پل ساموئلسون در گری، ایالت ایندیانا متولد شد. در شانزده‌سالگی وارد دانشگاه شیکاگو شد، جایی‌که نزد فرانک نایت، جیکوب واینر و دیگر بزرگان اقتصاد تحصیل کرد و در کنار اقتصاددانان جوانی مانند میلتون فریدمن و جورج استیگلر که آن زمان دانشجویان تحصیلات تکمیلی بودند درس خواند. او سپس برای ادامهٔ تحصیل به دانشگاه هاروارد رفت. در سال ۱۹۴۰ و در سن بیست‌وشش‌سالگی تدریس در مؤسسهٔ فناوری ماساچوست (MIT) را آغاز کرد و شش سال بعد به مقام استادی کامل رسید. افزون بر جایزهٔ نوبل، در سال ۱۹۴۷ جایزهٔ جان بیتس کلارک را نیز دریافت کرد؛ جایزه‌ای که به برجسته‌ترین اقتصاددان زیر چهل سال تعلق می‌گیرد. او در سال ۱۹۶۱ رئیس انجمن اقتصادی آمریکا شد.

نویسنده: دیوید آر. هندرسون

ساموئلسون، مانند فریدمن، از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۸۱ ستون ثابتی در مجلهٔ نیوزویک داشت؛ اما برخلاف فریدمن، باور پرشوری به بازارهای آزاد نداشت و حتی به همان اندازه به مداخلهٔ دولت در بازارها نیز باور قطعی نداشت. به نظر می‌رسید لذت او بیشتر در ارائهٔ اثبات‌های جدید، نمایش مهارت‌های فنی و بیان عبارات هوشمندانه باشد.

خود ساموئلسون زمانی گفته بود:

روزی از دوست آماردانم، هارولد فریمن، پرسیدم: "هارولد، اگر شیطان پیشنهادی به تو بدهد که در ازای روح جاودانه‌ات یک قضیهٔ درخشان ریاضی به تو بدهد، قبول می‌کنی؟"

او پاسخ داد: "نه، اما برای یک نامساوی این کار را می‌کنم."

من از آن پاسخ خوشم آمد.

کاربست ریاضیات در اقتصاد

ساموئلسون بیش از هر اقتصاددان دیگری سطح تحلیل ریاضی در علم اقتصاد را بالا برد. تا اواخر دهه ۱۹۳۰، زمانی‌که جریان شگفت‌انگیز و مداومی از مقالات خود را آغاز کرد، اقتصاد معمولاً از طریق توضیحات کلامی و مدل‌های نموداری درک می‌شد. ساموئلسون نخستین مقاله منتشرشده خود با عنوان «یادداشتی درباره اندازه‌گیری مطلوبیت» (1) را در حالی نوشت که دانشجوی دکترای بیست‌ویک‌ساله‌ای در دانشگاه هاروارد بود. او در مقاله‌ای در سال ۱۹۳۸ مفهوم «ترجیح آشکارشده» (2) را معرفی کرد. هدف او این بود که بتوان با مشاهده انتخاب‌های یک مصرف‌کننده تشخیص داد که آیا او پس از تغییر قیمت‌ها وضعیت بهتری پیدا کرده است یا نه؛ و در واقع ساموئلسون شرایطی را تعیین کرد که در آن چنین قضاوتی ممکن است. مصرف‌کننده از طریق انتخاب‌های خود ترجیحاتش را آشکار می‌کند؛ از همین‌جا اصطلاح «ترجیحات آشکارشده» به وجود آمد.

اثر بزرگ ساموئلسون که بیش از هر کتاب دیگری به گسترش انقلاب ریاضی در اقتصاد کمک کرد، کتاب بنیادهای تحلیل اقتصادی (3) است. این کتاب که بر اساس رسالهٔ دکترای او در هاروارد نوشته شده است، نشان می‌دهد که تقریباً تمام رفتارهای اقتصادی را می‌توان به صورت حداکثرسازی یا حداقل‌سازی تحت یک قید درک کرد.  جان آر. هیکس نیز در کتاب خود در سال ۱۹۳۹ با عنوان ارزش و سرمایه (4) کاری مشابه انجام داد؛ بااین‌همه، درحالی‌که هیکس ریاضیات را به ضمیمه‌ها منتقل کرده بود، «ساموئلسون»، به گفتهٔ استنلی فیشر (یکی از دانشجویان سابق او)، «ریاضیات را در متن اصلی به نمایش می‌گذارد.» تکنیک‌های ریاضی ساموئلسون دقت و سخت‌گیری علمی تازه‌ای به اقتصاد بخشید. همان‌طور که برندهٔ دیگر جایزهٔ نوبل، رابرت لوکاس، گفته است: «او این بحث‌های کلامی طولانی و نامفهوم را که پایانی ندارند، می‌گیرد و تمامشان می‌کند؛ مسئله را طوری صورت‌بندی می‌کند که پاسخ‌دادنی شود و بعد پاسخ را به دست می‌آورد.»

ساموئلسون از آخرین اقتصاددانان جامع‌نگری است که در حوزه‌های متعددی از اقتصاد بسیار پربار بوده‌اند. او در نظریهٔ مصرف‌کننده و اقتصاد رفاه، تجارت بین‌الملل، نظریهٔ مالی، نظریهٔ سرمایه، پویایی‌ها و تعادل عمومی و اقتصاد کلان بینش‌های بنیادی ارائه کرده است.

اثبات قضایا

اقتصاددان سوئدی برتیل اوهلین استدلال کرده بود که تجارت بین‌الملل تمایل دارد قیمت عوامل تولید را برابر کند. برای مثال، تجارت میان هند و ایالات متحده شکاف دستمزد میان این دو کشور را کاهش می‌دهد. ساموئلسون با استفاده از ابزارهای ریاضی شرایطی را نشان داد که در آن این تفاوت‌ها به صفر می‌رسند. قضیه‌ای که او اثبات کرد «قضیهٔ برابری قیمت عوامل» (5) نام دارد.

در نظریهٔ مالی که او در پنجاه‌سالگی به آن پرداخت، بخشی از کارهای اولیه‌ای را انجام داد که نشان می‌داد قیمت‌های آتی که به‌درستی پیش‌بینی شده‌اند، باید به‌صورت تصادفی نوسان کنند. ساموئلسون همچنین در نظریهٔ سرمایه کارهای پیشگامانه‌ای انجام داد، اما توضیح کامل این دستاوردها در چند جمله ممکن نیست.

اقتصاددانان مدت‌ها معتقد بودند که کالاهایی وجود دارند که بخش خصوصی نمی‌تواند آن‌ها را فراهم کند، زیرا گرفتن هزینه از همهٔ کسانی که از آن‌ها بهره می‌برند، دشوار است. دفاع ملی یکی از بهترین نمونه‌های چنین کالایی است. ساموئلسون در مقاله‌ای در سال ۱۹۵۴ نخستین کسی بود که تلاش کرد تعریف دقیق و سخت‌گیرانه‌ای از «کالای عمومی» ارائه دهد.

در اقتصاد کلان، ساموئلسون نشان داد که چگونه ترکیب نظریهٔ شتاب‌دهندهٔ سرمایه‌گذاری با مدل تعیین درآمد کینزی ماهیت چرخه‌ای نوسانات تجاری را توضیح می‌دهد. او همچنین مفهوم «ترکیب نئوکلاسیکی» را معرفی کرد؛ ترکیبی از اقتصاد خرد نئوکلاسیک قدیمی و اقتصاد کلان کینزی جدید (در دههٔ ۱۹۵۰). بر اساس نظر ساموئلسون، مداخلهٔ دولت از طریق سیاست‌های مالی و پولی برای دستیابی به اشتغال کامل ضروری است. در شرایط اشتغال کامل، بازار به‌خوبی عمل می‌کند، به‌جز در فراهم‌کردن کالاهای عمومی و حل مشکلات ناشی از اثرات خارجی. جیمز توبین ترکیب نئوکلاسیکی را یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ساموئلسون در اقتصاد دانسته است.

در کتاب برنامه‌ریزی خطی و تحلیل اقتصادی (6)، ساموئلسون به همراه همکارانش رابرت دورفمن و رابرت سولو تکنیک‌های بهینه‌سازی را در نظریهٔ قیمت و نظریهٔ رشد به کار بردند و بدین ترتیب این حوزه‌های پیش‌تر جدا از هم را با یکدیگر ادغام کردند.

نویسنده‌ای پرتلاش

ساموئلسون نویسنده‌ای بسیار پربار بود و بیش از پنجاه سال به‌طور متوسط تقریباً هر ماه یک مقالهٔ فنی منتشر کرد. در مجموع ۳۳۸ مقالهٔ او در مجموعهٔ پنج‌جلدی «مقالات علمی گردآوری‌شده» (۱۹۶۶–۱۹۸۶) آمده است. او همچنین کتاب درسی بسیار محبوب خود با عنوان اقتصاد را تقریباً هر سه سال یک‌بار از سال ۱۹۴۸ بازنگری کرد؛ این کتاب به زبان‌های بسیاری ترجمه شده است. ساموئلسون زمانی گفته بود: «بگذارید هر کس می‌خواهد قوانین یک کشور را بنویسد، اگر من بتوانم کتاب‌های درسی آن را بنویسم.»

در سال ۱۹۷۰ پل ساموئلسون نخستین آمریکایی شد که جایزهٔ نوبل اقتصاد را دریافت کرد. این جایزه «به پاس کارهای علمی‌ای که از طریق آن نظریهٔ اقتصادی ایستا و پویا را توسعه داد و سطح تحلیل در علم اقتصاد را ارتقا بخشید» به او اعطا شد.

پی‌نوشت‌ها

  1. A Note on the Measurement of Utility
  2. revealed preference
  3. Foundations of Economic Analysis
  4. Value and Capital
  5. factor price equalization theorem
  6. Linear Programming and Economic Analysis