کریمی با اشاره به حضور ۱۷ روزه خود در دوحه به دعوت شبکه الجزیره گفت: در هفتههای ابتدایی جنگ، فضای منطقه بهشدت ملتهب بود. شدت و گستردگی حملات، بهویژه برای افکار عمومی کشورهای عربی شوکآور بود. حتی در استودیوهای تلویزیونی، همزمان با مناظرهها، صدای رهگیری و اصابت موشکها شنیده میشد.
او افزود: محور اصلی انتقادات کارشناسان عرب این بود که کشورهایشان نقشی در جنگ نداشتهاند و نباید هدف قرار میگرفتند. در پاسخ، از دو زاویه تلاش کردم موضوع را توضیح دهم: نخست، از منظر حقوقی که ایران نقاط مبدأ تهدید را هدف قرار داده؛ و دوم، از منظر امنیتی که ناامنی ماهیتی فرامرزی دارد.
به گفته کریمی، این تصور که میتوان ایران را تحت فشار قرار داد اما سایر کشورهای منطقه در امنیت باقی بمانند، «یک فانتزی غیرواقعی» است: «ناامنی مانند طوفان یا آلودگی محیطزیست، مرز نمیشناسد و کل منطقه را درگیر میکند.»
او همچنین تأکید کرد که با طرح موضوع اسرائیل در مناظرهها، مواضع بسیاری از کارشناسان عرب تعدیل میشد و درک بیشتری نسبت به استدلالهای ایران شکل میگرفت.
کریمی در بخش دیگری از سخنانش به تجربه شخصی خود در بازگشت به ایران اشاره کرد و گفت: در مسیر بازگشت، یک راننده کرد ترکیهای حمایت زیادی از ایران نشان میداد، اما در داخل کشور، با افرادی مواجه شدم که مواضع کاملاً متفاوتی داشتند. این تضاد برای من بسیار تلخ و قابل تأمل بود.
او درباره آینده روابط ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس گفت: سرنوشت این روابط تا حد زیادی به نحوه پایان منازعه با آمریکا بستگی دارد. اگر نوعی «ترک مخاصمه» شکل بگیرد، اصلاح روابط منطقهای چندان دشوار نخواهد بود؛ اما در غیر این صورت، مسیر پیچیدهتر میشود.
کریمی در عین حال از عملکرد دیپلماسی منطقهای ایران انتقاد کرد: فعالیتهای منطقهای ما در شأن ایران نیست. بسیاری از نمایندگیهای ما حداقل فعالیت ممکن را دارند. در این شرایط، نیازمند ابتکارهای جدی، از جمله اعزام فرستادگان ویژه و فعالسازی واقعی دیپلماسی هستیم.
او همچنین تأکید کرد که کشورهای عربی باید متقاعد شوند که امنیت منطقهای پایدار، بیش از وابستگی به آمریکا برای آنها منفعت دارد.
این استاد روابط بینالملل درباره مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان گفت: یکی از مشکلات اصلی، ورود طرفین با پیششرطهای متعدد بود؛ رویکردی که معمولاً مذاکره را قفل میکند.
به گفته او، مذاکره مؤثر نیازمند یک «تصویر نهایی مشترک» است: باید از ابتدا مشخص باشد که طرفین به چه نقطهای میخواهند برسند. سپس درباره جزئیات مسیر مذاکره شود، نه اینکه از ابتدا فهرست مطالبات حداکثری مطرح شود.
او همچنین به ترکیب تیم مذاکرهکننده ایران اشاره کرد و افزود: اگرچه تیم اعزامی بلندپایه بود، اما از نظر تخصصی ترکیب بهینهای نداشت. مذاکره یک کار کاملاً تخصصی است و نیازمند حضور طراحان حرفهای، حقوقدانان و کارشناسان موضوعی است.
کریمی درباره نقش پاکستان گفت: این کشور تلاش میکند نقش میانجی را ایفا کند و تمایل دارد مذاکرات به شکل تبادل پیام و توافق از پیش آماده پیش برود، چراکه این مدل برای میانجیگری کمهزینهتر و موفقیتآمیزتر است. اما این الزاماً بهترین گزینه برای ایران نیست، زیرا در چنین چارچوبی امکان اقناع طرف مقابل محدودتر میشود.
او در پاسخ به این پرسش که آیا توافقی میان ایران و آمریکا ممکن است، گفت: رسیدن به یک «ترک پایدار منازعه» امکانپذیر است، به شرط آنکه توافق بهگونهای طراحی شود که همه طرفها بتوانند از آن دفاع کنند.
کریمی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی دونالد ترامپ افزود: ترامپ به دنبال یک دستاورد بزرگ و ماندگار است. اگر توافقی به او امکان دهد چنین تصویری ارائه کند، احتمال پایداری آن افزایش مییابد.
این تحلیلگر با تأکید بر اینکه ایران در جنگ اخیر به اهداف دفاعی خود دست یافته، گفت: ایران به اهداف اعلامی خود رسید، در حالی که طرف مقابل به بسیاری از اهدافش نرسید. این یک سرمایه است و اکنون یک بزنگاه مهم برای تبدیل این وضعیت به دستاوردهای سیاسی و دیپلماتیک فراهم شده است.
کریمی در بخش پایانی سخنانش، ریشه مشکلات کشور را در نوع حکمرانی دانست و گفت: مشکل اصلی این است که در حوزههای پیشران توسعه، بستر لازم فراهم نمیشود، اما در مقابل، سیاستهای محدودکننده بهدرستی اجرا نمیشوند.
او توضیح داد که این وضعیت باعث کاهش کارآمدی حکومت و شکلگیری شکافهای اجتماعی شده است.
در جمعبندی، کریمی تأکید کرد: حل مشکلات کشور نیازمند یک تغییر رویکرد اساسی است. باید بپذیریم که مسیر توسعه از زندگی راحت نمیگذرد.
او افزود: افزایش تولید، کاهش مصرف، انضباط اقتصادی و پذیرش سختیهای کوتاهمدت، شرط دستیابی به ثبات و پیشرفت بلندمدت است.