پژوهش «تحریم‌ها، جنگ‌ها و چشم‌انداز اقتصاد ایران» نوشته هاشم پسران و ران اسمیت، تصویری از اقتصادی ارائه می‌دهد که طی نزدیک به پنج دهه، هم‌زمان زیر فشار تحریم، جنگ و ضعف‌های ساختاری قرار داشته است. بر اساس این پژوهش، رشد متوسط سالانه اقتصاد ایران از زمان انقلاب حدود ۲.۳ درصد بوده؛ رقمی که در مقایسه با ترکیه فاصله قابل‌توجهی دارد. رشد اقتصادی سرانه نیز تقریباً متوقف مانده و تورم متوسط سالانه نزدیک به ۲۰ درصد، به یکی از ویژگی‌های پایدار اقتصاد ایران تبدیل شده است.

نویسندگان در ادامه دو مسیر متفاوت برای اقتصاد ایران ترسیم می‌کنند. در سناریوی نخست، تداوم درگیری‌های نظامی و فشارهای نفتی، اقتصاد را به سمت یک «اقتصاد محاصره‌شده» سوق می‌دهد؛ وضعیتی که می‌تواند سهمیه‌بندی شدیدتر سوخت، غذا و دارو و گسترش بازارهای غیررسمی را به دنبال داشته باشد.

اما سناریوی دوم، برقراری نوعی صلح سرد و کاهش تحریم‌هاست. در این حالت، احیای صادرات نفت و آزادسازی دارایی‌های خارجی می‌تواند منابع ارزی قابل‌توجهی را وارد اقتصاد کند و با کاهش انتظارات تورمی، فرصتی برای اصلاحات ساختاری ایجاد شود.

پسران و اسمیت در این سناریو بر سه اصلاح کلیدی تأکید دارند: حرکت تدریجی به سمت نظام ارزی تک‌نرخی و شناور مدیریت‌شده، جایگزینی یارانه‌های پنهان با حمایت‌های مستقیم و هدفمند، و اصلاح عمیق نظام بانکی. با این حال، اجرای این اصلاحات با یک مانع جدی روبه‌روست: شبکه‌هایی که طی سال‌ها از ارز ترجیحی، تسهیلات بانکی و سازوکارهای دور زدن تحریم‌ها منتفع شده‌اند.

پرسش اصلی پژوهش همین‌جاست: آیا کاهش فشار خارجی می‌تواند فرصتی برای اصلاح اقتصاد ایران ایجاد کند، یا منافع تثبیت‌شده اجازه عبور از ساختارهای ناکارآمد را نخواهد داد؟