اکوایران با بررسی مجموعه دادههای هزینه و درآمد خانوارها در دو سال 1402 و 1403 به ارزیابی نحوه هزینهکرد مردم در امور بهداشتی و درمانی پرداخته است. روش بررسی به این صورت بوده که از کل مخارج خانوارها، مخارج خوراکی کسر شده و سپس سهم هزینههای بهداشتی و درمانی از مخارج باقیمانده برآورد شده است. برای دهکبندی و صدکبندی خانوارها نیز از شاخص سهم خوراک از کل مخارج استفاده شده است. براین اساس در دو گزارش مجزا به بررسی سهم مخارج بهداشت و درمان از کل مخارج غیرخوراکی خواهیم پرداخت. هزینههای بهداشت و درمان شامل هزینههای مربوط به درمان در مطب پزشک، بیمارستان و خرید دارو بوده و هزینههای بهداشتی نیز شامل خرید شامپو، صابون و موارد دیگر است. هرچه سهم این هزینهها از کل مخارج غیرخوراکی بیشتر باشد میتواند نشانگر وضعیت مطلوب خانوارها باشد.
در این بخش روند متوسط هزینه سالانه بهداشت و درمان خانوارها به تفکیک مناطق شهری و روستایی و سهم این هزینهها از مخارج غیر خوراکی در گروههای سنی مختلف سرپرست خانوار بررسی شده است.

هزینه بهداشت و درمان شهرنشینان بیشتر از روستاییان
بررسیها نشان میدهد که متوسط هزینه سالانه بهداشت و درمان در خانوارهای شهری تقریبا دو برابر خانوارهای روستایی است. این امر احتمالا به رفاه بالاتر خانوارهای شهری مرتبط است که میتوانند نسبت به ساکنان روستا هزینه بیشتری را به بهداشت و درمان اختصاص دهند. برای مثال در سال 1400 یک خانوار شهری بهطور متوسط 9 میلیون و 200 هزار تومان را به بهداشت و درمان اختصاص داده درحالی که یک خانوار روستایی تنها 5 میلیون تومان بهطور متوسط در بهداشت و درمان هزینه کرده است.
از طرف دیگر روند هزینه سالانه حقیقی اختصاص یافته به بهداشت و درمان توسط خانوارها در شهر از سال 1400 تا سال 1403 نسبتا نزولی بوده و در سال 1403 برابر با 8 میلیون و 600 هزار تومان بوده است. اینها درحالی است که در روستا مخارج بهداشت و درمان یک خانوار به صورت متوسط حدود 5 میلیون و 100 هزار تومان برآورد شده که بیانگر ثبات نسبی این هزینهها از سال 1400 است.

مختصات سهم خوراک از کل مخارج در خانوارها
از سوی دیگر با هدف دهکبندی و صدکبندی خانوارها از شاخص سهم خوراک از کل مخارج بهره گرفته شده است. بهطوری که هرچه سهم خوراک از کل هزینهها بالاتر رود، آن خانوار در دهک یا صدک بالاتری قرار گرفته و احتمالا از شرایط معیشتی مطلوبی برخوردار نیست. چرا که خانوار فقیر مخارج کمتری داشته و مجبور است سهم بالایی از هزینههای خود را به خوراک اختصاص دهد.
محاسبات نشان میدهد که عمده خانوارها در سالهای 1402 و 1403 حدود 40 درصد از کل مخارج خود را به خوراک اختصاص دادهاند. گروه بعدی 30 درصد و گروه سوم نیز 50 درصد از کل هزینههای خود را خرج خوراک کردهاند.
در گروههای سنی مختلف در سالهای 1402 و 1403 هرچه سن سرپرست خانوار افزایش یافته، سهم هزینههای بهداشت و درمان از کل مخارج غیرخوراکی زیادتر شده که البته امری طبیعی است. به بیان دقیقتر بهطور متوسط در سرپرستان خانوار 25 ساله دو درصد از کل مخارج غیرخوراکی به بهداشت و درمان تخصیص یافته و هرچه گروه سنی سرپرست خانوار افزایش یافته، سهم هزینههای بهداشت و درمان هم بالاتر رفته است. بهطور مثال در بین سرپرستان خانوار 80 ساله بهطور متوسط 4 درصد از مخارجی که هزینه خوراک از آن کسر شده به بهداشت و درمان اختصاص پیدا کرده است. امری که احتمالا به افزایش هزینههای درمانی در اثر افزایش سن مرتبط است.
با اینحال در گروههای سنی بالاتر یعنی سرپرستان خانوار 85، 90 و 95 ساله سهم بهداشت و درمان در هزینههای خوراکی کاهش یافته که این موضوع را میتوان ناشی از تعداد مشاهدات کمتر و همچنین تغییر ساختار خانوارها دانست. به بیان دیگر نرخ مرگ و میر سرپرستان خانوار در گروههای 85 سال به بالا بیشتر بوده و یا تحت پوشش خانواده فرزندان خود قرار گرفتهاند.