اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» باشگاه سیاستمداران، با تشریح وضعیت اقتصادی، سیاسی و سیاست خارجی ایران، از ضرورت اصلاح نظام تصمیم‌گیری، پایان جنگ، تقویت دیپلماسی، مدیریت اقتصاد و ایجاد تغییرات جدی در رویکردهای کشور سخن گفت.

جهانگیری با اشاره به شرایط اقتصادی کشور اظهار کرد: تبیین شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور در مقطع فعلی کار دشواری است؛ چراکه بسیاری از شاخص‌ها منفی هستند و تکرار مجموعه‌ای از حرف‌های منفی ممکن است به‌صورت طبیعی بر گوینده و شنونده آثار مخربی داشته باشد. با این حال، شرایط اقتصادی کشور در شاخص‌های مختلف روشن است.

وی افزود: تورم بالاست و آثار اصلی آن در زندگی مردم دیده می‌شود. افزایش هزینه‌های زندگی، شرایط را برای طبقات حقوق‌بگیر و اقشار ضعیف جامعه دشوارتر کرده و از سوی دیگر، تورم بر هزینه‌های بنگاه‌های اقتصادی نیز اثر گذاشته و افزایش هزینه‌های تولید را به دنبال دارد. این شرایط می‌تواند به کاهش تولید منجر شود؛ زیرا وقتی تقاضا و قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند، اقتصاد در معرض رکود تورمی قرار می‌گیرد.

معاون اول رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم ادامه داد: متأسفانه شاخص‌های اصلی اقتصاد کشور نشان می‌دهند که از این منظر در شرایط رکود تورمی قرار داریم؛ چراکه رشد اقتصادی منفی و تورم بالا می‌تواند به بخش‌های مختلف اقتصاد آسیب بزند. از سوی دیگر، وقتی رشد سرمایه‌گذاری منفی است، ظرفیت تولید کشور به‌صورت طبیعی کاهش پیدا می‌کند و آینده اقتصاد کشور کوچک‌تر می‌شود و چشم‌انداز روشنی برای رشد اقتصادی ترسیم نمی‌شود.

جهانگیری با اشاره به تشدید ناترازی‌ها گفت: ناترازی‌ها نیز جدی‌تر شده‌اند. من از دوره دولت‌های یازدهم و دوازدهم روی موضوع ناترازی‌ها متمرکز بودم و در مراسم سالگرد دنیای اقتصاد نیز درباره ناترازی‌های بخش‌های مختلف صحبت کردم. امروز نیز ناترازی انرژی، بودجه و نظام بانکی از جمله موضوعاتی هستند که کشور را تحت تأثیر و فشار قرار می‌دهند.

وی با بیان اینکه بخشی از مشکلات اقتصادی ناشی از شوک‌های خارجی و بخش عمده آن ساختاری است، تصریح کرد: شوک‌هایی که به اقتصاد کشور وارد می‌شوند، حتماً تأثیر دارند؛ محدودیت‌های خارجی، مشکلات در روابط و مبادلات خارجی، تحریم‌ها، محاصره دریایی و حتی جنگ، همگی بر اقتصاد اثرگذارند. اما بخش عمده مشکلات، ساختاری است.

جهانگیری ادامه داد: ما حداقل طی ۴۰ تا ۵۰ سال اخیر با تورم مزمن دورقمی مواجه بوده‌ایم که یکی از مشکلات ساختاری کشور است. کاهش سرمایه‌گذاری نیز به این معنا نیست که در دوره‌هایی رشد سرمایه‌گذاری نداشته‌ایم، بلکه میزان سرمایه‌گذاری متناسب با نیاز کشور نبوده است. این موضوع به فضای کسب‌وکار و ثبات اقتصادی که لازمه رشد سرمایه‌گذاری است، مربوط می‌شود. کسری بودجه مزمن نیز همواره با بودجه کشور همراه بوده و آن هم یک مشکل ساختاری است.

وی تأکید کرد: اگر شوک‌های خارجی برطرف شوند، تحریم‌ها کنار بروند و محاصره پایان پیدا کند، نمی‌توان انتظار داشت اقتصاد کشور خودبه‌خود شکوفا شود. اگر اصلاحات اقتصادی همزمان انجام نشود، مشکلات ساختاری برطرف نشود، تعادل به بودجه و نظام بانکی بازنگردد و ثبات اقتصادی و فضای مناسب کسب‌وکار ایجاد نشود، این اتفاق رخ نخواهد داد. عکس آن نیز صادق است؛ هر دو موضوع باید همزمان دنبال شوند و هر دو بر آینده اقتصاد کشور تأثیرگذارند.

معاون اول رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم در ادامه با انتقاد از نظام تصمیم‌گیری کشور گفت: یکی از اشکالات اساسی ایران، نظام تصمیم‌گیری است. در کتاب «در اندیشه ایران» که بر اساس تجربیات و خاطرات دوران معاون اولی منتشر شده، به‌ویژه در بخش پایانی، به این موضوع پرداخته‌ام.

جهانگیری افزود: یکی از اشکالاتی که در ایران وجود دارد این است که تصمیم‌ها خیلی دیر گرفته می‌شوند. نظام تصمیم‌گیری و حکمرانی در ایران به‌گونه‌ای طراحی شده که تصمیم‌های سخت به تعویق انداخته می‌شوند. مسئولان وقتی می‌خواهند تصمیم بگیرند، هزینه تصمیم را در همان روز می‌بینند، احساس می‌کنند تصمیم سخت است و می‌گویند سال آینده درباره آن تصمیم می‌گیریم.

وی ادامه داد: هر سال که تصمیم به تعویق می‌افتد، هزینه تصمیم‌گیری در سال‌های بعد دشوارتر می‌شود و گاهی اوقات مسئله دیگر اصلاً از حالت اقتصادی خارج می‌شود و هزینه‌های سیاسی و امنیتی برای آن ایجاد می‌شود. بنابراین یکی از گیرهای اصلی کشور، تصمیم‌گیری است.

جهانگیری گفت: اگر از این منظر نگاه کنیم، عمده اشکالاتی که در سیستم ما وجود دارد این بوده که تصمیمات مهم را به تعویق انداخته‌ایم؛ حتی در عرصه سیاسی، مگر در شرایط دشواری که مجبور شده‌ایم تصمیمی را که بر ما تحمیل شده، اتخاذ کنیم. گاهی آثار این تصمیم‌ها مثبت شده و گاهی نیز تصمیم گرفته‌ایم، اما آثار آن مثبت نبوده است؛ زیرا نتوانسته‌ایم مسیر را ادامه دهیم.

وی درباره تحولات سیاسی پس از جنگ ۴۰ روزه اظهار کرد: جنگ ۴۰ روزه شاید مهم‌ترین اتفاقی بود که در آن شهادت رهبری رخ داد. من فکر می‌کنم رژیم صهیونیستی و احتمالاً سازمان‌های جاسوسی آن، مانند موساد، به‌خوبی به این جمع‌بندی رسیده بودند که رهبری در نظام مدیریت ایران نقش کلیدی و تعیین‌کننده‌ای دارد.

جهانگیری افزود: جایگاه رهبری در قانون اساسی بسیار مهم است؛ مسئول صلح و جنگ، رهبری است، مسئولان کلیدی کشور در بخش‌های مختلف توسط رهبری انتخاب می‌شوند و فرمانده کل نیروهای مسلح نیز رهبری است و فرماندهان بخش‌های مختلف نیروهای مسلح توسط ایشان منصوب می‌شوند.

وی گفت: رهبری شهید سابقه طولانی در اداره کشور داشت؛ از پیش از انقلاب که جزو مبارزان خط مقدم نظام برای استقرار جمهوری اسلامی علیه رژیم گذشته بود تا پس از پیروزی انقلاب که نقش کلیدی در شورای انقلاب داشت، هشت سال رئیس‌جمهور بود و پس از آن نیز بیش از سه دهه رهبری انقلاب را برعهده داشت.

جهانگیری ادامه داد: من فکر نمی‌کنم حتی در منطقه ما مسئولی چنین سابقه اجرایی و چنین تجربه‌ای داشته باشد؛ کسی که جنگ را تجربه کرده، بحران‌های مختلف پس از جنگ را مدیریت کرده، منطقه را به‌خوبی می‌شناخت و درک مناسبی از مسائل بین‌المللی داشت.

وی افزود: یکی از ویژگی‌های ایشان این بود که هر موضوع مهمی که مطرح می‌شد، جلسه می‌گذاشت، حرف مسئولان ذی‌ربط را می‌شنید و در همان‌جا تلاش می‌کرد به یک جمع‌بندی روشن برسد. این نیز از ویژگی‌های شخصی ایشان بود.

جهانگیری با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت: در جنگ ۱۲ روزه، با اینکه در روز اول غافلگیری بسیار شدیدی اتفاق افتاد و مشخص بود برخی فرماندهان در خانه‌های خود بودند و بعضی از فرماندهان اصلاً تصور نمی‌کردند جنگ اتفاق بیفتد، اما تدبیر همواره این بود که وارد جنگ مستقیم، نه با رژیم صهیونیستی و نه با آمریکا، نشویم.

وی ادامه داد: در روز اول جنگ ۱۲ روزه فرماندهان مهمی از جمله فرمانده کل سپاه، رئیس ستاد کل، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا و فرمانده نیروی هوافضا هدف قرار گرفتند و تعدادی از مسئولان و دانشمندان هسته‌ای نیز در همان روز اول هدف قرار گرفتند.

جهانگیری تصریح کرد: شهید باقری به نظر من در سپاه جایگزین نداشت و شهید رشید نیز جایگزین نداشت. بسیاری از این افراد در جنگ هشت‌ساله فرماندهی کرده بودند، افراد استراتژیستی بودند و با دولت‌ها جلسات متعددی داشتند.

وی افزود: بسیاری فکر می‌کردند ایران در همان جنگ ۱۲ روزه آسیب قطعی دیده و احتمالاً اسرائیل با ادامه جنگ می‌تواند ضربات خردکننده‌ای وارد کند، اما یک اتفاق مانع شد و آن همان مسئله نظام تصمیم‌گیری بود.

معاون اول رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفت: مهم‌ترین نکته برجسته جنگ ۱۲ روزه این بود که رهبری در لحظات اول جنگ مهم‌ترین تصمیمات دوران رهبری خود را اتخاذ کرد. در شرایط عادی، وقتی قرار است فرماندهی منصوب شود، مدت‌ها طول می‌کشد تا دستگاه‌های مختلف بررسی کنند، پیشنهاد بدهند و مراحل مختلف طی شود، اما ایشان ظرف چند ساعت همه فرماندهان را منصوب کردند.

جهانگیری ادامه داد: فرمانده سپاه، فرمانده ستاد کل و فرمانده قرارگاه خاتم را منصوب کردند و دستور پاسخ به حمله را دادند. کشور روی پای خود ایستاد و تقریباً از همان شب، با نخستین شلیک‌ها، همه فهمیدند که نظام مستقر است و سپاه و نیروهای مسلح در حال انجام وظایف خود هستند.

وی گفت: من فکر می‌کنم آمریکایی‌ها برای مرحله بعد به این جمع‌بندی رسیدند که جنگ ۱۲ روزه‌ای که تصور می‌کردند می‌توانند با آن همه‌چیز را تمام کنند، به نتیجه نرسید و رهبری تعیین‌کننده بود. به همین دلیل، به نظر من طراحی آنها این بود که در جنگ دیگری زمانی وارد شوند که بتوانند رهبری را هدف قرار دهند.

جهانگیری تصریح کرد: در جنگ ۴۰ روزه، مهم‌ترین اتفاقی که برای کشور افتاد این بود که ستون مستحکم نظام جمهوری اسلامی از بین رفت.

وی با اشاره به سازوکارهای پیش‌بینی‌شده برای شرایط احتمالی شهادت رهبری گفت: در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ ۴۰ روزه، به نظر من خود ایشان نیز به این تحلیل رسیده بودند و تلاش کرده بودند سازوکارهایی را برای شرایط احتمالی شهادت خودشان طراحی کنند. اخیراً دوستان می‌گویند در جلسات شورای عالی امنیت ملی و جاهای دیگر درباره اینکه اگر رهبری شهید شد، چه باید کرد، بحث می‌شد.

جهانگیری افزود: حتی برخی نهادهای نظامی گزارش داده بودند که در آستانه حمله هستیم و این بار حمله گسترده‌تر خواهد بود و آمریکایی‌ها نیز مستقیماً وارد خواهند شد، چون همه سازوکارها مهیا شده بود. در اینجا نظام تصمیم‌گیری آسیب جدی دید.

وی درباره انتخاب رهبری جدید اظهار کرد: رهبری جدیدی که انتخاب شده، از نظر من مناسب‌ترین فرد در میان افرادی بود که در مجموعه خبرگان مطرح بودند. وقتی انسان شناخت خود را نسبت به تک‌تک افراد مرور می‌کند، به نظر من ایشان مناسب‌ترین گزینه بود؛ زیرا بیش از ۳۰ سال در کنار پدر خود با مسائل اداره کشور و نیروهای مسلح آشنا بوده است.

جهانگیری افزود: رهبری جایی است که مستقیماً باید نیروهای مسلح را مدیریت کند. رئیس صداوسیما را منصوب می‌کند، اما در جزئیات آن به آن معنا دخالت نمی‌کند و اگر هم دخالت کند، در سطح کلان است؛ اما نیروهای مسلح جایی است که باید فرماندهی شود و نیروهای مسلح نیز یاد گرفته‌اند که در ساختار فرماندهی از مقام بالاتر دستور بگیرند.

وی تأکید کرد: من فکر می‌کنم اداره کشور در چنین مقطعی نیازمند فردی بود که با این مسائل آشنا باشد، اما این شرایط اکنون مانعی ایجاد کرده که مسئولان کشور نمی‌توانند ارتباط لازم را برقرار کنند.

جهانگیری تصریح کرد: برداشت من این است که نظام برای استمرار حرکت خود و عبور از بحرانی که اکنون ایجاد شده، حتماً نیازمند اصلاحات جدی و تغییر در رویکردهای جدی است. ما باید بدانیم مردم، نظام هستند و مردم را به‌صورت واقعی به‌عنوان همه‌چیز نظام قبول کنیم و بپذیریم که مردم تصمیم‌گیر نهایی هستند.

وی درباره سیاست خارجی ایران گفت: در این شرایط حتماً باید به سمت پایان جنگ برویم. بعید می‌دانم کسی در این کشور باشد که بگوید جنگ یک فرصت و یک نعمت است و حتماً باید ادامه پیدا کند؛ همان‌طور که زمانی درباره تحریم‌ها می‌گفتند نعمت هستند.

جهانگیری افزود: البته در جنگ، همیشه یک رقیب مسلح مقابل شما قرار دارد و نباید احساس ضعف کند. نباید احساس کند درخواست مذاکره از موضع ضعف است. اگر طرف مقابل احساس کند شما از موضع ضعف و ناتوانی در صحنه نبرد به دنبال صلح هستید، ممکن است تصور کند باید قدم‌های بیشتری بردارد تا ضعف شما آشکارتر شود و شما زودتر تسلیم خواسته‌های او شوید.

وی ادامه داد: این میدان نبرد است و باید بر اساس واقعیت‌های صحنه فکر کرد. البته مسئولان کشور باید به‌سرعت تدبیر کنند تا کشور از این مرحله عبور داده شود.

جهانگیری با اشاره به تفاهم اسلام‌آباد اظهار کرد: به همین دلیل فکر می‌کنم توافق اسلام‌آباد، به هر حال، کار بزرگی بود و توافق خوبی بود. وقتی بندبه‌بند آن را می‌خوانیم، می‌بینیم ایران و آمریکا توافق کرده‌اند که ایران کاری را انجام دهد و آمریکا نیز کاری را انجام دهد.

وی افزود: اینکه آمریکا در شرایط جنگ با یک کشور بنشیند و بگوید من در برابر تو هستم، تو کاری باید انجام دهی و من نیز کاری انجام می‌دهم، معنای مهمی دارد.

جهانگیری ادامه داد: ما در بخش اول جنگ ۴۰ روزه خوب بیرون آمدیم. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها به هیچ‌کدام از اهداف اعلام‌شده خود دسترسی پیدا نکردند و نمی‌توانند بگویند پیروز جنگ شده‌اند. آنها با یک هدف بزرگ وارد شدند و در رسیدن به آن هدف موفق نشدند و به همین دلیل در اسلام‌آباد پذیرفتند که به ایران امتیاز بدهند.

معاون اول رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم با اشاره به سابقه تحریم‌ها گفت: آمریکایی‌ها حداقل از جنگ جهانی دوم به بعد به این جمع‌بندی رسیده‌اند که کشورها را با تحریم‌های اقتصادی، به‌عنوان قدرت نرم خود، بهتر می‌توانند آسیب بزنند و آنها را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کنند. تحریم در سیاست آمریکا به نوعی جایگزین جنگ نظامی شده است؛ زیرا جنگ‌های نظامی معمولاً برای آمریکا پرهزینه هستند.

جهانگیری با اشاره به سابقه تحریم ایران گفت: در ایران، تحریم‌های اقتصادی از همان اوایل انقلاب آغاز شد، به‌خصوص در بخش نفت و گاز. تحریم‌ها در دوره‌های مختلف تشدید شدند و از سال ۱۳۸۹ وارد دوره جدیدی شدیم؛ برای نخستین بار فروش نفت ایران، بانک مرکزی، نظام بانکی و بنادر تحریم شدند.

وی افزود: تا آن تاریخ نفت ایران به شکلی تحریم می‌شد که نیاز به اقدامات ویژه‌ای نداشت و گفته می‌شد صادرات نفت ایران از حدود دو میلیون و ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه به یک میلیون و ۵۰۰ هزار و سپس یک میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه کاهش پیدا کند.

جهانگیری ادامه داد: در سال ۱۳۹۲ اجازه داشتیم حدود یک میلیون بشکه نفت صادر کنیم. نفت به نام ایران فروخته می‌شد و خریدار رسمی داشت و پول آن نیز واریز می‌شد. شش کشور اجازه داشتند از ایران نفت بخرند و برای مصرف آن نیز محدودیت خاصی وجود نداشت.

وی گفت: در سال ۱۳۹۰ حدود ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم و ذخایر ارزی بانک مرکزی نیز حدود ۱۰۰ میلیارد دلار بود. در دوره هشت‌ساله آقای احمدی‌نژاد این میزان نفت فروخته شد و درآمد ارزی زیادی داشتیم، اما این منابع به توسعه کشور کمک نکرد.

جهانگیری افزود: وقتی تحریم اول اتفاق افتاد، در سال قبل از آن حدود ۱۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته بودیم و بانک مرکزی نیز حدود ۱۰۰ میلیارد دلار ذخایر داشت. بنابراین بنیه قوی داشتیم و فقط دنبال این بودیم که پول‌ها را از جاهایی که احتمال مسدود شدن آنها وجود داشت، به مکان‌های امن‌تر منتقل کنیم.

وی با اشاره به دوره دولت روحانی گفت: در سال ۱۳۹۲ نفت ایران به شکل رسمی فروخته می‌شد، اما برخی کشورها ارز مورد نظر را به ما نمی‌دادند؛ چین یوان، هند روپیه و کره وون می‌دادند و ما باید از محل همان ارز کالا وارد می‌کردیم.

جهانگیری ادامه داد: این دوره تحریم تا سال ۱۳۹۴ ادامه داشت، اما در دولت آقای روحانی به دلیل فضای مثبت بین‌المللی، گفت‌وگو برای حل مسائل آغاز شد و به سمت مذاکرات با ۵+۱ رفتیم. در آن دوره هر سال رشد اقتصادی مثبت می‌شد و تورم کاهش پیدا می‌کرد. تورم در سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ تک‌رقمی شد و رشد اقتصادی نیز افزایش پیدا کرد. این دوره‌ای بود که ما به سمت توسعه حرکت کردیم.

وی با اشاره به خروج آمریکا از برجام گفت: سال ۱۳۹۷ ترامپ از برجام خارج شد و اعلام کرد فروش نفت ایران باید به صفر برسد. این نخستین بار بود که ما باید یا دست روی دست می‌گذاشتیم و فروش نفت را به صفر می‌رساندیم یا راه‌هایی پیدا می‌کردیم که نفت بفروشیم.

جهانگیری تأکید کرد: هیچ کشوری در دنیا نبود که وقتی آمریکا می‌گفت یا با ایران کار کنید یا با ما، حاضر باشد بگوید با ایران کار می‌کنیم و ارتباطمان با آمریکا را تعطیل می‌کنیم. هنر ما این بود که با این کشورها گفت‌وگو کنیم، نه اینکه آنها را تهدید کنیم. باید می‌گفتیم اقتصاد جای فایده و هزینه است و شما نباید به دلیل همکاری با ما ضرر کنید.

وی افزود: از سال ۱۳۹۷ مجبور بودیم راه‌های جدیدی پیدا کنیم. هیچ کشوری حاضر نبود نفت ایران را به نام نفت ایران خریداری کند؛ بنابراین نفت ایران به نام کشور دیگری ثبت می‌شد و پول آن نیز به حساب رسمی ایران واریز نمی‌شد. این سازوکار بسیار پیچیده بود.

جهانگیری درباره سازوکار فروش نفت در دوران تحریم گفت: در دوره تحریم افرادی بودند که نفت ایران را خریداری می‌کردند. در دوره تحریم اول، یعنی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴، و در دوره تحریم ترامپ از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰، مشکل خاصی در این زمینه پیش نیامد. انتخاب این افراد توسط وزارت نفت انجام می‌شد و گروهی نیز به وزارتخانه کمک و مشورت می‌دادند.

وی ادامه داد: خریدار نفت باید پول آن را به شرکت نفت برمی‌گرداند. این پول گاهی هنگام دریافت نفت پرداخت می‌شد و گاهی نیز بر اساس قرارداد، دو ماه بعد برمی‌گشت. وقتی گفته می‌شود پول به کشور برنگشته، معنایش این نیست که باید یک دلار را بردارند و به‌صورت فیزیکی تحویل دهند. ممکن است پول در شرکتی در یک کشور باشد و ما باید بتوانیم از محل آن دستور خرید صادر کنیم.

جهانگیری افزود: تراستی‌ها در دوره‌های بعد شکل گرفتند. پول خریداران نفت در این حساب‌ها نگهداری می‌شد و از آنجا برای هزینه‌کرد دستور داده می‌شد.

وی با اشاره به هزینه‌های تحریم گفت: اقتصاد ایران پیش از تحریم‌ها سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار و گاهی ۲۰۰ میلیارد دلار و بیشتر حجم تجارت خارجی داشت. اگر هزینه‌هایی را که تحریم بر اقتصاد ما تحمیل کرده، مانند تخفیف در فروش نفت، هزینه حمل‌ونقل، بیمه، گران‌تر خریدن کالا و هزینه جابه‌جایی پول محاسبه کنیم، این هزینه‌ها حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد می‌شود.

جهانگیری ادامه داد: اگر حجم تجارت را ۱۰۰ میلیارد دلار در نظر بگیریم، ۲۰ درصد آن حدود ۲۰ میلیارد دلار می‌شود. این ۲۰ میلیارد دلار به جیب چه کسانی می‌رود؟ بخشی از آن به جیب تحریم‌کنندگان می‌رود و حتماً در آمریکا گروه‌هایی هستند که از ادامه تحریم‌ها منافع دارند. در کشورهایی که از آنها خرید و فروش می‌کنیم نیز گروه‌هایی هستند که از این روابط منتفع می‌شوند و در ایران هم حتماً گروهی وجود دارد که از این منافع سهم می‌برد. در واقع یک شبکه ذی‌نفعان در این فرایند شکل گرفته است.

جهانگیری درباره شرایط فعلی گفت: در دوره فعلی اتفاق جدیدی افتاده که غیر از تحریم، محاصره دریایی است. این مسئله تاکنون وجود نداشته است.

وی افزود: نکته مهم این است که آیا محاصره دریایی که آمریکایی‌ها انجام داده‌اند، یک اقدام تحریمی اقتصادی است؟ آیا می‌توان آن را در کنار اقداماتی مانند «نفت را نخرید» و «پول ایران را منتقل نکنید» قرار داد؟ آمریکا احساس می‌کرد در مقابل ایران قدرت نرم دارد؛ قدرت اقتصادی آمریکا در جهان بسیار بالاست و می‌گوید یا با من کار کنید یا با ایران.

جهانگیری تصریح کرد: اما محاصره دریایی دیگر صرفاً قدرت نرم آمریکا نیست. این اقدام برای نخستین بار، تا جایی که من می‌دانم، ابزار نظامی را نیز وارد جنگ اقتصادی کرده است.

وی گفت: آمریکا دیده است که ما با تحریم دو کار انجام می‌دهیم؛ نخست دور زدن تحریم‌ها و دوم کاهش آثار تحریم بر اقتصاد کشور. هدف تحریم این است که تورم را بالا ببرد، رشد اقتصادی را کم کند، سرمایه‌گذاری را کاهش دهد و فشار و رنج مردم را افزایش دهد. ما تلاش کرده‌ایم آثار تحریم در اقتصاد کشور را کاهش دهیم و مردم در رنج قرار نگیرند.

جهانگیری افزود: محاصره دریایی یک دوره جدید است. به همین دلیل معتقدم بعد از جنگ ۱۲ روزه باید این موضوع در محاسبات ما قرار می‌گرفت که آمریکایی‌ها می‌خواهند با فشار اقتصادی کشور را آسیب‌پذیر کنند. حداقل بعد از جنگ ۴۰ روزه که محاصره دریایی شروع شد، این مسئله باید به‌عنوان یک واقعیت پیش روی ما قرار می‌گرفت که آمریکا می‌خواهد با ابزار نظامی مانع صادرات نفت شود.

وی ادامه داد: اکنون آمریکا حتی جلوی کشتی حامل کالا را نیز می‌گیرد و اگر کشتی به دستور آنها توجه نکند، با ابزار نظامی آن را هدف قرار می‌دهد؛ حتی اگر کالای تحریمی حمل نکند.

جهانگیری گفت: به نظر من شاه‌بیت این دوره این است که آمریکایی‌ها دنبال این هستند که با محاصره دریایی، هوایی و زمینی بتوانند داخل ایران را تحت فشار قرار دهند. آنها در جنگ ۴۰ روزه توان نظامی خود را امتحان کردند و به نتیجه‌ای که می‌خواستند نرسیدند؛ بنابراین فاز را تغییر داده‌اند و وارد فاز اقتصادی شده‌اند و فکر می‌کنند با فشاری که به مردم وارد می‌کنند، می‌توانند به اهداف خود برسند.

جهانگیری با تأکید بر ظرفیت‌های ایران اظهار کرد: مسئولیت اداره کشور در این شرایط بسیار دشوار است، اما ایران ظرفیت زیادی دارد و کشور بسیار پرپتانسیلی است. ما باید برای هر موضوعی بنشینیم و راه‌حل پیدا کنیم. مدیران کشور قادر هستند حتی همین محاصره را نیز بی‌اثر کنند.

وی افزود: در دوره اول ترامپ نیز گفته می‌شد با تحریم‌ها کاری می‌کنیم که ایران نتواند چهلمین سال انقلاب خود را جشن بگیرد، اما بعدها خود پمپئو و بولتون اعلام کردند که در جنگ اقتصادی و فشار حداکثری علیه ایران شکست خوردیم. اکنون نیز به نظر من مسئولان باید با همین روحیه حرکت کنند.

جهانگیری با اشاره به تجربه دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفت: یکی از شیوه‌های مهم رهبری شهید انقلاب در چنین مقاطعی، سازمان‌دهی مدیریتی قوی بود. بعد از اینکه در سال ۱۳۹۲ دولت را شروع کردیم، ایشان برای مقابله با تحریم‌ها سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند. آقای روحانی نیز من را مسئول ستاد اقتصاد مقاومتی کرد.

وی ادامه داد: در سال ۱۳۹۵ نیز در جلسه‌ای که سران سه قوه و مسئولان حضور داشتند، تأکید شد ستاد اقتصادی که آقای جهانگیری فرمانده آن است باید نافذالکلمه باشد و هر تصمیمی که می‌گیرد، برای مقابله با این شرایط اجرا شود.

جهانگیری تصریح کرد: اقتصاد و دیپلماسی دو ضرورت جداگانه برای اداره کشور هستند و نباید آنها را با هم قاطی کنیم. در سال ۱۳۹۲، به محض اینکه آقای روحانی کار خود را آغاز کرد، دو مسیر همزمان دنبال شد؛ یک مسیر را آقای ظریف با محوریت خود آقای روحانی برای مذاکره با ۵+۱ و حل مسائل خارجی دنبال می‌کرد و یک مسیر نیز توسط تیم اقتصادی برای اداره اقتصاد کشور دنبال می‌شد.

وی افزود: مأموریت تیم اقتصادی این بود که شاخص‌های اقتصادی کشور را به دنیا نشان دهد و ثابت کند که علی‌رغم تحریم‌ها اقتصاد کشور سرپاست، تورم در حال کاهش است، رشد مثبت است و فشار بر زندگی مردم کم شده است. طرف مقابل باید احساس می‌کرد این مسیر نتیجه نمی‌دهد و راهش این است که با ایران توافق کند. این اتفاق افتاد و برجام شکل گرفت.

جهانگیری گفت: بعد از خروج ترامپ از برجام نیز تلاش کردیم با همه دنیا ارتباط داشته باشیم و اعلام کنیم که می‌خواهیم با دنیا کار کنیم. ما دیپلماسی را کنار نگذاشتیم و از برجام خارج نشدیم. حتی آقای پوتین نیز در دیداری با رهبری از ایشان خواستند که ایران از برجام خارج نشود؛ زیرا برجام فرصتی ایجاد می‌کند که ایران بتواند با سایر کشورهای دنیا کار کند.

وی تأکید کرد: اقتصاد باید خوب اداره شود و رنج مردم باید کاهش پیدا کند. اگر آمریکایی‌ها احساس کنند محاصره دریایی آنها جواب داده و اقتصاد کشور به هم ریخته و گرانی افزایش یافته، تصور می‌کنند مسیر درستی انتخاب کرده‌اند. ما باید با اداره خوب کشور به آمریکایی‌ها نشان دهیم که مسیر بدی را انتخاب کرده‌اند.

جهانگیری گفت: در سال ۱۳۹۷ زمانی که آمریکا اعلام کرد فروش نفت ایران باید صفر شود، اگر ما دنبال روش‌های دیگری برای فروش نفت نمی‌رفتیم، ممکن بود نتوانیم کشور را اداره کنیم. اکنون شرایط سخت‌تر است و محاصره از نظر من سخت‌تر از آن دوره است، اما اینکه هیچ راهی وجود ندارد، درست نیست.

وی افزود: ایران حجم بزرگی از کالا و نفت خود را از مسیر دریای جنوب صادر می‌کند و بخش عمده کالاهای وارداتی نیز از مسیر دریای جنوب وارد می‌شود، اما ما در شمال نیز دریا داریم، مسیر زمینی و ریلی داریم و می‌توانیم از ظرفیت‌های مختلف استفاده کنیم. اگر یک شرکت یا شرکت هواپیمایی تحریم شد، نمی‌توانیم دست روی دست بگذاریم. باید راه پیدا کرد.

جهانگیری ادامه داد: بسیاری از شرکت‌هایی که تحریم شده‌اند، راه‌هایی پیدا کرده‌اند که کالاهای خود را بفروشند و واردات خود را انجام دهند.

وی با اشاره به نامه خود به رئیس‌جمهور گفت: سال گذشته، تقریباً در همین زمان، نامه‌ای به آقای پزشکیان نوشتم و پیشنهاد کردم سه کمیته مستقل و دارای اختیار کامل ایجاد شود؛ زیرا اسنپ‌بک اتفاق افتاده بود، جنگ ۱۲ روزه رخ داده بود و شرایط نه جنگ و نه صلح بر کشور سنگینی می‌کرد.

جهانگیری افزود: یکی از این کمیته‌ها باید کمیته دیپلماسی باشد. ما باید با دنیا کار کنیم و از ظرفیت دیپلماسی برای حل مسائل استفاده کنیم و می‌توانیم مسائل را از موضع اقتدار و به شکل شرافتمندانه حل کنیم.

وی گفت: کمیته دوم باید اقتصادی باشد. این کمیته باید فارغ از اینکه دیپلماسی در کوتاه‌مدت نتیجه می‌دهد یا نه، به دنبال مدیریت اقتصاد کشور باشد. اقتصاد کشور به تصمیم‌های سخت نیاز دارد و این تصمیم‌ها باید بر اساس هزینه و فایده گرفته شوند.

جهانگیری تأکید کرد: در شرایط فعلی، مهم‌ترین اولویت اقتصادی از نظر من معیشت مردم و تورم است. اگر دولت روی این موضوع تمرکز کند و همه نظام پشت دولت بایستند، می‌توان شرایط را مدیریت کرد.

وی افزود: در دوره ترامپ، به محض اینکه تحریم‌ها آغاز شد، اساسنامه و شرح وظایف ستاد مقابله با تحریم را تهیه کردم و آن را به شورای عالی امنیت ملی بردم. این ستاد تصویب شد و رهبری نیز مصوبه را تأیید کردند. این ستاد برای کمک به دستگاه‌ها در زمینه دور زدن تحریم‌ها ایجاد شد.

جهانگیری ادامه داد: در سال ۱۳۹۷ نیز رهبری جمعی از مسئولان سه قوه را خواستند و گفتند جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران آغاز شده است و از سه قوه خواستند سازوکاری ایجاد کنند که هر تصمیمی که با توافق سه قوه گرفته شود، تصمیمی قانونی و قطعی و برای همه لازم‌الاجرا باشد.

وی گفت: در یک جلسه خصوصی نیز که سران سه قوه و چند نفر دیگر حضور داشتند، بحث شد که جنگ اقتصادی به یک فرماندهی واحد در داخل کشور نیاز دارد. آقای روحانی خطاب به رهبری گفتند بهترین فرد برای فرماندهی این جنگ اقتصادی خود شما هستید، اما رهبر شهید گفتند این خلاف قانون اساسی است؛ رئیس‌جمهور باید فرمانده باشد و همه باید به او کمک کنند.

جهانگیری تأکید کرد: اکنون نیز رئیس‌جمهور باید هر اختیاری را که برای عبور کشور از این مرحله نیاز دارد، روی میز بگذارد و با سران سه قوه درباره آن بحث کند.

وی گفت: به نظر من اولویت باید تورم باشد. قیمت دلار نیز باید مدیریت شود. افزایش روزانه پنج یا ۱۰ هزار تومانی قیمت دلار، افزایش طبیعی نیست.

جهانگیری افزود: درست است که اکنون ضربه‌ای به فروش نفت ما وارد شده، اما در سال‌هایی در همین دوره، صادرات نفت کشور بسیار پایین بوده است. سال‌هایی داشته‌ایم که کل صادرات نفت ۱۰ یا ۱۲ میلیارد دلار بوده و کشور با همان شرایط اداره شده است.

وی ادامه داد: در سال ۱۳۹۴ قیمت نفت به زیر ۳۰ دلار رسید و درآمد ارزی کشور حدود ۲۳ یا ۲۴ میلیارد دلار بود که سهم دولت حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار می‌شد. در سال ۱۳۹۹ نیز کل درآمد فروش نفت کشور حدود شش یا هفت میلیارد دلار بود، اما کشور اداره شد.

جهانگیری با اشاره به ظرفیت صادرات غیرنفتی گفت: ما صادرات غیرنفتی داریم که دولت بر آنها اشراف دارد؛ مانند صادرات محصولات پتروشیمی و صنایع معدنی که بیش از ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار است. باید روی این ظرفیت‌ها کار کرد و با کشورها ارتباط داشت.

وی افزود: در مقاطعی صادرات ما به عراق به ۱۲ میلیارد دلار رسید، به افغانستان سه تا چهار میلیارد دلار صادرات داشتیم و با ترکیه نیز در دوره‌های مختلف تفاهم کردیم که حجم تجارت را به ۳۰ میلیارد دلار برسانیم.

جهانگیری تأکید کرد: دست ما کاملاً بسته نیست. باید راه‌حلی پیدا کنیم که این کشورها بتوانند راحت‌تر با ایران کار کنند. ظرفیت همسایگان را باید جدی بگیریم و با همسایگان کار کنیم. همچنین ظرفیت کشورهایی مانند چین و هند را باید جدی بگیریم. اینها ظرفیت‌هایی هستند که می‌توانند در شرایط فعلی کمک کنند.

جهانگیری درباره ضرورت حفظ انسجام ملی گفت: اگر آمریکایی‌ها احساس کنند می‌توانند با فشار اقتصادی به ایران ضربه کاری بزنند، به‌گونه‌ای که رنج مردم افزایش پیدا کند و مردم به اعتراضات داخلی کشیده شوند، این مسیر برای آنها کم‌هزینه‌ترین مسیر خواهد بود. ما باید این مسیر را ببندیم.

وی افزود: یکی از راه‌ها، برنامه‌های اقتصادی دولت است که همه باید از آن حمایت کنند. موضوع دیگر انسجام ملی است. اینکه مردم اجازه ندادند کشور از بین برود، مسئله بسیار مهمی است. اینکه بسیاری از ایرانی‌ها پای ایران ایستادند، موضوع مهمی است.

جهانگیری تأکید کرد: نباید از این مسئله سوءاستفاده کنیم. در روزهای سخت باید از کسانی که پای ایران ایستادند تجلیل کنیم و بعد از عبور از بحران، نگوییم حالا باید گذشته این افراد را بررسی کنیم و ببینیم چه سابقه‌ای داشته‌اند.

وی گفت: ما چه‌کاره هستیم که بخواهیم گذشته کسانی را که در یک جنگ نابرابر و ظالمانه کنار ایران ایستاده‌اند، بررسی کنیم؟ امام بارها گفت میزان، حال فعلی افراد است. کسی که آمده و گفته ایران را دوست دارم و در این جنگ طرف ایران هستم و می‌خواهم با ایران باشم، همین کفایت می‌کند.

جهانگیری ادامه داد: نباید مرتب علیه کسانی که پای ایران ایستاده‌اند موضع‌گیری کنیم؛ زیرا ممکن است اگر اتفاق بدی رخ داد، این افراد دچار تردید شوند که آیا باید دوباره پای کار ایران بیایند یا نه.

وی افزود: در چنین شرایطی باید امید به آینده را افزایش دهیم. امید به آینده با حرف ایجاد نمی‌شود. باید یک افق‌گشایی جدی انجام دهیم و با نخبگان گفت‌وگو کنیم. باید آینده روشنی برای مردم ترسیم کنیم؛ نه صرفاً با حرف و شعار. باید مردم عملاً ببینند وعده‌ای که داده می‌شود، در مسیر اجرا قرار گرفته است.

جهانگیری تأکید کرد: باید نشان دهیم می‌توانیم جنگ را تمام کنیم، می‌توانیم محاصره را پایان دهیم و می‌توانیم اقتصاد کشور را شکوفا کنیم.

وی در ادامه با تشریح پیشنهاد خود درباره سه کمیته گفت: سال گذشته در نامه‌ای به آقای پزشکیان تأکید کردم که سه مسیر مهم پیش روی کشور است و به سه کمیته مستقل نیاز داریم که تحت یک فرماندهی مشخص فعالیت کنند.

جهانگیری گفت: یکی از آنها کمیته اقتصادی است که باید مسائل اقتصادی کشور را اولویت‌بندی کند و بر اساس اولویت تصمیم بگیرد. اگر امروز معیشت مردم و تورم اصلی‌ترین مسئله است، باید این موضوع در اولویت قرار گیرد و مسئول آن نیز مشخص باشد.

وی افزود: هیچ‌کس، در هیچ سطحی، چه دولت، چه مجلس، چه نهادهای خارج از دولت و چه قوای سه‌گانه، نباید پیشنهادی بدهد که موجب افزایش تورم و فشار بر معیشت مردم شود. دولت باید روند افزایش تورم را متوقف و مسیر آن را کاهشی کند تا مردم ببینند فشار تورمی در حال کاهش است.

جهانگیری ادامه داد: باید کسری بودجه کنترل شود، هزینه‌های غیرضروری حذف شود، نظام بانکی کنترل شود و روی بودجه و نظام ارزی در ارتباط با تورم تمرکز شود.

وی گفت: کمیته دوم، کمیته دیپلماسی است که باید کار خود را به‌صورت جدی پیش ببرد. این کمیته باید از توافقی که در پاکستان انجام شده، قاطعانه دفاع کند و موضوع را پیش ببرد.

جهانگیری افزود: مسئولیت این موضوع باید مشخص باشد؛ وزیر امور خارجه، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یا هر کسی که مسئول این موضوع است، باید مشخصاً مأموریت داشته باشد که این پرونده را دنبال کند. این گروه باید مأموریتش این باشد که موضوع را با نهایت حکمت و مصلحت و در اسرع وقت حل کند.

وی تأکید کرد: باید همسایگان را در این مسیر فعال کنیم و چین و سایر کشورهایی را که می‌توانند کمک کنند، وارد میدان دیپلماسی کنیم. دیپلماسی یعنی گفت‌وگو و پیگیری برای حل مسئله.

جهانگیری درباره کمیته سوم نیز گفت: کمیته سوم، رسانه است. رسانه نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. رسانه رسمی، مانند صداوسیما، باید رویکردش با رویکرد کمیته دیپلماسی هماهنگ باشد.

وی ادامه داد: اگر کمیته دیپلماسی تصمیم گرفته مذاکره کند و به توافق برسد، اما رسانه تصمیم بگیرد همان مذاکره را تخریب کند، این سؤال ایجاد می‌شود که اینها چگونه با هم کار می‌کنند و هدفشان چیست.

جهانگیری تصریح کرد: نظامیان نیز باید پشتیبان دیپلماسی باشند. نظامیان باید به دنیا اعلام کنند که آمادگی کامل دارند و اگر هر حرکت نظامی علیه ایران انجام شود، با تمام توان پاسخ خواهند داد.

وی درباره جزئیات پشت پرده تفاهم اسلام‌آباد گفت: درباره جزئیات پشت پرده تفاهم اسلام‌آباد اطلاعات کاملی ندارم و نمی‌توانم درباره اینکه چه کسی توافق را نقض کرده یا چه کسی آغازکننده اقدام بعدی بوده، اظهارنظر قطعی کنم.

جهانگیری افزود: در چنین گفت‌وگوهایی، پشت پرده مذاکرات گاهی از متن توافق مهم‌تر است و باید دید چه اتفاقی افتاده، چه کسی آغاز کرده است. قاعدتاً در چنین توافق‌هایی باید سازوکاری برای حل اختلاف پیش‌بینی شده باشد تا اگر مواردی مورد اختلاف قرار گرفت، مسیر مشخصی برای حل اختلاف وجود داشته باشد و توافق قابلیت اجرا داشته باشد.