای جاری لحاظ نمیشوند، اما بخش مهمی از هزینههای آتی عملیات محسوب خواهند شد.
گزارش CSIS از جنگ، تصویری واضح از ابعاد مالی، مدیریتی و لجستیک عملیات ارائه میدهد و نشان میدهد که مدیریت هزینه، مصرف مهمات و تأمین قطعات، به همکاری گسترده میان ارتش، دولت و کنگره نیاز دارد. در مجموع، عملیاتهای نظامی گسترده نه تنها پرسشهای جدی دربارهٔ مدیریت هزینه و برنامهریزی تأمین مهمات ایجاد میکنند، بلکه بر نحوهٔ تخصیص بودجه، تصمیمات راهبردی آینده و مدیریت آثار ثانویه جنگ نیز تاثیرگذار خواهند بود.